ایران و آمریکا؛ توافق یا جنگ؟/ مذاکره روی لبه تیغ
با وجود اوجگیری تنشها بین تهران و واشنگتن، هنوز نشانههای بازگشت به میز دیپلماسی دیده میشود. مقامات ایران از پیشرفت در شکلگیری چارچوب گفتوگوها خبر دادهاند و آمریکا نیز از «گفتوگوهای جدی» سخن گفته است. همزمان تدارکات و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه نیز در حال افزایش است.
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: پروازهای مقامات کشورها دور از دوربین رسانهها، پیامهای ردوبدلشده و البته اخبار ضدونقیض، همه خبر از فعل و انفعالاتی میدهند که میتواند مسیر تحولات پیشرو را تعیین کند.
تلاشهای دیپلماتیک در منطقه برای جلوگیری از اقدام نظامی آمریکا در جریان است، اما همزمان، سایه تهدید نظامی و شروط پیچیده، بر امکان دستیابی به توافق سنگینی میکند و ارتش آمریکا حجم تدارکات و تجهیزات بیسابقهای به منطقه منتقل کرده است.
سفر چند ساعته وزیر خارجه قطر به تهران
سفر وزیر خارجه قطر به ایران، هرچند چند ساعته و دور از چشم رسانهها، اما بازتابهای بسیاری داشته است. سفری که از محتوای آن جزییاتی در دست نیست، اما گمانهها حاکی از تبادل پیام در آن است. برخی میگویند که شیخ محمد بن عبدالرحمان آل ثانی پیامی از دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا به ایران منتقل کرده است. خبری که اگر صحت داشته باشد، به این معنی است که پاسخ پیام آمریکا نیز باید در بالاترین سطوح تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران داده شده باشد.
اما این سفر در حالی در راستای دیپلماسی قلمداد شده که برخی رسانههای اسرائیلی مدعی شدند سفیر قطر در تهران و برخی کارکنان غیرضروری سفارت نیز همراه با وزیر خارجه، تهران را به مقصد دوحه ترک کردهاند.
اقدامی که اگر صحت داشته باشد این تصویر را تقویت کرده که از نظر قطریها، خطر رویارویی مستقیم بسیار جدی است.
ساختار مذاکرات شکل گرفته است؟
اما در روزی که وزیر خارجه قطر به تهران سفر کرد، علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی هم با انتشار پستی در شبکه اجتماعی «ایکس» خبر داده که روند شکلگیری «ساختاری برای مذاکرات» در حال پیشرفت است. اگرچه لاریجانی توضیح بیشتری نداده اما این خبر را پس از سفر یکروزه به مسکو و دیدار با رییسجمهور روسیه داده است.
ساختار مذاکرات به این دلیل میتواند پیچیده باشد که جمهوری اسلامی به شکل مستقیم با آمریکا مذاکره نمیکند. هرچند، در روزهای اخیر ادعاهایی مبنی بر ارائه پیشنهاد مذاکره مستقیم میان طرفین نیز مطرح شده بود.
اما پیچیدگی دیگر خطوط قرمز طرفین است. اگرچه دیپلماسی در جریان است و هر دو طرف از مذاکره سخن میگویند، اما در عمل شروط و خطوط قرمز قابل توجهی وجود دارد. ایران تأکید کرده است که مذاکرات باید عادلانه باشد و بارها تأکید کرده که توانمندیهای موشکی موضوع مذاکره نیست.
در مقابل گفتهشده که آمریکا نیز شروطی از جمله توقف غنیسازی، محدودیت برنامه موشکی، تغییر سیاست منطقه و خروج اورانیوم غنیشده از ایران را، مطرح کرده است.
با این حال، مقامات آمریکایی همچنان از امکان گفتوگوها خبر دادهاند. ترامپ ادعا کرده که ایران «با جدیت» در حال گفتوگو است و امید دارد به توافقی قابل قبول برسد، هرچند نتیجه نهایی هنوز مشخص نیست. او باز هم مدعی شده که هنوز تصمیم نهایی را درباره ایران نگرفته است.
جداسازی پروندهها برای حصول توافق گامبهگام؟
در این میان، گویا یکی از ابتکارهای میانجیهای منطقه، تلاش برای جداسازی پروندههای قابل مذاکره است و پیشنهاد شده که در گام نخست مذاکره صرفا بر سر پرونده هستهای انجام شود، به این معنا که سایر محورها، فعلا از روی میز مذاکرات برداشته شود تا احتمال حصول توافق افزایش یابد.
نشریه داخلی سپاه اما مدعی شده که ایران همه شروط معقول آمریکا از جمله محدودیتهای گسترده، بازگشت بازرسان آژانس و خروج اورانیوم غنی شده را پذیرفته است، ولی این ترامپ است که به چیزی جز خلع سلاح و تحقیر و تجزیه ایران راضی نیست.
اگر این ادعا صحت داشته باشد، به این معنی است که حتی اگر مذاکرات محدود به پرونده هستهای شود، آمریکا همچنان بر توقف غنیسازی تاکید دارد و به اعمال محدودیت و بازرسی راضی نیست. در این صورت اگر ایران نیز از موضع خود عقبنشینی نکند، امکان عبور از مرحله نخست نیز میسر نخواهد شد.
میانجی کدام کشور است؟
اکنون از بین ترکیه، قطر و حتی روسیه، مشخص نیست که کدام کشور پیشقراول میانجیگری شده است. اینطور به نظر میرسد که هر یک از کشورها ابتکارات و ظرفیتهای خود را برای نقشآفرینی به کار گرفتهاند. هرچند شواهد نشان میدهد که باید وزن بیشتری به تلاشهای کشورهای منطقه داد. چراکه روسها چندان نقشی در روابط تهران و واشنگتن نداشتهاند و مواضع آنها در دهههای گذشته نشان میدهد که همواره از تعلیق و حتی تنش در این روابط استقبال کردهاند.
اما ترکیه و قطر رسماً پیشنهادی برای میانجیگری میان ایران و آمریکا مطرح کرده و از آمادگی خود برای تسهیل گفتوگوها خبر دادهاند. حتی برخی رسانههای ترکیهای خبر داده بودند که این کشور پیشنهاد برگزاری نشستی میان رییسجمهور آمریکا و رییس دولت ایران را داده است.
اما در نقطه مقابل، لابیها و تلاشهایی نیز در آمریکا و اسرائیل برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شده است. لابیهایی که وزن سیاسی آنها کمتر از ترکیه و قطر نیست. حتی برخی مقامات اسرائیلی نیز مدعی شدند که آمریکا در دو هفته یا دو ماه آینده به جمهوری اسلامی ایران حمله خواهد کرد.
تلاش برای دیپلماسی یا بازگشت به بحران؟
فضای گفتوگوهای میان ایران و آمریکا شکننده و پرابهام است اما تلاشهای دیپلماتیک متوقف نشده. شکست یا موفقیت این تلاشها به عوامل متعددی وابسته است: سطح انعطاف طرفین، نقش میانجیگران منطقهای، لابیهای خواهان جنگ، تهدیدهای نظامی و ظرفیت پذیرفتن مصالحه به ویژه در تهران.
تحولات آینده احتمالاً بهواسطه ترکیبی از این عوامل شکل میگیرد و سرانجام وزن یکی از دو مسیر توافق یا جنگ بیشتر خواهد شد.





