agah
ملی گلد.
کیان.
x
اسنپ مارکت
منطه
۲۴ / تير / ۱۴۰۵ ۲۱:۳۰
بررسی رژیم‌های حقوقی و موانع سیاسی دریافت عوارض؛

چرا مدیریت تنگه هرمز ارزش جنگ دوباره ندارد؟

چرا مدیریت تنگه هرمز ارزش جنگ دوباره ندارد؟

آیا مدیریت تنگه هرمز برای ایران میلیاردها دلار درآمد خواهد داشت؟ در شرایطی که به نظر می‌رسد بهای این رویکرد، جنگی دوباره با آمریکاست که ممکن است گسترده‌تر از جنگ ۴۰ روزه باشد.

کد خبر: ۲۱۵۰۹۴۱
پارس نماد

اقتصادآنلاین، گروه سیاسی: تنگه هرمز، حالا اصلی‌ترین نقطه اختلاف ایران و آمریکاست و اصرار ایران بر حفظ مدیریت عبور و مرور و دریافت هزینه از آن، در حال شعله‌ور کردن جنگی دوباره است. جنگی که البته مدت‌هاست در دامنه جنوبی ایران و خلیج فارس و کشور‌های حاشیه خلیج فارس جریان دارد، اما روزبه‌روز شدیدتر می‌شود.

همزمان با تشدید جنگ، این پرسش بیش از گذشته مطرح شده است که آیا ایران از نظر حقوقی، سیاسی و اقتصادی توان اجرای چنین سیاستی را دارد؟

بررسی ابعاد این موضوع نشان می‌دهد که اگرچه تهران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود از ظرفیت ایجاد اختلال و حتی انسداد در عبور و مرور دریایی در شرایط جنگی برخوردار است، اما تبدیل این ظرفیت به یک نظام دائمی دریافت هزینه، با موانع جدی روبه‌رو است و نسبت هزینه به فایده آن برای ایران به هیچ وجه به‌صرفه نیست.

موانع حقوق بین‌الملل

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان است که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی دنیا از آن عبور می‌کند. به همین دلیل، اصل آزادی کشتیرانی در این مسیر برای اقتصاد جهانی اهمیت ویژه‌ای دارد و بسیاری از دولت‌ها هرگونه اقدام یک‌جانبه برای محدودکردن تردد یا تحمیل هزینه به کشتی‌های عبوری را مغایر با قواعد پذیرفته‌شده حقوق دریا‌ها می‌دانند.

براساس حقوق بین‌الملل می‌گویند تنگه هرمز مشمول رژیم عبور ترانزیتی است. رژیمی که اجازه عبور مستمر کشتی‌ها را تضمین می‌کند و امکان دریافت عوارض اجباری صرفاً به دلیل عبور از آبراه را به کشور‌های ساحلی نمی‌دهد. براساس کنوانسیون‌های تصویب‌شده، کشور ساحلی فقط در صورت ارائه خدمات مشخص دریایی، ایمنی یا بندری به یک کشتی خاص می‌تواند از آن کشتی هزینه دریافت کند، اما این هزینه نمی‌تواند به شکل یک اصل ثابت برای همه کشتی‌ها باشد.

به همین دلیل، حتی وقتی رییس‌جمهور آمریکا این پیشنهاد را مطرح کرد نیز نیز با مخالفت گسترده کشور‌ها روبه‌رو شده است. برای نمونه، دونالد ترامپ نیز از اظهارنظر خود درباره دریافت هزینه عبور از تنگه هرمز پس از انتقاد‌های حقوقی و مخالفت سازمان‌های دریایی بین‌المللی عقب کشید. او برای حفظ وجهه بین‌المللی خود گفت که تصمیم به جابه‌جایی دریافت عوارض با توافق‌های تجاری گرفته است.

باید توجه داشت که کانال‌های مثل سوئز و پاناما که برای عبور از آنها هزینه دریافت می‌شود، کانال‌های مصنوعی ساخته دولت‌ها هستند که ساخت و نگهداری آنها هزینه‌های هنگفتی دارد. با این حال حتی درآمد مصر از کانال سوئز نیز ۴ میلیارد دلار بوده که عدد قابل توجهی نیست.

ابزار جنگ نه صلح

جنگ ۴۰ روزه نشان داد که ایران در شرایط بحرانی می‌تواند با ابزار‌های نظامی و امنیتی بر تردد دریایی اثر بگذارد. اما میان توان ایجاد اختلال و انسداد در شرایط جنگی و توان اداره دائمی تنگه و دریافت هزینه تفاوتی اساسی وجود دارد.

نخست آنکه آمریکا نشان داده که چنین تغییری را نمی‌پذیرد و برای آن وارد جنگ شده است؛ بنابراین اجرای دائمی چنین سیاستی مستلزم استفاده مستمر از ابزار‌های قهری است. اقدامی که می‌تواند واکنش گسترده قدرت‌های دریایی، تشدید تحریم‌ها، افزایش فشار‌های دیپلماتیک و حتی فاصله گرفتن برخی شرکای اقتصادی ایران را به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی، هزینه حفظ این سیاست به‌مراتب بیشتر از درآمد احتمالی آن خواهد بود.

عمان نیز همراهی نمی‌کند!

در حالی که ایران تلاش کرد که همراهی عمان را در مدیریت مشترک تنگه هرمز به دست آورد، گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که مسقط تمایلی به ورود به چنین طرحی ندارد و ترجیح می‌دهد از هر اقدامی که آزادی کشتیرانی را تحت تأثیر قرار دهد، فاصله بگیرد. این موضوع، امکان شکل‌گیری یک سازوکار منطقه‌ای برای دریافت عوارض را نیز تقریبا منتفی کرده است.

هزینه سیاسی اصرار بر مدیریت تنگه

فراتر از مباحث حقوقی، پیامد‌های سیاسی چنین تصمیمی نیز قابل توجه است. وابستگی اقتصاد بسیاری از کشور‌های آسیایی، از جمله چین، ژاپن، هند و کره جنوبی، به امنیت تنگه هرمز باعث شده هرگونه اقدام برای اخذ عوارض اجباری یا محدود کردن عبور کشتی‌ها، با واکنش سریع مصرف‌کنندگان عمده انرژی و قدرت‌های اقتصادی مواجه شود.

نکته دیگر اینجاست که ایران نمی‌تواند به دلیل تحریم‌های آمریکا یا مسدودشدن اموال خود در برخی از کشورها، تنگه هرمز را مسدود کند. به طور مثال ۷ میلیارد دلار ایران در کره جنوبی به دلیل تحریم‌های آمریکا مسدود شده بود و جلوگیری از عبور کشتی‌های کره‌ای، کمکی به آزادشدن اموال ایران نخواهد کرد.

از این منظر، ایران ممکن است بتواند در مقاطع بحرانی از موضوع تنگه هرمز به عنوان یک اهرم چانه‌زنی در مذاکرات سیاسی و امنیتی استفاده کند، اما تبدیل این اهرم به یک سیاست دائمی، احتمال شکل‌گیری اجماع بین‌المللی علیه تهران را افزایش می‌دهد؛ اجماعی که می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و دیپلماتیک قابل توجهی برای کشور به همراه داشته باشد.

به اضافه اینکه، محدودیت در عبور کشتی‌ها، می‌تواند کشتی‌های ایرانی یا وابسته به ایران را هم در آبراه‌های بین‌المللی دچار مشکل کند. چرا که کشتی‌های ایرانی نیز برای فروش نفت و گاز در جهان نیاز دارند که از کانال‌ها، تنگه‌ها و به طور کلی آبراه‌های بین‌المللی عبور کنند.

چه خواهد شد؟

برآیند تحلیل‌های حقوقی، سیاسی و اقتصادی نشان می‌دهد که راهبرد دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری تنگه هرمز، بیش از آنکه یک فرصت درآمدی برای ایران باشد، می‌تواند به منشأ افزایش فشار‌های بین‌المللی تبدیل شود.

در عمل، ایران از ظرفیت تأثیرگذاری بر امنیت این آبراه برخوردار است که می‌تواند کارت مهمی در مذاکرات با آمریکا برای پایان جنگ و دریافت امتیاز باشد. اما تبدیل این ظرفیت به یک نظام پایدار دریافت هزینه نه از پشتوانه حقوقی کافی برخوردار است و نه آورده‌های آن به هزینه‌هایش می‌صرفد. در واقع تنگه هرمز ابزار شرایط جنگ است نه صلح که تا همیشه نیز به دلیل شرایط ژئوپلتیک ایران بر آن حاکمیت خواهد داشت. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران می‌گویند که ورود دوباره به جنگی همه‌جانبه برای حفظ مدیریت تنگه هرمز، در بلندمدت منافع ملی ایران را تامین نخواهد کرد.

ارسال نظرات
مفید
x