تنگه هرمز و آینده راههای جایگزین | هند و اسرائیل به دنبال آیمک | کریدور آیمک چگونه منافع ژئوپلتیک ایران را به خطر میاندازد؟
اقتصادآنلاین: جنگ ایران و آمریکا و انسداد تنگه هرمز، بار دیگر نام کریدور آیمک را مطرح کرده است. کریدوری که اگر طرح آن پیش برود، پیامدهای ژئوپلتیک مهمی برای منطقه خواهد داشت.
گروه سیاسی: تحولات سالهای اخیر بار دیگر شکنندگی شریانهای اصلی تجارت جهانی را آشکار کرده است. نخست دریای سرخ بود که دو سال گذشته و در پی حملات مستمر انصارالله یمن به کشتیهای تجاری، در اوج جنگ با آمریکا و عربستان سعودی با کاهش حدود ۹۰ درصدی تردد در کانال سوئز مواجه شد و شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیر واداشت. کشتیها برای دور زدن این بحران ناچار شدند مسیر طولانیتری را در اطراف دماغه امید نیک طی کنند.
پس از دریای سرخ، نوبت به تنگه هرمز رسید؛ آبراهی باریک، اما حیاتی که حدود یکچهارم نفت حملشده از طریق دریا در جهان از آن عبور میکند و در جریان رویارویی آمریکا و ایران به یکی از کانونهای اصلی تنش تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حتی باز ماندن این گذرگاه استراتژیک نیز دیگر امری بدیهی تلقی نمیشود.
چرا بحرانهای دریایی به نفع آیمک تمام شده است؟
شاید مهمترین پیامد این تحولات تقویت استدلالها در حمایت از کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا، موسوم به «آیمک» باشد. این کریدور از ابتدا با هدف کاهش وابستگی به گلوگاههای محدود و آسیبپذیر و ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال کالا، انرژی و داده طراحی شد.
بحرانهای دریای سرخ و تنگه هرمز نشان دادهاند که چنین مسیری تا چه اندازه میتواند اهمیت داشته باشد. هر بار که یک مسیر دریایی حیاتی مختل میشود، فعالان تجارت و لجستیک جهانی بیش از گذشته به ارزش یک شبکه حملونقل چندوجهی پی میبرند؛ شبکهای که مسیرهای دریایی و ریلی را در جغرافیایی با تنوع سیاسی بیشتر به یکدیگر متصل کند.
از این منظر، هر شوک جدید به شریانهای دریایی جهان، استدلال اقتصادی و راهبردی در حمایت از آیمک را تقویت میکند. اما همین بحرانها یک واقعیت مهم را نیز آشکار کردهاند: ساخت یک کریدور تجاری صرفاً با احداث خط ریلی، توسعه بندر و ایجاد زیرساخت حملونقل ممکن نیست.
زیرساختهای فیزیکی را میتوان با سرمایهگذاری و فناوری ساخت؛ اما موانع اصلی آیمک در جای دیگری قرار دارند. بزرگترین چالشها سیاسی و امنیتیاند و بخش مهمی از آنها در نیمه شمالی مسیر، بهویژه در منطقه شامات، متمرکز شدهاند.
غزه؛ گره سیاسی در مسیر کریدور
بخشهایی از مسیر ریلی پیشبینیشده برای آیمک از اردن عبور میکند و در نهایت به بندر حیفا در اسرائیل میرسد. بنابراین، فعالیت این مسیر به حداقلی از عادیسازی روابط میان کشورهای عربی و اسرائیل نیاز دارد؛ روندی که پس از حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ ویرانگر غزه متوقف شد.
طرح جامع مورد حمایت آمریکا و تأییدشده در قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل توانسته است یک آتشبس شکننده را حفظ کند و زمینه بازگشت گروگانها را فراهم آورد. این دستاوردها برای جوامعی که از جنگ فرسوده شدهاند، اهمیت زیادی دارد. با این حال، بخش سیاسی این طرح همچنان با موانع جدی روبهرو است.
در چنین شرایطی، بخش شمالی آیمک عملاً با یک مانع سیاسی مواجه است؛ مانعی که با سرمایهگذاری بیشتر یا توسعه زیرساختها بهتنهایی برطرف نخواهد شد.
عربستان؛ حلقه تعیینکننده آیمک
عربستان سعودی نیز در این میان نقشی تعیینکننده دارد. مشارکت ریاض برای بخش خلیجی کریدور ضروری است، اما موضع این کشور درباره عادیسازی روابط با اسرائیل نهتنها نرمتر نشده، بلکه در ماههای اخیر صریحتر شده است.
ریاض اعلام کرده است که در نبود مسیری برگشتناپذیر به سوی تشکیل دولت فلسطینی، روابط خود را با اسرائیل عادی نخواهد کرد. موضع علنی عربستان طی سال گذشته نیز بیش از آنکه نشانه نزدیک شدن به اسرائیل باشد، بیانگر فاصله گرفتن از چنین روندی بوده است.
بنابراین، مشکل تأمین مالی یا ساخت زیرساخت در بخش شمالی آیمک را نمیتوان مسئله اصلی دانست. اینها بیشتر نشانههای یک مشکل بزرگتر هستند؛ مشکلی که ریشه سیاسی دارد و تا زمانی که دیپلماسی در منطقه شامات پیشرفت نکند، با سرمایهگذاری دولتی حل نخواهد شد.
آیمک بدون امنیت؛ یک کریدور آسیبپذیر
به همین دلیل، بحث درباره آینده آیمک در ماههای اخیر بیش از گذشته از زیرساخت به سمت امنیت کشیده شده است. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چگونه میتوان خطوط ریلی، بنادر و مسیرهای انتقال انرژی را ساخت؛ مسئله این است که چه ساختار امنیتی میتواند از این شبکه در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی محافظت کند.
در همین چارچوب، ایده ایجاد یک کمان دریایی متشکل از هند، اسرائیل و یونان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این سه در امتداد مسیرهای دریایی آیمک از مومبای در دریای عرب تا حیفا در شرق مدیترانه و سپس تأسیسات دریایی یونان قرار دارند.
همکاری آنها میتواند مجموعهای از ظرفیتها شامل دسترسی دریایی، آگاهی از وضعیت حوزه دریایی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی را در اختیار کریدور قرار دهد؛ زیرساختهایی که نهفقط در برابر تهدیدهای متعارف، بلکه در برابر حملات پهپادی، خرابکاری و آسیب به کابلها و خطوط لوله زیردریایی نیز آسیبپذیرند.
منطق این ایده روشن است. کریدوری که قرار است کالا، داده و انرژی را جابهجا کند، نمیتواند صرفاً به حسن نیت تجاری بازیگران منطقهای متکی باشد. در چنین شبکهای، امنیت بخشی از زیرساخت است، نه مسئلهای حاشیهای.
آیمک در رقابت هند و چین
آیمک را نمیتوان جدا از رقابت ژئوپلیتیکیای دید که زمینه شکلگیری آن را فراهم کرد. این کریدور از ابتدا بهعنوان وزنهای مبتنی بر قواعد در برابر ابتکار کمربند و جاده چین مطرح شد؛ ابتکاری که طی سالهای گذشته دهها میلیارد دلار در زیرساختهای خاورمیانه سرمایهگذاری کرده و از مزیت پیشگام برخوردار است.
اما کشورهای خلیج فارس در حال انتخاب میان چین و هند یا آمریکا نیستند. آنها بهدنبال حفظ امکان انتخاب و موازنه میان قدرتهای بزرگ هستند. از یک سو روابط اقتصادی و راهبردی خود با پکن را حفظ میکنند و از سوی دیگر، همکاری با هند و اروپا را گسترش میدهند.
با این همه، به نظر میرسد که کریدور آیمک، که منافع ژئوپلتیک ایران را به خطر میاندازد، همچنان با موانع بسیاری روبهرو است. هرچند که هند و اسرائیل احتمالا تلاش زیادی برای پیشبرد آن خواهند کرد.