ترامپ با بازارهای جهانی چه کرد؟/ آینده طلا در پرتو اتفاقات گرینلند
آنچه در معاملات ۳۰ دی مشاهده شد، فراتر از یک نوسان روزانه بود. اجماع تحلیلگران بر صعودی ماندن روند طلا و نقره تا اواسط سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان از آن دارد که جهان وارد یک «دوره گذار آنارشیک» شده است.
اقتصاد آنلاین، آرمان هنرکار؛ امروز سهشنبه ۳۰ ژانویه (۳۰ دی)، عقربههای ساعت بازار سرمایه، زمانی را نشان دادند که در آن جغرافیا، دیپلماسی و اعداد در هم تنیده شدند تا یکی از تاریخیترین روزهای تالارهای شیشهای رقم بخورد. همزمان با تشدید بیسابقه تنشهای ژئوپلیتیک، اونس جهانی طلا با جهشی خیرهکننده و افزایشی بیش از ۵۰ دلار، از مرز روانی و تکنیکال ۴۷۳۰ دلار عبور کرد؛ رقمی که نه تنها یک رکورد، بلکه یک بیانیه سیاسی از سوی معاملهگران است.
معمای گرینلند؛ وقتی واقعگرایی سیاسی قیمتها را جابهجا میکند
از منظر کارشناسان، تحرک اخیر دونالد ترامپ در قبال جزیره گرینلند را نباید صرفاً یک بلندپروازی ملکی دانست. امتناع رئیسجمهور آمریکا از رد گزینه نظامی برای کنترل این جزیره استراتژیک، عملاً به معنای پایان قطعی دوران «ثبات پساجنگ سرد» در قطب شمال است. واکنش متقابل دانمارک و تقویت حضور نظامی در این منطقه، «پریمیوم ریسک» را در بازارهای جهانی به شدت افزایش داده است. طلا در قیمت ۴۷۲۶ دلار، در واقع دارد بهای احتمال برخورد سخت میان متحدان سنتی ناتو را پیشخور میکند. این یک پارادوکس رئالیستی است؛ جایی که امنیت ملی در تقابل با منافع اقتصادی قرار گرفته و سرمایه، خسته از این بیثباتی، به آغوش امن «فلز زرد» پناه برده است.
تروریسم تعرفهای و ظهور سلاح ۱۰ تریلیون دلاری بروکسل
اول فوریه (۱۲ بهمن) به تاریخی بدل شده که لرزه بر اندام زنجیره تأمین جهانی میاندازد. تهدید واشینگتن به وضع تعرفه ۱۰ درصدی علیه ۸ کشور بزرگ اروپایی و احتمال جهش آن به ۲۵ درصد تا تابستان آینده، مصداق بارز استفاده از ابزار تجارت به عنوان سلاح است.
اما آنچه این تحلیل را عمیقتر میکند، واکنش احتمالی اتحادیه اروپا است. بروکسل بر روی انبار باروتی به ارزش ۱۰ تریلیون دلار اوراق بدهی و سهام آمریکایی نشسته است. در تحلیل مناسبات قدرت، این داراییها دیگر صرفاً ابزارهای مالی نیستند، بلکه «بمبهای هستهای مالی» محسوب میشوند که اروپا میتواند در یک جنگ فرسایشی، با عرضه گسترده آنها، پایه پولی و اعتبار دلار را نشانه برود. رکوردشکنی نقره و رسیدن آن به ۹۵.۳۶ دلار، ناشی از هراس معاملهگران از همین «توازن وحشت» است.
واگرایی معنادار فلزات؛ چرا مس سقوط کرد؟
در حالی که پلاتین با ۲۹ دلار و پالادیوم با ۳۳ دلار رشد، همپا با طلا حرکت کردند، افت ۰.۶ درصدی قیمت مس و رسیدن آن به ۱۲ هزار و ۹۰۰ دلار، حاوی یک پیام مهم برای تحلیلگران نخبه است. مس به عنوان «دکتر اقتصاد»، همواره نماد رشد صنعتی است. سقوط قیمت مس در کنار صعود طلا نشاندهنده یک رکود تورمی جهانی در افق پیش رو است؛ یعنی جایی که همزمان با کاهش فعالیتهای تولیدی به دلیل جنگهای تجاری، ارزش داراییهای چاپی افت کرده و قیمت کالاهای اساسی بالا میرود.
نفت؛ آرامش پیش از طوفان
نوسانات جزئی در بازار نفت (رشد ۱۲ سنتی نفت آمریکا و ۱۰ سنتی برنت) نشان میدهد که معاملهگران انرژی هنوز به اندازه معاملهگران فلزات، احتمال درگیری فیزیکی را جدی نگرفتهاند. با قیمت ۶۴.۱۳ دلار برای برنت، بازار نفت فعلاً در فاز میانجیگری است، اما هرگونه جرقه در دریای شمال یا قطب میتواند این لنگرگاه را نیز متلاطم کند.
چشمانداز ۲۰۲۶
آنچه در معاملات ۳۰ دی مشاهده شد، فراتر از یک نوسان روزانه بود. اجماع تحلیلگران بر صعودی ماندن روند طلا و نقره تا اواسط سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان از آن دارد که جهان وارد یک «دوره گذار آناراشیک» شده است. ساختار قدرت در حال تغییر است و در این میان، فلزات گرانبها تنها کالاهایی هستند که به پاسپورت هیچ دولتی نیاز ندارند. به نظر میرسد تا زمانی که بازی «رولت روسی» ترامپ با تعرفهها و جزایر ادامه داشته باشد، طلا به رکوردشکنیهای خود ادامه خواهد داد. در نهایت «در جایی که سیاستمداران پلها را تخریب میکنند، طلا تنها پلی است که باقی میماند.»





