عبده تبریزی: اقتصاد ایران وارد وضعیت تعلیق شده است / تامین مالی امروز مسئله رشد نیست، مسئله تابآوری است
حسین عبده تبریزی، اقتصاددان اظهار کرد : اقتصاد ایران امروز همزمان با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی شدید و نوعی فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه است؛ شرایطی که سخن گفتن از ابزارهای مالی و بازدهی را بدون توجه به رنج جمعی جامعه ناقص میکند. پیش از آنکه اقتصاد مجموعهای از اعداد و نمودارها باشد، مسئلهای انسانی و مرتبط با تابآوری جامعه است.
به گزارش اقتصاد آنلاین ، حسین عبده تبریزی، اقتصاددان، در هفتمین همایش تامین مالی با اشاره به شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی کشور تاکید کرد اقتصاد ایران نه در رکود کوتاهمدت و نه در بحران مقطعی، بلکه در وضعیت تعلیق قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای معمول تصمیمگیری اقتصادی از کار افتاده و منطق بقا جایگزین منطق بهینهسازی شده است.
به گفته عبده تبریزی، اقتصاد ایران امروز همزمان با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی شدید و نوعی فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه است؛ شرایطی که سخن گفتن از ابزارهای مالی و بازدهی را بدون توجه به رنج جمعی جامعه ناقص میکند.
او تاکید کرد: پیش از آنکه اقتصاد مجموعهای از اعداد و نمودارها باشد، مسئلهای انسانی و مرتبط با تابآوری جامعه است.
تعلیق اقتصادی؛ توقف توسعه و تمرکز بر حفظ حداقلها
این اقتصاددان با تشریح مفهوم تعلیق اقتصادی گفت: در چنین شرایطی افق سرمایهگذاری کوتاه میشود، محاسبات ریسک قابل اتکا نیست و تصمیمهای بزرگ اقتصادی به تعویق میافتد.
به گفته او، تعلیق معمولا در شرایط جنگی یا نااطمینانیهای شدید ژئوپولیتیک رخ میدهد و ویژگی اصلی آن توقف موقت توسعه و تمرکز بر حفظ حداقلها مانند حفظ بنگاه، اشتغال و زنجیره تولید است.
عبده تبریزی هشدار داد: در این فضا حتی بنگاههای سالم نیز بدون دسترسی به منابع مالی در معرض فرسایش تدریجی قرار میگیرند.
فرار نقدینگی به داراییهای امن
او با اشاره به رفتار طبیعی سرمایهگذاران در شرایط نااطمینانی گفت: مردم به سمت داراییهایی حرکت میکنند که حس امنیت بیشتری دارد؛ از جمله طلا، ارز، رمزارز و داراییهای فیزیکی. در مقابل، بانکها به دلیل محدودیتهای ترازنامهای و نرخهای بهره بالا توان وامدهی موثر ندارند و دولت نیز به دلیل کسری مزمن بودجه عملا از نقش حمایتی فاصله گرفته است.
به گفته عبده تبریزی، حتی ابزارهای نوین تامین مالی مانند لندتکها و صندوقهای تامین مالی جمعی نیز به دلیل غیرقابل قیمتگذاری شدن ریسک، نقش موثری در حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط ایفا نمیکنند و مجموع این عوامل اقتصاد را وارد وضعیت «ایست» کرده است.
نقش بازار سرمایه؛ معجزه نه، طراحی
عبده تبریزی در ادامه با طرح این پرسش که بازار سرمایه در چنین شرایطی چه نقشی میتواند ایفا کند، گفت: بازار سرمایه قادر به معجزه نیست اما میتواند طراحی کند.
او تاکید کرد: مزیت بازار سرمایه نسبت به بانک و دولت نه در حجم منابع، بلکه در انعطافپذیری ابزارهاست.
به اعتقاد او، بازار سرمایه میتواند بخشی از نقدینگی سرگردانی را که به سمت طلا، ارز و رمزارز میرود، به سمت تولید هدایت کند؛ مشروط به آنکه بازدهی و امنیت ذهنی قابل رقابت برای سرمایهگذار ایجاد شود.
تولید را شبیه طلا کنیم
این اقتصاددان با تاکید بر پیوند بازار سرمایه و تولید گفت مسئله این نیست که مردم را از طلا منصرف کنیم، بلکه باید تولید را از نظر بازدهی و امنیت درکشده شبیه طلا کرد. او افزود مشارکت سرمایهگذاران در تولید فلزات، مواد معدنی و زنجیرههای مبتنی بر آن که داراییهایی واقعی و ملموس هستند، میتواند بخشی از نقدینگی را به چرخه تولید بازگرداند.
عبده تبریزی در این چارچوب نقش بورس کالای ایران را فراتر از یک بازار معاملاتی دانست و گفت این بورس میتواند تولید واقعی را به ابزارهای مالی تبدیل کند؛ از صندوقهای کالایی گرفته تا ابزارهای مبتنی بر کالاهای انبارشده و حتی توکنسازی داراییهای واقعی.
سازمان بورس؛ از ناظر به جهتدهنده
او در ادامه تاکید کرد: سازمان بورس در شرایط تعلیق فقط ناظر بازار نیست، بلکه جهتدهنده بازدهیهاست. به گفته عبد تبریزی، اگر بازدهیهای بالا صرفا در داراییهای غیرمولد شکل بگیرد، بازار سرمایه به حاشیه رانده میشود؛ اما اگر تنظیمگری به گونهای باشد که تامین مالی تولید برای سرمایهگذاران جذاب شود، بازار سرمایه میتواند نقش معنادارتری ایفا کند.
عبده تبریزی همچنین تعلیق را فرصتی برای بازآرایی دانست و گفت سازمان بورس میتواند با تسهیل ادغامها و تجمیع شرکتهای آسیبپذیر، زمینه شکلگیری بنگاههای بزرگتر و مقاومتر را فراهم کند.
پیشنهاد بزرگ: مردمیسازی صنعت نفت
این اقتصاددان در بخش پایانی سخنان خود، پیشنهادی جسورانه را مطرح کرد و گفت شرکت ملی نفت ایران میتواند به یک شرکت سهامی عام بزرگ تبدیل شود که مالکیت آن بهصورت شفاف و عادلانه میان مردم توزیع شود. به گفته او، در این صورت برای نخستین بار خود مردم در جایگاه مالکان، درباره سیاستهای فروش، مصرف انرژی و حفظ منابع ملی تصمیمگیر خواهند بود.
عبده تبریزی تاکید کرد: تبدیل شرکت نفت به یک بنگاه سهامی عام میتواند زنجیره تخصیص غلط منابع، فساد ساختاری و ابهام مسئولیت را قطع کند و دولت را از مالک رانتی به دولت مالیاتگیر تبدیل سازد.
به اعتقاد او، اگر این مسیر بهدرستی طراحی شود، میتواند به یکی از بزرگترین اصلاحات نهادی اقتصاد ایران تبدیل شود و اقتصاد نفتی را از مالکیت دولتی بیصاحب به مالکیت مردمی مسئول منتقل کند.





