مثل آیینه مشو محو جمال دگران از دل و دیده فرو شوی خیال دگران در جهان بال و پر خویش گشودن آموز که پریدن نتوان با پر و بال دگران آتش از نالهٔ مرغان حرم گیر و بسوز آشیانی که نهادی به نهال دگران