شکاف دولت و صداوسیما | پایان دوره جبلی یا آغاز فصل تقابل با رییسجمهور؟
اقتصادآنلاین: رابطه دولت و صداوسیما وارد مرحله جدیدی شده است. مرحلهای که پس از انتقادات پیاپی رییسجمهور به رویکرد صداوسیما ظهور کرده و خبر از تغییراتی در آینده میدهد.
گروه سیاسی: رابطه دولت و صداوسیما ظاهراً وارد مرحله جدیدی شده است. انتقادات اخیر رییسجمهور از صداوسیما، مصاحبهای که مجریان صداوسیما در آن حضور نداشتند و برگزاری نشست خبری بدون پخش زنده از تلویزیون.
همه اینها نشان میدهد که شکاف میان دولت مسعود پزشکیان و سازمان صداوسیما، از سطح گلایههای پراکنده عبور کرده و دولت چهاردم ترجیح میدهد بدون واسطه تلویزیون با افکار عمومی روبهرو شود.
از انتقاد تا فاصلهگذاری
نخستین نشانه پس از انتقادها این بود که مصاحبه رئیسجمهور در دومین سالگرد آغاز به کار دولت چهاردهم با الگوی متفاوتی انجام شد. این بار خبری از مجریان شناختهشده صداوسیما در قاب نبود و حتی افرادی که پرسشها را مطرح میکردند نیز پشت دوربین باقی ماندند.
فارغ از کیفیت خود مصاحبه که به دلیل نبود پرسشهای جدی درباره تورم، اقتصاد و انتقادهای افکار عمومی از دولت، از سوی برخی ناظران چندان حرفهای ارزیابی نشده، پیام سیاسی این شیوه ارتباطی مورد توجه قرار گرفت. اینکه دولت بنا دارد روایت رئیسجمهور را بدون حضور چهرههای صداوسیما و خارج از چارچوب معمول این سازمان عرضه کند.
این روند در نشست خبری رئیسجمهور با اصحاب رسانه نیز نمود بیشتری پیدا کرد. نشستی که برخلاف بسیاری از برنامههای رسمی رئیسجمهور، در آن خبری از پخش زنده صداوسیما نبود و مجموعه دولت مسئولیت پوشش رسانهای آن را بر عهده گرفت. اقدامی به وضوح نشان میدهد که تیم اطلاعرسانی دولت به صداوسیما برای پوشش لحظهای اخبار اتکا و اعتماد ندارد. اما حتی در همین نشست نیز خبرنگار صداوسیما تلاش کرد پرسشی انتقادی درباره معیشت مردم مطرح کند. در مقابل رییسجمهور نیز تاکید کرد که هرچند به دنبال بهبود شرایط اقتصاد کشور است اما نمیتوان انتظار داشت که جنگ اثری بر اقتصاد نگذاشته باشد.
ریشه اختلاف کجاست؟
اختلاف اخیر، پس از دورهای از انتقاد ظهور و بروز پیدا کرده است. پزشکیان پیشتر در اظهاراتی صریح از نحوه پوشش سخنان و عملکرد دولت در صداوسیما انتقاد کرد و حتی هشدار داد که تحلیلهای یکجانبه و غیرمستند میتواند به تشویش افکار عمومی و سیاهنمایی علیه دولت منجر شود. پیش از آن نیز رئیسجمهور در دیداری با مدیران صداوسیما تأکید کرده بود که هر سخن یا تحلیلی که به شکاف و تفرقه در جامعه منجر شود، برخلاف مسئولیت این سازمان است.
هرچند پس از انتقادات رییسجمهور، صداوسیما گزارشی با موضوع رابطه خوب مسعود پزشکیان با رهبر شهید و حمایت از او منتشر کرد اما نشانهای از تغییر در رویکرد کلی خود نشان نداد.
انتقادات به صداوسیما فقط مربوط به دولت چهاردهم و تقریبا همه دولتهای غیرهمسو با جریان رادیکال اصولگرایان، از رویکرد صداوسیما انتقاد داشتند. به همین دلیل در سالهای گذشته، انتقاد از صداوسیما درباره سانسور گزینشی، انتخاب کارشناسان، جانبداری سیاسی و فاصله گرفتن از یک رسانه عمومی بارها مطرح شده است. در مواردی حتی غیر از رییسجمهور، سخنان رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه نیز با حذف یا محدودیت در پخش مواجه شده و درباره نحوه پوشش سخنان رئیسجمهور نیز اعتراض رسمی دولت شکل گرفته است.
منتقدان میگویند مشکل صداوسیما فراتر از چند مورد سانسور است. ترکیب تکراری کارشناسان، برجسته شدن یک روایت سیاسی مشخص و حملههای مستقیم به بخشهایی از دولت، بهویژه در موضوع سیاست خارجی و عملکرد وزارت امور خارجه، تصویری از رسانهای ایجاد کرده که بازتابدهنده دیدگاههای یک جریان سیاسی خاص است که در میان اصولگرایان نیز در اقلیت قرار دارد.
این در حالی است که صداوسیما از منابع عمومی استفاده میکند و در سال ۱۴۰۵ نیز بیش از ۳۵ هزار میلیارد تومان بودجه از دولت دریافت میکند.
رسانه ملی یا رسانه یک جریان؟
این پرسش، شاید مهمترین بخش اختلاف کنونی باشد. اگر رسانه ملی متعلق به همه شهروندان است، رئیسجمهور منتخب مردم نیز باید بتواند دیدگاههای خود را بدون تقطیع و تفسیر یکجانبه با جامعه در میان بگذارد.
در ماجرای اخیر، اعتراض دولت دقیقاً بر همین نقطه متمرکز شد. بخشهایی از سخنان پزشکیان درباره اجازه رهبر شهید برای مذاکره پخش نشد و دولت صداوسیما را به رعایت نکردن امانتداری در انعکاس سخنان رئیسجمهور متهم کرد. در مقابل، صداوسیما دفاع خود را با مفاهیمی مانند حفظ انسجام ملی، جلوگیری از القای اختلاف میان ارکان نظام و رعایت مصالح کشور صورتبندی کرد.
اما همین پاسخ، پرسش دیگری ایجاد کرد. اینکه معیار دقیق حذف و انتخاب چه بوده است؟ چه نهادی تشخیص میدهد کدام بخش از سخنان رئیسجمهور باید پخش شود و کدام بخش نباید به مخاطب برسد؟ اگر این معیارها روشن نباشد، استناد کلی به مصلحت میتواند به جای پاسخگویی، به ابزاری برای فرار رو به جلو در مقابل انتقادها تبدیل شود.
گمانهزنیها درباره رییس جامجم
همزمان با این اختلافات، یک متغیر دیگر نیز به معادله اضافه شده است: پایان دوره پنجساله ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما. با پایان این دوره، گمانهزنیها درباره ابقا یا تغییر رئیس سازمان بار دیگر بالا گرفته است. ریاست صداوسیما بهطور عرفی دورهای پنجساله دارد و در برخی دورهها نیز با تصمیم رهبری برای پنج سال دیگر تمدید شده است.
اگر تغییر مدیریتی در دستور کار قرار گیرد، طبیعتاً نگاهها فقط متوجه رئیس سازمان نخواهد بود. وحید جلیلی، قائممقام جبلی و برادر سعید جلیلی نیز یکی از چهرههای کلیدی این دوره مدیریتی است و با تغییر جبلی کنار خواهد رفت. کسی که به نظر میرسد در رویکرد فعلی صداوسیما و نزدیکی به جریان رادیکال اصولگرایان تاثیر زیادی داشته است.
جای خالی رسانههای خصوصی
انتقاد به صداوسیما و رویه جدید دولت برای ارتباط با افکار عمومی به معنای آن نیست که دولت از نقد مصون است. اتفاقاً تجربه اخیر نشان میدهد که فاصله گرفتن از صداوسیما زمانی میتواند اعتبار بیشتری پیدا کند که دولت هم درهای خود را به روی رسانههای مستقل و خصوصی باز کند.
اکنون از یک سو دولت از عملکرد این سازمان ناراضی است و از سوی دیگر، اما همچنان جای گفتوگوی منظم و چالشی رئیسجمهور و وزیران با روزنامهنگاران مستقل رسانههای خصوصی خالی است؛ بنابراین اگر دولت واقعاً به دنبال ارتباط بیواسطه با جامعه است، این ارتباط نباید صرفاً از طریق رسانههای نزدیک به دولت یا تولیدات روابط عمومی شکل بگیرد. رسانه مستقل، پرسشگر و منتقد نیز بخشی از همان جامعه است که میتواند بازتابدهنده افکار عمومی و حفظ ارتباط با آن برای دولت و در صدر آن رییس جمهور باشد.