جنگ یا توافق؛ در ایستگاه آخر مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو چه خواهد شد؟
همزمان با اعلام خبر برگزاری دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، پرسش ساده اما سرنوشتسازی افکارعمومی را به خود مشغول کرده: مسیر تنشهای فزاینده به جنگ ختم خواهد شد یا همچنان روزنهای برای توافق در سوئیس باقی مانده است؟
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: بیش از یک ماه است که افکار عمومی در ایران حول اخبار مذاکره و جنگ میگردد. گویی از این دو راهی گریزی نیست. ایران و عمان تایید کردهاند که روز پنجشنبه دو سوم مذاکرات در ژنو برگزار میشود. اما آیا این مذاکرات آنطور که عباس عراقچی رییس دستگاه دیپلماسی گفته، میتواند منجر به «توافقی سریع» شود؟
عراقچی در مصاحبه با «سیبیاس» درباره متن پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران گفته «ما هنوز در حال کار روی آن هستیم و تلاش میکنیم آن را بهگونهای تنظیم کنیم که شامل عناصری باشد که بتواند نگرانیها و منافع هر دو طرف را در نظر بگیرد.» او تاکید کرده که «روی این عناصر کار میکنیم و معتقدم وقتی احتمالاً این پنجشنبه دوباره در ژنو دیدار کنیم، بتوانیم روی آن عناصر کار کرده، متن خوبی آماده کنیم و به یک توافق سریع برسیم. این برداشت من است. آن را کاملاً ممکن میدانم.»
دیپلماسی در وضعیت تعلیق
آخرین ایستگاه دیپلماتیک، دور دوم مذاکرات در ژنو بود. پس از این پایان این دور، منابع غیررسمی خبر دادند که ایران ظرف چند روز پیشنهادهای خود را به طرف آمریکایی ارائه خواهد داد. اتفاقی که بهنظر میرسد با تعیین مهلت از سوی دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا زودتر از آنچه پیشبینی میشد رخ داد. حالا در حالی که قرار است مذاکرات روز پنجشنبه با میانجیگری وزیر خارجه عمان برگزار شود، یک خبرنگار عمان مدعی شده که علی لاریجانی روز سهشنبه برای انتقال پاسخ جمهوری اسلامی ایران به مسقط خواهد رفت. سفری که هنوز تایید نشده است.
در این میان، اعلام خبر دور سوم مذاکرات از سوی وزیر خارجه عمان توجه کاربران را جلب کرده است.آنها با کنار هم قراردادن اعلام خبر دور پنجم مذاکرات قبل از جنگ دوازده روزه از سوی بدر ابوسعیدی در شبکه ایکس، به تشابههای این پیامها اشاره کردهاند. در آن مقطع نیز بوسعیدی نوشته بود که با «کمال خرسندی» اعلام میکند دور پنج مذاکرات برنامهریزی شده است و نسبت به پیشرفت مذاکرات اظهار امیدواری کرده بود.
این در حالی است که دور دوم گفتوگوها، بنا بر گزارشهای غیررسمی، نتوانست رضایت کامل طرف آمریکایی را جلب کند. معاون رییسجمهور آمریکا و فرستاده ویژه دونالد ترامپ در مذاکرات نیز تایید کردند که جمهوری اسلامی ایران خطوط قرمز مورد نظر ترامپ را نپذیرفته است. ترامپ خواستار توقف غنیسازی است، اما جمهوری اسلامی ایران این خواسته را نمیپذیرد. آمریکا البته مذاکره بر سر برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای را هم خواستار شده است.
اما در همین چارچوب، خبرگزاری رویترز مدعی شد که آمریکا در جریان مذاکرات ژنو پیامی مکتوب درباره برنامه موشکی از طریق عمان ارسال کرده، اما عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی حتی حاضر به بازکردن این پاکت نیز نشده است. صرفنظر از صحت این ادعا، نفس طرح آن نشان میدهد که شکافها عمیقتر از آن است که با چند نشست فنی برطرف شود.
مهلت ترامپ برای توافق
پیش از آغاز دور سوم مذاکرات، عباس عراقچی بار دیگر خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران درباره حق غنیسازی را تکرار کرده اما گفته که باوجود عدم پذیرش توقف غنیسازی، امکانی برای توافق وجود دارد. برخی گزارشهای تاییدنشده نیز از پیشنهاد رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر غنیسازی حداقلی به عنوان راهی میانه مواضع تهران و واشنگتن خبر دادند. گروسی در دوم حضور داشت و در دور سوم مذاکرات نیز در ژنو خواهد بود.
پیش از این دور سوم، تکاپوهای دیپلماتیک عراقچی ادامه دارد و او برای چندمین بار در روزهای اخیر با رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز گفتوگو کرده است.
دور تعیینکننده مذاکرات
اما در این بین، رفتار سیاسی دونالد ترامپ نیز متغیری تعیینکننده است. او بارها نشان داده تمایلی به مذاکرات فرسایشی و پیچیده ندارد و ترجیح میدهد پروندهها را با ضربالاجلهای کوتاه و فشار حداکثری پیش ببرد.
تهاجمیترشدن لحن و تأکید اخیر او بر مهلتهای ۱۰ تا ۱۵ روزه، با همین الگو همخوانی دارد. به ویژه آنکه برای نخستین بار آماری از کشتهشدگان اعتراضات دیماه ایران هم مطرح کرده است. ترامپ مذاکره را نه روندی تدریجی، بلکه ابزاری برای تحمیل تصمیم سریع میداند و آشکارا گفته که اگر با ایران به توافق نرسد، از گزینههای دیگر استفاده خواهد کرد. بنابراین باید دور سوم مذاکرات را تعیینکنندهترین مرحله دانست که در صورت به نتیجهنرسیدن آن، مسیر دیپلماسی به بنبست خواهد رسید.
آرایش نظامی؛ نمایش قدرت یا آمادگی عملیاتی؟
در حالی که دیپلماسی پشت خطوط قرمز دو طرف از حرکت بازمانده، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه چشمگیر است. از اواخر بهمن، اعزام جنگندهها، هواپیماهای سوخترسان، سامانههای شناسایی و پهپادها به خاورمیانه شدت گرفت. حضور همزمان دو ناو هواپیمابر «لینلکن» و «فورد» در منطقه، به ایالات متحده امکان میدهد بدون اتکا کامل به پایگاههای زمینی، عملیاتهای مستقل و گسترده انجام دهد.
البته برخی تحلیلگران و حتی مقامات نظامی در ایران این آرایش را بخشی از نمایش قدرت و حتی تبلیغات آمریکا میدانند. اما در عین حال، چنین استقراری معمولاً با هدف ایجاد آمادگی عملیاتی کامل نیز صورت میگیرد. در این سناریو، اگر مذاکرات به بنبست برسد، گزینه نظامی از پیش آماده و طراحی شده است. تاجایی که برخی گزارشها از آمادهشدن ارتش آمریکا برای عملیاتی چندهفتهای حکایت دارد.
تشدید حملات اسرائیل به حزبالله
همزمان با تحولات دیپلماتیک و نظامی، جبهه لبنان نیز شاهد افزایش تنش بوده است. حملات اخیر اسرائیل به مواضع حزبالله، از جمله عملیات خونین در بعلبک که ۱۰ عضو این گروه در آن ترور شدند، از نظر زمانی و پیام سیاسی قابل توجه است.
هدف این حملات میتواند چندوجهی باشد. از یک سو تضعیف توان بازسازی حزبالله مد نظر است و در سوی دیگر تهدید دیگر گروههای مسلح نزدیک به ایران در منطقه به عدم مداخله در رویاروییهای احتمالی آینده. طی بیش از یک سال گذشته، حملات متعددی علیه مواضع حزبالله انجام شده که هیچ واکنشی از سوی این گروه به دنبال نداشته. همین وضعیت پرسشهایی درباره سطح آمادگی و ظرفیت پاسخ حزبالله نیز ایجاد کرده که در بزنگاههای آینده روشن خواهد شد.
آن هم در حالی که با توجه به تهدید فرماندهان نظامی ایران به تبدیلشدن هرگونه درگیری به جنگی منطقهای، در صورت وقوع رویارویی نقش بازیگران نیابتی و منطقهای میتواند تعیینکننده باشد.
سیگنالهای دیپلماتیک
در کنار نشانههای بزرگ، سیگنالهای کوچکتری نیز دیده میشود. تعداد زیادی از کشورها از جمله کشورهای اروپایی، ژاپن، هند و اخیرا لهستان و صربستان به اتباع خود توصیه کردهاند ایران را ترک کنند یا سفرهای غیرضروری را به تعویق بیندازند. چنین هشدارهایی معمولاً بر اساس ارزیابیهای امنیتی صادر میشود و اگرچه به معنای قطعیت جنگ نیست، اما نشاندهنده سطح بالای هشدار است.
برآیند نشانهها به کدام سو میرسد؟
مجموعه تحولات و نشانهها تاکنون نشان میدهد که در صورت به نتیجهنرسیدن دور سوم مذاکرات، تصویر کلی به سمت افزایش احتمال سناریوی نظامی متمایل است. آرایش نیروها، لحن سیاسی، تحرکات منطقهای و هشدارهای دیپلماتیک همگی به شکلگیری فضایی پرتنش کمک کردهاند.
هرچند هنوز به گفته لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه در داخل آمریکا نیز صداهای مخالف جنگ وجود دارد، اما به نظر میرسد در مقایسه با دورههای پیشین، این صداها وزن سیاسی کمتری یافتهاند. در ایران نیز نشانهای از انعطاف از خطوط قرمز اعلامشده دیده نمیشود اما باید دید که پشت درهای بسته در ژنو چه پیامهایی ردوبدل خواهد شد. در صورت تداوم خطوط قرمز فعلی و مواضع سختگیرانه، فضای مانور دیپلماتیک محدود خواهد بود.البته که میانجیگران منطقهای به ویژه قطر، عمان و ترکیه همچنان در حال تلاش برای جلوگیری از وقوع جنگ هستند و در سیاست، هیچ رخدادی به طور قطع قابل پیشبینی نیست.





