بازار چه زمانی ترامپ را وادار به عقبنشینی میکند؟ | تردد هرمز در محاسبات رییسجمهور آمریکا
اقتصادآنلاین: در جریان جنگ ایران و آمریکا، دونالد ترامپ در چند مقطع حساس و همزمان با افزایش فشارهای اقتصادی و مالی، از مواضع قبلی خود عقبنشینی کرده یا مسیر تصمیمگیریاش را تغییر داده است. مؤسسه Signum Global Advisors برای سنجش این الگو، مدلی با عنوان «Hormuz TACO Index» طراحی کرده که تلاش میکند با رصد متغیرهای بازار، زمان احتمالی چرخش ترامپ به سمت کاهش تنش را شناسایی کند.
گروه اقتصاد جهان؛ واژه TACO مخفف عبارت Trump Always Chickens Out است؛ اصطلاحی که به الگویی در رفتار دونالد ترامپ اشاره دارد که براساس آن، او ابتدا سطح تهدید و فشار را افزایش میدهد، اما زمانی که هزینه این سیاست برای بازارها و اقتصاد بیش از حد بالا میرود، ممکن است از مواضع اولیه خود عقبنشینی کرده یا آنها را تعدیل کند.
عبارت Trump Always Chickens Out نخستینبار در ۲ مه ۲۰۲۵ از سوی رابرت آرمسترانگ، ستوننویس فایننشالتایمز برای توصیف رفتار ترامپ در جریان سیاستهای تعرفهای مطرح شد. الگوی مورد اشاره این بود که ترامپ تعرفههای سنگینی را تهدید یا اعلام میکرد، بازارهای مالی تحت فشار قرار میگرفتند و با افزایش هزینههای اقتصادی، بخشی از این تهدیدها در ادامه به تعویق میافتاد یا تعدیل میشد.
Hormuz TACO Index در واقع نسخهای از همین ایده برای بحران ایران و تنگه هرمز است. این مدل تلاش میکند با سنجش میزان فاصله برخی متغیرهای مهم بازار از شرایط معمول، میزان فشار اقتصادی و مالی ناشی از ادامه بحران بر دولت ترامپ را اندازهگیری کند و از این طریق احتمال تغییر موضع یا حرکت به سمت کاهش تنش را ارزیابی کند.
این شاخص چهار متغیر اصلی را دنبال میکند: عملکرد شاخص S&P ۵۰۰، میزان تردد کشتیها در تنگه هرمز، قیمت نفت برنت و بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا.
چرا شاخص S&P ۵۰۰؟
این شاخص از آن جهت در مدل TACO اهمیت دارد که بخش بزرگی از ارزش بازار سهام آمریکا را نمایندگی میکند و عملکرد بسیاری از بزرگترین شرکتهای این کشور، از جمله غولهای فناوری، در آن بازتاب پیدا میکند. تشدید جنگ، افزایش قیمت انرژی و بالا رفتن ریسک تورم یا اختلال در زنجیره تأمین میتواند چشمانداز سودآوری شرکتها را تضعیف و ریسکگریزی سرمایهگذاران را افزایش دهد؛ در چنین شرایطی فشار فروش در بازار سهام بیشتر شده و ارزش شاخص کاهش پیدا میکند؛ بنابراین افت S&P ۵۰۰ در این مدل بهعنوان یکی از نشانههای افزایش هزینه اقتصادی و مالی برای دولت آمریکا در نظر گرفته میشود.
تردد نفتکشها در هرمز
میزان تردد نفتکشها در تنگه هرمز یکی دیگر از متغیرهای مهم شاخص TACO است؛ آبراهی که در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد جریان جهانی نفت و بخش قابلتوجهی از تجارت LNG از آن عبور میکرد. کاهش تردد در این مسیر میتواند عرضه انرژی را محدود کرده، قیمت نفت و گاز را افزایش دهد و از مسیر تورم هزینهای به قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد جهانی منتقل شود.
هرچند افزایش قیمت نفت میتواند به سود بخشی از تولیدکنندگان انرژی آمریکا باشد، اما در سطح کلان، افزایش هزینه سوخت و کالاها برای خانوارها و بنگاههای آمریکایی پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به همراه دارد. در صورت ماندگار شدن این فشارهای تورمی، فدرالرزرو نیز ممکن است ناچار به حفظ نرخهای بهره بالا یا حتی تشدید سیاست انقباضی شود؛ اتفاقی که علاوه بر فشار بر رشد اقتصادی، هزینه تأمین مالی دولت و بار بهره بدهی آمریکا را در شرایطی که بدهی دولت آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده، سنگینتر میکند.
بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا
بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا یکی دیگر از متغیرهای مهم شاخص TACO است، زیرا این نرخ یکی از مهمترین معیارهای هزینه تأمین مالی در اقتصاد آمریکا محسوب میشود و تغییرات آن مستقیماً بر نرخ وام مسکن، هزینه استقراض شرکتها و ارزشگذاری بازار سهام اثر میگذارد. تشدید جنگ و افزایش قیمت انرژی میتواند انتظارات تورمی را بالا ببرد و سرمایهگذاران را وادار کند برای نگهداری اوراق بلندمدت بازده بیشتری مطالبه کنند؛ در نتیجه بازده اوراق ۱۰ساله افزایش مییابد. رشد این بازده علاوه بر سختتر کردن شرایط مالی برای خانوارها و شرکتها، هزینه استقراض دولت آمریکا را نیز بالا میبرد و در شرایط بدهی سنگین فدرال، فشار بیشتری بر بودجه ایجاد میکند. به همین دلیل جهش بازده ۱۰ساله در مدل TACO بهعنوان یکی از نشانههای افزایش هزینه اقتصادی ادامه بحران برای دولت آمریکا در نظر گرفته میشود.
قیمت نفت برنت
قیمت نفت برنت یکی دیگر از متغیرهای بنیادین شاخص TACO است. شاید این سؤال مطرح شود که آمریکا خود تولیدکننده و صادرکننده نفت WTI است، پس چرا افزایش قیمت نفت برنت دریای شمال برای اقتصاد این کشور اهمیت دارد؟
دلیل اصلی این است که برنت مهمترین معیار قیمتگذاری نفت در بازار جهانی است و بخش بزرگی از تجارت بینالمللی نفت خام و فرآوردههای نفتی با آن سنجیده میشود. حتی قیمت WTI نیز نمیتواند برای مدت طولانی از روند برنت جدا بماند؛ زیرا تولیدکنندگان، پالایشگاهها و معاملهگران آمریکایی در بازاری جهانی فعالیت میکنند و اختلاف شدید میان این دو شاخص از طریق صادرات، واردات و آربیتراژ تعدیل میشود؛ بنابراین جهش برنت معمولاً به معنای افزایش عمومی هزینه انرژی در جهان و در نهایت فشار بر قیمت سوخت در آمریکا نیز هست.
افزایش پایدار قیمت نفت میتواند از چند مسیر بر اقتصاد آمریکا فشار وارد کند. بنزین و سوخت گرانتر مستقیماً هزینه خانوارها را افزایش میدهد و از قدرت خرید آنها میکاهد؛ در عین حال هزینه حملونقل، تولید، مواد اولیه و زنجیره تأمین نیز بالا میرود و این فشار میتواند به قیمت طیف گستردهای از کالاها و خدمات منتقل شود. در صورت ماندگار شدن این شوک، تورم سرفصل افزایش یافته و روند کاهش تورم دشوارتر میشود؛ موضوعی که میتواند فدرالرزرو را به حفظ نرخهای بهره بالا یا اتخاذ سیاست پولی سختگیرانهتر وادار کند؛ بنابراین در مدل TACO، جهش قیمت برنت تنها افزایش قیمت یک کالای انرژی نیست، بلکه نشانهای از افزایش همزمان فشار بر تورم، مصرف خانوار، رشد اقتصادی، بازار اوراق و در نهایت هزینه سیاسی ادامه بحران برای دولت آمریکا محسوب میشود.
شاخص هرمز تاکو چگونه کار میکند؟
این شاخص میزان فاصله چهار متغیر اصلی بازار شامل قیمت نفت برنت، بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا، تردد کشتیها در تنگه هرمز و شاخص S&P ۵۰۰ را از شرایط معمول آنها محاسبه میکند و سپس با اختصاص وزن متفاوت به هر متغیر، یک شاخص ترکیبی از فشار اقتصادی و مالی بحران میسازد.
در این مدل، برنت با وزن ۱ بیشترین اهمیت را دارد، پس از آن بازده اوراق ۱۰ساله با وزن ۰.۸، تردد هرمز با وزن ۰.۶ و S&P ۵۰۰ با وزن ۰.۵ قرار میگیرند. افزایش قیمت نفت و بازده اوراق و در مقابل کاهش تردد هرمز و افت بازار سهام، شاخص را به سمت سطوح بالاتر هدایت میکند. مدل برای اندازهگیری شدت این تغییرات از Z-score یا انحراف معیاراستفاده میکند؛ به این معنا که میسنجد شرایط فعلی هر متغیر تا چه اندازه از رفتار عادی آن فاصله گرفته است. بررسی Signum از چرخشهای قبلی ترامپ نشان داده این شاخص هنگام تغییر موضع او در محدوده ۲.۳ تا ۳.۴ انحراف معیار قرار داشته و میانگین این نقاط نزدیک ۲.۹ بوده است؛ از همین رو نزدیک شدن دوباره شاخص به این محدوده بهعنوان نشانهای از افزایش فشار بازار و احتمال بیشتر حرکت ترامپ به سمت تعدیل مواضع یا کاهش تنش در نظر گرفته میشود.
روایت نمودار شاخص تاکوی هرمز

نمودار شاخص نشان میدهد که در چند مقطع از جنگ ایران و آمریکا، افزایش فشار بازارها با تغییر لحن و تصمیم دونالد ترامپ همزمان شده است. در ۲۲ مارس، زمانی که شاخص به محدوده حدود سه انحراف معیار رسید، ترامپ با ورود به مذاکره موافقت کرد؛ در ۸ آوریل نیز با باقی ماندن شاخص در سطوح نسبتاً بالا، مسیر گفتوگوها باز شد. این الگو بار دیگر در ۱۸ مه تکرار شد؛ جایی که شاخص مجدداً به نزدیکی محدوده سه انحراف معیار رسید و ترامپ حمله را برای مذاکره متوقف کرد.
در مقابل، زمانی که فشار بازار کاهش یافت و شاخص به حوالی صفر یا محدوده منفی حرکت کرد، رفتار کاخ سفید تهاجمیتر شد؛ از درخواست تغییر در پیشنویس تفاهمنامه در ۲۹ مه تا لغو معافیت نفتی در ۷ ژوئیه.
نکته قابل توجه در انتهای نمودار، جهش دوباره شاخص از محدوده منفی به بالای سه انحراف معیار است؛ سطحی که در مقاطع قبلی با چرخش ترامپ به سمت کاهش تنش همزمان شده بود. با این حال، این نمودار یک رابطه قطعی میان شاخص و تصمیم سیاسی ایجاد نمیکند، بلکه نشان میدهد هرچه هزینه جنگ از مسیر نفت، بازار اوراق، سهام و اختلال هرمز بیشتر شده، احتمال تعدیل موضع ترامپ نیز در نمونههای قبلی افزایش یافته است.