سه سال پس از ۷ اکتبر | آیا خلع سلاح حماس نقشه خاورمیانه را تغییر میدهد؟
اقتصاد آنلاین : سه سال پس از ۷ اکتبر، حماس خلع سلاح را پذیرفت و از اداره نظامی غزه نیز داوطلبانه کنار رفت؛ تصمیمی که برای بسیاری از تحلیلگران، به ویژه حامیان محور مقاومت، غیرقابل پیشبینی بود.
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: سه سال پس از حملهای که گفته میشد نقطه آغاز «مرحلهای جدید از مقاومت»، حماس خلع سلاح را پذیرفت. تصمیمی که بسیاری از تحلیلگران تا همین چند ماه پیش آن را غیرممکن میدانستند. اما حما پس از آنکه اداره سیاسی غزه را واگذار کرد، به خلع سلاح هم تن داد تا مرحلهای جدید، البته بهکلی متفاوت از محاسبات سه سال قبل آغاز شود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده است که «هیئت صلح» تحت ریاست او پس از ماهها مذاکرات، به توافقی با حماس برای خلع سلاح کامل این گروه و سایر گروههای مسلح غزه دست یافته است. توافقی که قرار است در ازای خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی، تشکیل یک دولت انتقالی فلسطینی و آغاز بازسازی غزه اجرا شود.
اگر این توافق عملی شود، حماس نهتنها کنترل نظامی، بلکه مهمترین مؤلفه هویتی خود را نیز کنار خواهد گذاشته است. رخدادی که شاید بزرگترین تحول سیاسی در تاریخ نزدیک به چهار دهه فعالیت این جنبش باشد.
چرا حماس خلع سلاح را پذیرفت؟
خلع سلاح همواره یکی از خطوط قرمز حماس بود. این گروه حتی در مذاکرات متعدد آتشبس پس از جنگهای ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)، ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) و ۲۰۲۱ (۱۴۰۰) نیز حاضر نشد درباره آن مذاکره کند. در ماههای اخیر نیز، زمانی که حماس اداره مدنی غزه را به شورای انتقالی واگذار کرد، بسیاری از تحلیلگران، بهویژه حامیان «محور مقاومت»، استدلال میکردند که این اقدام صرفاً تفکیک مسئولیت سیاسی از ساختار نظامی است و حماس هرگز سلاح خود را تحویل نخواهد داد. حالا، اما همه معادلات تغییر کرده است.
مهمترین دلیل تصمیم حماس را شاید بتوان در سه سال جنگ فرسایشی جستوجو کرد. عملیات نظامی اسرائیل بخش بزرگی از زیرساختهای نظامی و اداری غزه را نابود کرد، شبکه گسترده تونلها آسیب دید، بسیاری از فرماندهان ارشد حماس و فرماندهان رده میانی که در ۷ اکتبر مشارکت داشتند کشته شدند و توان لجستیکی این گروه به شدت کاهش یافت. همزمان، با کشتار بیش از ۷۰ هزار نفر به دست ارتش اسرائیل و محاصره غذایی، غزه با بحران انسانی بیسابقهای روبهرو شد. بحرانی که بخشی از مردم غزه آن را نتیجه عملیات ۷ اکتبر میدانستند.
اظهارات غازی حمد، از رهبران این جنبش، نیز در همین راستا است. او تأکید کرده است که حماس «برای نجات مردم فلسطین امتیازهای سیاسی داده» و اولویت این گروه پایان جنگ و کاهش رنج غیرنظامیان بوده است، هرچند تأکید میکند که این تصمیم به معنای کنار گذاشتن اهداف سیاسی حماس نیست.
تغییر توازن قوا در منطقه
پذیرش خلع سلاح را نمیتوان صرفاً نتیجه تحولات داخل غزه دانست. منطقه نیز طی سه سال گذشته تغییراتی اساسی داشته که همچنان هم ادامه دارد. کشورهای عربی، از مصر و قطر گرفته تا عربستان و امارات، بیش از گذشته بر پایان جنگ و آغاز بازسازی غزه تمرکز کردهاند. ترکیه نیز که از میانجیهای اصلی مذاکرات بوده، تلاش کرده راهحلی سیاسی برای پایان بحران پیدا کند و برای پذیرش توافق صلح و سپس خلع سلاح به حماس فشار آورده است.
در سوی دیگر، آمریکا با تشکیل «هیئت صلح» کوشید برای نخستین بار سازوکاری فراتر از آتشبسهای موقت ایجاد کند. این سازوکار، خلع سلاح، بازسازی، استقرار نیروی بینالمللی و تشکیل دولت انتقالی فلسطینی را به یکدیگر گره میزند. در چنین شرایطی، ادامه جنگ برای حماس نه دستاورد نظامی قابل توجهی به همراه داشت و نه چشمانداز روشنی برای حفظ اداره غزه.
فاصله گرفتن از ایران؟
یکی دیگر از مولفههای تصمیم حماس را باید جنگ ایران و آمریکا و پیامدهای پس از آن دانست. آکسیوس مدعی شده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به حماس توصیه کرده توافق را امضا نکند و خلع سلاح را نپذیرد، اما این گروه تصمیم گرفت برخلاف این توصیه عمل کند.
اگر این ادعا صحت داشته باشد، میتواند نشانهای از تغییر معادلات منطقهای باشد. گویی رهبران حماس اکنون بیش از هر زمان دیگری با واقعیتهای میدانی منطقه و داخل غزه مواجهاند. این البته الزاماً به معنای پایان روابط حماس با جمهوری اسلامی ایران نیست، اما میتواند نشان دهد که اولویتهای این جنبش از مقاومت و جنگ تغییر کرده است.
طرح آمریکا شانس اجرا دارد؟
توافق فعلی در واقع مهمترین مانع اجرای طرح ۲۰ مادهای ترامپ را کنار زده است. تا پیش از این، خلع سلاح حماس بزرگترین گره مذاکرات بود و بسیاری معتقد بودند بدون حل این مسئله، هیچ برنامهای برای آینده غزه قابل اجرا نیست.
اکنون بر اساس نقشه راه منتشرشده، ابتدا گروههای کوچکتر خلع سلاح میشوند، سپس حماس زیرساخت نظامی خود شامل تونلها، انبارهای تسلیحاتی و مراکز تولید سلاح را برمیچیند. در ادامه، کنترل امنیت غزه به دولت انتقالی فلسطینی و یک نیروی بینالمللی واگذار خواهد شد و بازسازی گسترده منطقه آغاز میشود.
با این حال، مسیر اجرای توافق همچنان با ابهامهای جدی روبهرو است. مهمترین پرسش، موضع اسرائیل است. دولت بنیامین نتانیاهو هنوز واکنش رسمی به توافق نشان نداده و مشخص نیست آیا حاضر خواهد شد مطابق برنامه، نیروهای خود را به طور کامل از غزه خارج کند یا خیر. مقامهای آمریکایی حتی هشدار دادهاند که اگر اسرائیل از اجرای تعهدات خود سر باز زند، دونالد ترامپ «بسیار ناامید» خواهد شد.
افزون بر این، سازوکار راستیآزمایی خلع سلاح، نحوه نگهداری تسلیحات جمعآوریشده و وضعیت مناطق حائل اسرائیل همچنان نامشخص است.
پایان مقاومت مسلحانه یا آغاز مرحلهای جدید؟
اکنون شاید مهمترین پرسش این باشد که آیا خلع سلاح به معنای پایان حماس است؟
رهبران این جنبش تأکید کردهاند که از اهداف سیاسی خود عقبنشینی نکردهاند و تنها شکل مبارزه تغییر خواهد کرد. در واقع، همانگونه که سازمان آزادیبخش فلسطین در دهه ۱۹۹۰ از مبارزه مسلحانه به مسیر سیاسی روی آورد، ممکن است حماس نیز از مبارزه نظامی دست بکشد و به حضور سیاسی و اجتماعی روی آورد.
اما حتی اگر چنین شود، میراث هفتم اکتبر همچنان بر آینده منطقه سایه خواهد انداخت. حملهای که سه سال پیش آغازگر خونینترین جنگ تاریخ غزه شد، اکنون در نقطهای به پایان میرسد که کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد: پذیرش خلع سلاح از سوی همان گروهی که روزگاری سلاح را مهمترین تضمین بقای خود میدانست.
اینکه این توافق واقعاً به پایان جنگ، تشکیل دولت جدید فلسطینی و بازسازی غزه منجر شود یا مانند بسیاری از توافقهای پیشین در پیچوخم بیاعتمادی میان طرفها متوقف بماند، پرسشی است که پاسخ آن در ماههای آینده مشخص خواهد شد و سرنوشت جنگ ایران و آمریکا نیز بر آن اثرگذار خواهد بود.