agah
ملی گلد.
کیان.
x
طلاین
منطه
پارس نماد
۱۱ / تير / ۱۴۰۵ ۱۷:۴۲

تصاویر دیده نشده و جانسوز از حداد عادل در کنار تابوت دخترش/ وداعی که اشک همه را درآورد + عکس

تصاویر دیده نشده و جانسوز از حداد عادل در کنار تابوت دخترش/ وداعی که اشک همه را درآورد + عکس

مراسم وداع با پیکر شهیده زهرا حداد عادل، عروس رهبر شهید انقلاب، با حضور خانواده و نزدیکان در مدرسه فرهنگ برگزار شد.

کد خبر: ۲۱۴۸۱۶۸

به گزارش اقتصادآنلاین، شامگاه چهارشنبه ۱۰ تیرماه، مدرسه فرهنگ تهران، که سال‌ها میزبان حضور زهرا حداد عادل بود، این‌بار صحنه وداعی تلخ و سنگین با پیکر او شد. غلامعلی حداد عادل در حالی که در کنار تابوت دخترش حضور داشت، در مراسمی با حضور خانواده و جمعی از همکاران، آخرین وداع را با دخترش به جا آورد.

زهرا حداد عادل که بود؟

زهرا حداد عادل، فرزند سوم غلامعلی حداد عادل، متولد ۱۳۵۸ بود. او مسیر زندگی خود را در حوزه‌های آموزشی و رسانه‌ای تعریف کرده بود. وی دانش‌آموخته رشته علوم ارتباطات با گرایش روزنامه‌نگاری از دانشگاه علامه طباطبایی و همچنین دانش‌آموخته دانشکده صدا و سیما در حوزه مدیریت خبر بود.

تصاویر دیده نشده و جانسوز از حداد عادل در کنار تابوت دخترش/ وداعی که اشک همه را درآورد + عکس

او که دوران تحصیل خود را در مدرسه فرهنگ سپری کرده بود، در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود، علاوه بر مدیریت مدارس علوم انسانی فرهنگ، به عنوان معلم در یکی از دبیرستان‌های جنوب شهر تهران نیز به فعالیت‌های آموزشی مشغول بود. زهرا حداد عادل در سال ۱۳۷۷ با آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای ازدواج کرد.

نحوه شهادت همسر رهبر انقلاب

شهادت زهرا حداد عادل، در ۴۶ سالگی، در پی وقایع اسفندماه ۱۴۰۴ رقم خورد. طبق اطلاعات موجود، او در جریان حمله آمریکایی-صهیونیستی به ایران، موسوم به «جنگ رمضان»، به همراه رهبر شهید انقلاب و تنی چند از دیگر اعضای خانواده (از جمله داماد و نوه ایشان) به شهادت رسید.

تصاویر دیده نشده و جانسوز از حداد عادل در کنار تابوت دخترش/ وداعی که اشک همه را درآورد + عکس

تصاویر دیده نشده و جانسوز از حداد عادل در کنار تابوت دخترش/ وداعی که اشک همه را درآورد + عکس

شعر حداد عادل برای شهادت دخترش

شعر «زهرای من» سروده غلامعلی حدادعادل، پدر زهرا حداد عادل، در سوگ شهادت دخترش سروده شده است.

«ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده!

باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده

مهتاب من! بتاب به شب‌های تار من

ره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده

آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بود

اینک، بنفشه‌وار، زِ غم واژگون شده

صبری که بود در دل من، کاستی گرفت

دردی که بود، بی تو دمادم فزون شده

اندوه، کوه‌ کوه، شد انبوه در دلم

شادی زِ در نیامده، از در برون شده

زهرای من! شهید به‌خون‌خفتهٔ پدر!

باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده…»

ارسال نظرات
مفید
x