نوری مالکی و قمار بزرگ بغداد میان تهران و واشنگتن؛ آینده گروههای مسلح شیعی
در شرایطی که عراق در میانه فشارهای فزاینده آمریکا و تداوم نفوذ ایران ایستاده، نوری مالکی به عنوان نامزد نخستوزیری ائتلاف شیعیان این کشور مطرح شده است. چهرهای که بازگشتش میتواند معادلات قدرت، سرنوشت گروههای مسلح شیعی و توازن شکننده بغداد میان تهران و واشنگتن را وارد مرحلهای جدید کند.
به گزارش اقتصادآنلاین، در آستانه تشکیل دولت جدید، نوری مالکی برای سومین بار به عنوان گزینه نخستوزیری معرفی شده است. کسی که بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ نخست وزیر عراق بود و حالا در ۷۵ سالگی، در صورت رأیآوری، برای سومین بار سکان دولت عراق را در دست خواهد گرفت. اما این بازگشت، آزمونی پرریسک برای عراق، ایران و آمریکا خواهد بود.
چرا دوباره مالکی؟
کنار گذاشتن محمد شیاع سودانی از نامزدی نخستوزیری، بنبست سیاسی را وارد فاز تازهای کرد. حالا حمایت او از مالکی، از نگاه بسیاری از ناظران نه نشانه بازگشت اعتماد، بلکه تلاشی حسابشده برای مدیریت فشارهای داخلی و خارجی است.
مالکی، چهرهای نزدیک به جمهوری اسلامی ایران قلمداد میشود، اما هم در داخل عراق پایگاه اجتماعی فرسودهای دارد و هم در خارج، بهویژه نزد آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس، با بیاعتمادی مواجه است. همین ضعف چندجانبه او را به گزینهای نسبتا جنجالی در معادلات پیچیده چارچوب هماهنگی شیعی تبدیل کرده است. تا جایی که مارک روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در تماس تلفنی با نخست وزیر عراق نسبت به روی کار آمدن دولتی «هوادار جمهوری اسلامی ایران» در عراق هشدار داده و مدعی شده که چنین دولتی نمیتواند عراق را از درگیریهای منطقهای دور نگه دارد و شراکت میان بغداد و واشنگتن را تضمین کند.
دلارهای نفتی و ابزار فشار آمریکا
اما تلاشهای آمریکا به هشدار محدود نمیشود. واشنگتن با ابزار مالی نیز وارد میدان شده تا از تشکیل دولتی نزدیک به جمهوری اسلامی ایران در عراق جلوگیری کند. آمریکا دولت عراق را تهدید کرده که در صورت چنین اتفاقی، دسترسی بغداد به درآمدهای نفتی نگهداریشده در فدرال رزرو، قطع خواهد شد.
برای آمریکا، بازگشت مالکی یادآور دورهای است که تمرکز قدرت، سیاستهای طائفهای و فروپاشی ارتش، زمینهساز ظهور داعش شد. از همین رو، واشنگتن آشکارا تلاش میکند مانع مشروعیتیابی دوباره این چهره شود و طبق گفتههای یک منبع آگاه عراقی در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه، واشنگتن نظری منفی به مالکی و دولتهای پیشن او دارد.
چهرهای نزدیک به جمهوری اسلامی ایران
برای جمهوری اسلامی ایران، مالکی متحدی آشناست. سیاستمداری که در دوران نخستوزیریاش روابط نزدیکی با تهران داشت و در چارچوب محور مقاومت تعریف میشد. با این حال، شرایط امروز با دهه گذشته تفاوت بنیادین دارد. ایران امروز با فشارهای منطقهای و بینالمللی بیشتری روبهروست و عراق باثبات و غیرمتخاصم را بیش از عراق بحرانزده میخواهد. برخی تحلیلگران میگویند بازگشت مالکی، اگرچه در کوتاهمدت نفوذ تهران را حفظ میکند، اما در بلندمدت میتواند هزینههای امنیتی و سیاسی جدیدی برای ایران ایجاد کند.
پیامدهای احتمالی حضور المالکی در قدرت
بازگشت مالکی به نخستوزیری، احتمالاً با چند پیامد فوری همراه خواهد بود. نخست افزایش تنش با آمریکا است. حتی اگر مالکی لحن خود را تعدیل کند، سابقه او برای واشنگتن قابل چشمپوشی نیست و احتمالا فشارهای مالی و سیاسی آمریکا بر بغداد تشدید خواهد شد.
نکته دیگر شکاف در داخل جریان شیعیان است. جریانهایی مانند مقتدی صدر و حتی بخشی از بدنه شیعی، بازگشت مالکی را عقبگرد میدانند. این مسئله میتواند انسجام شیعیان را تضعیف کند.
همچنین، عملکرد نامطلوب مالکی در دو دوره نخست وزیری در زمینه اقتصادی میتواند منجر به فرار سرمایه و احتیاط اقتصادی شود. شرکتهای غربی و عربی، در صورت بازگشت چهرهای پرتنش، محتاطتر عمل خواهند کرد. آن هم در شرایطی که عراق بهشدت به سرمایهگذاری خارجی نیاز دارد.
سرنوشت گروههای مسلح شیعی؛ مهار یا تقابل؟
یکی از مهمترین پرسشها، آینده گروههای مسلح شیعی است. گروههایی همچون حشدالشعبی و کتائب حزبالله که همچنان بخشی از قدرت نظامی را موازی با ارتش عراق در دست دارند و جزیی از محور موسوم به مقاومت محسوب میشوند. این گروهها، پیش از این نیز حملاتی علیه مواضع آمریکا در عراق داشتهاند و به دلیل نزدیکی به جمهوری اسلامی، آمریکا تلاش دارد تا آنها را تضعیف و خلع سلاح کند. مالکی در گذشته رابطهای دوگانه با این گروهها داشت. او از یکسو به آنها متکی بود و از سوی دیگر، در مقاطعی تلاش کرد مهارشان کند. امروز، اما شرایط تغییر کرده است.
فشار آمریکا برای محدودسازی این گروهها بیسابقه است و هرگونه حمایت آشکار مالکی از آنها میتواند به تحریمهای شدیدتر و حتی بیثباتی امنیتی منجر شود. در مقابل، تلاش برای مهار آنها نیز خطر درگیری داخلی را افزایش میدهد. چراکه این گروهها نیز همچون حزبالله لبنان حاضر به خلع سلاح و واگذاری قدرت خود به ارتش نیستند.
آیا مالکی همچنان به ایران وابسته میماند؟
در چنین شرایطی، پرسش کلیدی این است که مالکی همان سیاستمدار دهه گذشته خواهد بود؟ شواهد نشان میدهد او ناچار به تعدیل رفتار است. فشارهای آمریکا، وضعیت شکننده اقتصاد عراق و تغییر موازنه منطقهای، فضای مانور او را محدود کردهاند. با این حال، قطع کامل پیوند با تهران نیز برای او ممکن نیست. محتملترین سناریو، تلاش برای نوعی وابستگی کنترلشده به ایران، همراه با ارسال سیگنالهای آرامکننده به واشنگتن است. تلاشی که البته موفقیت آن تضمینشده نیست.





