تعداد بازدید : 5
تحلیلگر حوزه انرژی در گفت‌و‌گو با اقتصادآنلاین؛

بحران بنزین و نسخه‌های نیمه‌کاره | چرا افزایش چند هزار تومانی قیمت راهگشا نیست؟ | موسوی: نرخ سوم بنزین باید شناور شود

اقتصاد‌آنلاین: یک تحلیلگر حوزه انرژی از اهمیت آزادسازی قیمت بنزین و مشکلاتی که در بُعد مصرف سوخت وجود دارد، سخن به میان آورد و تحریم را عامل اصلی ناکامی سیاست‌های اقتصادی دانست.

گروه انرژی؛ این‌روزها مسئله انرژی به خصوص بنزین و اصلاح قیمت آن به پربحث‌ترین موضوع اقتصادی تبدیل شده است. موضوعی که افراد را به دو دسته مخالف و موافق تبدیل کرده و کمتر افرادی را می‌توان دید که نسبت به قیمت بنزین موضع مشخصی نداشته باشند.

در این باره، سید محمدهادی موسوی تحلیلگر حوزه انرژی در گفت‌وگوی تصویری با اقتصادآنلاین به مصائب و مشکلاتی که در زمینه بنزین و حامل‌های انرژی وجود دارد، اشاره کرده است. مشکلاتی که به بحران بزرگی تبدیل شده‌اند، اما هنوز برای گذر از آنها راه حل وجود دارد.

گفت‌وگوی اقتصادآنلاین را با محمدهادی موسوی می‌خوانید.

*****

*آقای موسوی؛ از نظر شما قیمت واقعی بنزین در حال حاضر چقدر باید باشد؟

قیمت بنزین را نمی‌شود قطعی و دقیق مشخص کرد. در واقع قیمت باید بر اساس حالت عادی که در محدوده خلیج فارس حدود ۰.۸ دلار در هر لیتر و میانگین جهانی حدود ۱.۵ دلار است، تعیین کرد. اما این فقط یک گزاره است و دقت در نرخ جهانی به تنهایی کافی نیست. بنابراین باید عوامل موثر در قیمت و مصرف بنزین در نظر گرفته شود.

*یک دیدگاه در سطح جامعه و میان تحلیلگران وجود دارد مبنی بر اینکه افزایش قیمت لزوماً نمی‌تواند مصرف را کاهش دهد. تجربه تاریخی نیز در این زمینه داشته‌ایم. در سال ۱۳۹۸، در کوتاه‌مدت مصرف کاهش پیدا کرد، اما در میان‌مدت مجدداً شاهد افزایش مصرف بودیم. به نظرتان چه عواملی می‌تواند بر مصرف بنزین تأثیر بگذارد؟ 

باید دو نکته را از یکدیگر جدا کنیم. نخست اینکه تنها راه اصلاح الگوی مصرف، چه در بنزین و چه در سایر حامل‌های انرژی، آزادسازی قیمت انرژی است. در ایران، قیمت انرژی باید متناسب باشد. آزادسازی قیمت، شرط لازم برای اصلاح الگوی مصرف است، اما شرط کافی نیست.

گرانی بنزین بدون اصلاح خودروها، نسخه کاملی نیست

وقتی میانگین مصرف خودرو‌های داخلی ما حدود ۱۲ لیتر است، در حالی که این رقم در سطح جهانی برای مثال بین ۷ تا ۹ لیتر قرار دارد، حتی اگر قیمت را افزایش دهید، باز هم با دو مشکل در زمینه مصرف مواجه خواهیم بود.

یکی از این مشکلات در بُعد مصرف‌کننده و دیگری در زمینه استهلاک مصرف‌کننده، تجهیزات و خودرو‌هایی است که بنزین مصرف می‌کنند. ما در دو دهه تحریم، واردات مناسبی در زمینه خودرو و تجهیزات دیگر نداشته‌ایم. طبیعتاً ممکن است در یک بازه کوتاه‌مدت، مصرف کاهش پیدا کند اما پس از آن، بازار و ساختار مصرف، خود را با قیمت‌های جدید تطبیق می‌دهد.

بنابراین، آزادسازی قیمت، شرط لازم است اما حداقل شرط دیگر این است که خودرو باکیفیت و با قیمت متناسب با قیمت جهانی نیز در دسترس مردم باشد؛ یعنی قیمت و نوع خودرو باید با میزان مصرف آن تناسب داشته باشد.

*بر اساس سخنان اخیر رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه نرخ سوم بنزین نباید بیشتر از ۱۰ هزار تومان باشد و با توجه به میانگین قیمتی که در جهان و به‌ویژه در کشور‌های حوزه خلیج فارس وجود دارد، از دیدگاه شما این قیمت ۱۰ هزار تومان تا چه اندازه می‌تواند گامی درست و مؤثر در جهت اصلاح مصرف باشد؟

این اصرار بر سیاست شکست‌خورده قبلی است. یعنی همان‌قدر که قیمت ۵ هزار تومانی، کاهش مصرف ایجاد خواهد کرد، قیمت ۱۰ هزار تومانی نیز چنین اثری خواهد داشت. قیمت ۳۰ هزار تومانی و حتی قیمت ۱۰۰ هزار تومانی نیز به همین شکل.

بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ ادامه همان سیاست شکست‌خورده

قیمت بنزین باید متعادل و متناسب با قیمت جهانی آن باشد. بنابراین، قیمت‌های ۵ هزار تومانی، ۱۰ هزار تومانی و حتی ارقام دیگر را راه‌حل مناسبی نمی‌بینم.

اگرچه دولت در محاسبات خود فکر می‌کند که افزایش قیمت از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان می‌تواند ۵۰ درصد کاهش مصرف ایجاد کند، اما تبعاتی که این موضوع برای کشور به دنبال دارد، آن‌قدر زیاد است که حتی افزایش قیمت بنزین به ۱۰ هزار تومان، ۱۵ هزار تومان، ۲۰ هزار تومان و حتی ۵۰ هزار تومان نیز نمی‌تواند آن را جبران کند.

دولت در حال حاضر برای اینکه سالانه حدود ۱۰ میلیارد دلار یارانه بنزین پرداخت کند (این یارانه هم شامل واردات و هم شامل قیمت خرید بنزین از پالایشگاه‌های داخلی است) مجبور به چاپ پول است؛ چون منابع کافی ندارد و از بانک مرکزی استقراض می‌کند.

استقراض از بانک مرکزی یکی از اصلی‌ترین عوامل تورم در جامعه است. بنابراین، هرچقدر هم قیمت بنزین را دو برابر یا سه برابر کنند، باز هم حجم سوبسید و یارانه‌ای که دولت پرداخت می‌کند، بسیار قابل توجه خواهد بود.

برای مثال، ممکن است با افزایش قیمت، یارانه بنزین از ۱۰ میلیارد دلار به ۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کند. درست است که ۲ میلیارد دلار کمتر خواهد شد اما همچنان ۸ میلیارد دلار یارانه بنزین پرداخت می‌کنیم و معادل ریالی و تأثیر تورمی آن نیز آن‌قدر زیاد است که در کوتاه‌مدت، دوباره منابع دولت به پایان می‌رسد و دولت مجبور می‌شود مجدداً قیمت را افزایش دهد. اگر دولت از ابتدا می‌خواهد نرخ سوم را اعلام کند، آن را به شکل صحیحی تعیین کند.

البته من به‌شدت مخالف نرخ‌سازی هستم؛ چون نرخ‌سازی در اقتصاد، به‌طور کلی به معنای ایجاد فساد و رانت است. اما حالا که دولت مجبور است و تصور می‌کند با این روش می‌تواند بازار را کنترل کند، حداقل باید نرخ سوم را شناور قرار دهد. یعنی نرخی متناسب با نرخ بنزین در کشور‌های حوزه خلیج فارس و متناسب با نرخ دلار تعیین و اعلام شود. در غیر این صورت، سیاست نرخ ۱۰ هزار تومانی نه به نفع مردم است و نه باری از دوش دولت برخواهد داشت.

تحریم؛ پارامتر مخربی که همه سیاست‌های اقتصادی را خنثی می‌کند

*آقای موسوی؛ گر قیمت بنزین به سطحی برسد که هم جلوی قاچاق گرفته شود و هم همان‌طور که اشاره کردید، مطابق با قیمت بنزین در کشور‌های همسایه و حاشیه خلیج فارس شود، آیا شاهد شوک‌های اجتماعی نخواهیم بود؟ 

واقعیت این است که اگر فقط مؤلفه بنزین را در نظر بگیریم، نه. اما مشکل این است که ما با جامعه‌ای طرف هستیم که حدود ۲۰ سال تحریم را تحمل کرده، انواع و اقسام فشار‌ها و مشکلات را تحمل کرده، سه جنگ را پشت سر گذاشته و این اتفاق برای مردم موضوع کوچکی نیست.

آستانه صبر جامعه و مردم تا حد زیادی لبریز شده است. بار‌ها و بار‌ها از مردم شنیده‌ام که دولت هر آنچه را می‌توانسته گران کرده با این هدف و این وعده که اگر این قیمت‌ها را افزایش دهم، می‌توانم در زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری کنم و یارانه را به خود مردم برگردانم.

اما تجربه حذف ارز ترجیحی و افزایش چند برابری قیمت روغن و برنج نشان داد که مبلغی که دولت به مردم بازمی‌گرداند در مقایسه با افزایش قیمت‌ها ناچیز و جبران‌ناپذیر است.

بنابراین، مردم از همین حالا مطمئن هستند که هرچقدر قیمت بنزین افزایش پیدا کند، اگر کل یارانه حذف نشود و اگر دولت با اعداد ۱۰ هزار تومان، ۲۰ هزار تومان و ۵۰ هزار تومان بازی کند، نتیجه‌ای نخواهد داشت؛ زیرا عملاً آن تأثیر اجتماعی که حذف یارانه باید داشته باشد، به مردم منتقل نمی‌شود.

دولت دوباره مجبور به چاپ پول می‌شود که تورم را در پی دارد. ارزش همان ۱۰ هزار تومان پول نیز کاهش پیدا می‌کند و دوباره دولت مجبور می‌شود قیمت را افزایش دهد. این چرخه ادامه پیدا خواهد کرد.

اما ما تجربه کشور‌های موفقی را داریم که این کار را انجام داده‌اند؛ مانند کشور‌های شرق آسیا که همزمان با اصلاح و حذف یارانه در زیرساخت‌ها و اصلاح نظام رفاهی کشور نیز سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی کردند و در کوتاه‌مدت توانستند به مردم نشان دهند که حذف یارانه چگونه می‌تواند بر رفاه آنها اثرگذار باشد.

مشکل فعلی کشور ما این است که یک پارامتر مخرب به نام تحریم وجود دارد و هر سیاست اقتصادی که دولت اعمال و هر قیمتی را که دولت تعیین می‌کند، به خاطر تحریم و تبعات نرخ ارز و تورم ناشی از افزایش نرخ ارز، تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در نتیجه، همه آن سیاست‌ها عملاً جبران و خنثی می‌شوند.

بنزین قربانی تورم می‌شود

*بحث تورم را مطرح کردید. با توجه به اینکه قیمت دلار اکنون بیش از ۲۰۰ هزار تومان است و ما در چند ماه گذشته شاهد تورم‌های بالای ۱۰۰ درصد در برخی دسته‌های کالایی و خدماتی بوده‌ایم، آیا افزایش قیمت بنزین می‌تواند مجدداً یک شوک تورمی ایجاد کند و حتی تورم بالای ۱۵۰ درصد را در برخی اقلام به دنبال داشته باشد؟

اگر نتیجه سیاست‌های تولید دولت را در نظر بگیریم، قاعدتاً تغییر نرخ بنزین یا تغییر نرخ انرژی جایگاهی در افزایش تورم ندارد. ما تجربه افزایش قیمت بنزین همراه با کاهش تورم در سال ۱۳۹۴ را نیز داشته‌ایم؛ یعنی قیمت بنزین افزایش پیدا کرد اما تورم کاهش یافت. این موضوع نشان می‌دهد که قیمت بنزین عامل مؤثر و اساسی در تورم نیست.

مشکلی که اکنون وجود دارد این است که سیاست‌گذار ابزار‌های کناری در اختیار ندارد. در سال ۱۳۹۴، دولت ابزار‌هایی داشت که می‌توانست با استفاده از آن سیاست‌های پوششی و تنظیمی را به نحوی اجرا کند که تأثیر افزایش قیمت بنزین بر بخش تولید کاهش پیدا کند و حتی تورم کاهش یابد.

اما اکنون دولت ابزار کافی در اختیار ندارد. ابزار‌های پولی و مالی دولت بسیار محدود است. بنابراین، هر کاری که انجام دهد و هر روشی را که اجرا کند، تورم ناشی از افزایش قیمت بنزین خود را نشان خواهد داد. از این جهت، در شرایط فعلی واقعاً با یک کلاف سردرگم و پیچیده از نظر سیاست‌گذاری اقتصادی مواجه هستیم که مشخص نیست دولت چه کاری باید انجام دهد و چه کاری نباید انجام دهد.

به نظر من، تمرکز اصلی دولت باید بر رفع تحریم‌ها باشد. دولت باید تلاش کند تحریم‌ها را رفع کند تا درآمد ارزی کشور افزایش پیدا کند. در غیر این صورت، این چرخه هر یک یا دو سال دوباره تکرار می‌شود و مجدداً دور هم جمع می‌شویم و درباره بنزین و یارانه بنزین تصمیم می‌گیریم. تا زمانی که آن عامل اصلی و مخرب یعنی تحریم حذف نشود، نمی‌توان سیاست‌های درست اقتصادی را اجرا کرد.

راه اصلاح بنزین را دنیا قبلاً رفته است

*چه توصیه‌ها یا پیشنهادهایی برای سیاست‌گذاران دارید و به نظر شما چه نکاتی در شرایط کنونی نیازمند توجه و تصمیم‌گیری جدی است؟

توصیه من این است که علم اقتصاد و مشکلاتی که ما با آنها مواجه هستیم، برای نخستین بار در دنیا اتفاق نیفتاده‌اند. این مسائل بار‌ها و بار‌ها در کشور‌های مختلف دنیا، به‌ویژه در کشور‌های در حال توسعه و کشور‌های آفریقایی، بوده و تجربیات بسیار خوبی در این زمینه وجود دارد.

مؤسسات بین‌المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، گزارش‌های بسیار خوبی درباره انواع سیاست‌های اصلاح و تعدیل قیمت‌های انرژی، از نمونه‌های موفق گرفته تا نمونه‌های ناموفق و شکست‌خورده، تهیه، فهرست و تحلیل کرده‌اند.

ما به جای اینکه از روش‌های صرفاً امنیتی استفاده کنیم، بهتر است از تجربه بشری بهره بگیریم؛ ببینیم نمونه‌های موفق چه کاری انجام داده‌اند و ما نیز متناسب با شرایط کشور خودمان، همان نمونه‌ها و سیاست‌های موفق را اجرا کنیم.

منبع: اقتصاد آنلاین
x