شکنندگی فروش نفت ناوگان سایه/ آمریکا نقش مالزی و چین را کمرنگ میکند؟

تشدید تحریمهای آمریکا علیه کشورمان، بهویژه در حوزه صنعت نفت که ستون فقرات اقتصاد ایران محسوب میشود، چالشهای عمیق و چندلایهای را به همراه داشته است. هشتم فروردین ماه سال جاری بلومبرگ از توقف ۱۱ نفتکش حامل حدود ۱۷ میلیون بشکه نفت ایران در سواحل مالزی خبر داد. خبری که نشانهای از اختلال در زنجیره لجستیکی تجارت نفت ایران با چین، بزرگترین خریدار نفت کشورمان، است.
به گزارش اقتصاد آنلاین، فرشته رضایی: توقیف نفتکشهای حامل نفت ایران که در منطقهای استراتژیک برای انتقال کشتیبهکشتی (STS: Ship-to-Ship Transfer) رخ داده، نهتنها از کندی روند صادرات نفت کشور حکایت دارد، بلکه میتواند پیامدهای گستردهتری برای اقتصاد ما به دنبال داشته باشد.
نقش مالزی و چین کمرنگ خواهد شد؟
ابتدا بهتر است نگاهی به نقش استراتژیک مالزی در زنجیره صادرات نفت ایران داشته باشیم. مالزی، بهویژه در منطقه شرق شبهجزیره مالزی، به دلیل موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای لجستیکی خود، به یکی از مراکز کلیدی برای انتقال کشتیبهکشتی نفت تحریمی ایران تبدیل شده است. این فرآیند، که به منظور دور زدن تحریمهای ظالمانه علیه ما انجام میشود، بخش مهمی از استراتژی صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد.
توقف طولانیمدت نفتکشها در سواحل مالزی، همانطور که بلومبرگ گزارش داده، میتواند ناشی از فشارهای فزاینده آمریکا بر دولت مالزی یا شرکتهای فعال در این منطقه باشد. این فشارها ممکن است شامل تهدید به تحریمهای ثانویه یا محدودیتهای مالی برای نهادهای دخیل در این تجارت باشد. پیشتر تحلیلگران در نشریه فاینشنال تایمز اشاره کردهاند که مالزی، بهعنوان یک بازیگر میانی در تجارت نفت ایران، تحت نظارت دقیقتر نهادهای بینالمللی قرار گرفته است.
کاهش همکاری مالزی با ایران میتواند به اختلال جدی در زنجیره تأمین نفت این کشور منجر شود، بهویژه اگر این کشور به دلیل ریسکهای اقتصادی و سیاسی از ادامه این نقش عقبنشینی کند. این امر توانایی ایران برای دسترسی به بازارهای جهانی را بهطور قابلتوجهی محدود خواهد کرد.
و اما کاهش نقش حیاتی چین در پایداری درآمدهای نفتی ایران چه اثراتی بر اقتصاد ما خواهد گذاشت؟ چین، بهعنوان بزرگترین مشتری نفت ایران، نقشی بیبدیل در حفظ جریان درآمدی کشور ایفا میکند. با وجود تحریمهای آمریکا، چین تاکنون با استفاده از شرکتهای خصوصی و روشهای غیررسمی، به خرید نفت ایران ادامه داده است. اما گزارش اخیر بلومبرگ از کند شدن روند لجستیکی تجارت نفت با چین، میتواند نشانهای از تغییر رویکرد پکن باشد. این تغییر ممکن است تحت تأثیر فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی آمریکا، از جمله تهدید به تحریم شرکتهای چینی یا محدودیت دسترسی آنها به سیستم مالی بینالمللی، رخ داده باشد.
تأثیر تحریمها بر توانایی صادراتی ایران یا همان ناوگان سایه
تشدید تحریمهای آمریکا، بهویژه تمرکز بر «ناوگان سایه» (Shadow Fleet) ایران -شبکهای از نفتکشهای قدیمی و تحت پرچم کشورهای ثالث- بهطور مستقیم بر زیرساختهای لجستیکی صادرات نفت کشور تأثیر گذاشته است. بر اساس گزارش سال گذشته آژانس بینالمللی انرژی (IEA) تحریمهای امریکا میتوانند تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از صادرات نفت ایران بکاهند، که این میزان حدود یکچهارم کل صادرات فعلی کشور را تشکیل میدهد.
از منظر اقتصادی، کاهش درآمدهای نفتی به معنای تضعیف منابع ارزی کشور است که برای واردات کالاهای اساسی، حفظ ارزش پول ملی و تأمین بودجه دولت حیاتی هستند. سال گذشته اکونومیست در تحلیلی پیشبینی کرده بود که در صورت تداوم این روند، کسری بودجه ایران در سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳) میتواند به بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی برسد، مگر اینکه ایران بتواند منابع درآمدی جایگزین یا روشهای مؤثرتری برای دور زدن تحریمها پیدا کند.
اگر چه، ایران تجربهای طولانی در مقابله با تحریمها دارد و استفاده از روشهایی مانند تغییر هویت نفتکشها، انتقال محمولهها در آبهای بینالمللی، و فروش در بازارهای خاکستری، بخشی از این استراتژیها بوده است. اما بلومبرگ در گزارش سال گذشته خود اشاره کرده بود که ایران ممکن است با گسترش شبکه واسطهها در کشورهایی مانند امارات متحده عربی یا سنگاپور، بخشی از صادرات خود را حفظ کند، اما این روشها هزینهبر و ناپایدار هستند.
رسانههای معتبر جهانی چه میگویند؟
اما هم اکنون و در سال جدید بلومبرگ تأکید دارد که توقف نفتکشها در مالزی بخشی از استراتژی گستردهتر آمریکا برای فلج کردن صادرات نفت ایران است و این اقدام میتواند درآمدهای نفتی ایران را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.
پیش بینی و راه باقی مانده از نظر فاینشنال تایمز هم اینگونه است که فشار بر مالزی و چین ممکن است ایران را به سمت یافتن شرکای جدید، مانند هند یا ترکیه، سوق دهد، هرچند این گزینهها با محدودیتهای خاص خود همراه هستند.
در این میان اما رویترز خوشبینتر است و اشاره میکند که ایران با تکیه بر تجربه گذشته و انعطافپذیری در برابر تحریمها، ممکن است بتواند بخشی از صادرات خود را از طریق مسیرهای غیرمتعارف حفظ کند.
اکونومیست نیز پیشنهاد میدهد که ایران میتواند با سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و افزایش صادرات گاز، بخشی از خسارات ناشی از تحریمهای نفتی را جبران کند، اما این اقدامات نیازمند زمان و منابع مالی قابلتوجهی است که در حال حاضر دستیابی به آنها سخت است.
این تحلیلها نشاندهنده عدم اجماع در مورد شدت تأثیر تحریمها هستند، اما همگی بر یک نکته توافق دارند: تشدید فشارها زنجیره فروش نفت ایران را شکنندهتر کرده است.
سیاستهای دونالد ترامپ در مواجهه با تحریم نفتی ایران
ثدونالد ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود (۲۰۱۷-۲۰۲۱) سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران اعمال کرد. این سیاست با خروج آمریکا از توافق هستهای برجام در سال ۲۰۱۸ آغاز شد و هدف آن به صفر رساندن صادرات نفت کشورمان از طریق تحریمهای شدید بود. او با استفاده از تحریمهای ثانویه، کشورهایی که به خرید نفت از ایران ادامه میدادند را تهدید به مجازات اقتصادی کرد. در نتیجه این سیاست، صادرات نفت ایران به شدت کاهش یافت و از حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۶ به کمتر از ۴۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۰ رسید.
پس از این دوره ایران مجددا توانست توان صادراتی نفت خود را احیا کند و بر اساس آمارهای کپلر، ایران تا اواخر سال ۲۰۲۴ بهطور متوسط روزانه یک میلیون و ۵۱۲ هزار بشکه نفت تحویل چین داده که ۳۴ درصد بیشتر از سال قبلتر از خود و دو برابر سال ۲۰۲۲ است.
اما در دوره دوم ریاستجمهوریاش (۲۰۲۵-اکنون)، ترامپ سیاست تحریم را تشدید کرده و تمرکز بیشتری بر قطع کامل جریان درآمد نفتی ایران گذاشته است. او تحریمهای جدیدی علیه شبکههای صادرات پنهان نفت ایران، از جمله شرکتها و نفتکشهای دخیل در این فعالیتها، اعمال کرده است. این تحریمها بهویژه بر «ناوگان سایه» ایران متمرکز شدهاند که برای دور زدن تحریمها استفاده میشوند. علاوه بر این،فشار بر چین، بزرگترین خریدار نفت ایران، را افزایش داده تا این کشور را وادار به کاهش یا قطع خرید نفت از ایران کند.
نفتکشهای فعال در صادرات پنهان نفت ایران
ایران برای مقابله با تحریمها و حفظ صادرات نفت خود، از «ناوگان سایه» استفاده میکند. این ناوگان با استفاده از واسطهها، نفت ایران را به بازارهای جهانی، بهویژه چین، منتقل میکنند. این نفتکشها اغلب قدیمی و فاقد بیمه معتبر هستند و در آبهای بینالمللی فعالیت میکنند تا از شناسایی توسط آمریکا در امان بمانند.
برآوردهای مختلفی از تعداد این نفتکشها وجود دارد: در دوره اول تحریمهای ترامپ، گزارشهایی از وجود حدود ۷۰ نفتکش که نفت ایران را حمل میکردند منتشر شد. در سالهای بعد، این تعداد افزایش یافت و برخی منابع به وجود بیش از ۴۰۰ نفتکش اشاره کردهاند. بر اساس برخی گزارشها نیز تعداد نفتکشهای حمل نفت ایران به ۴۶۹ نفتکش رسیده است که اگر چه عدد آن قطعی نیست اما ممکن است همه آنها در معرض تحریمهای آمریکا قرار گیرند. دولت آمریکا در دوره دوم ترامپ نیز اقداماتی علیه این نفتکشها انجام داده است. برای مثال، در ماههای اخیر، بیش از ۶۷ نفتکش به دلیل ارتباط با صادرات نفت ایران تحریم شدهاند. این اقدامات با هدف مختل کردن زنجیره لجستیکی صادرات پنهان نفت ایران انجام میشود. با این حال، موفقیت برای فروش نفت، به توانایی ایران در یافتن راهحلهای جدید بستگی دارد.