خاموشی نازل‌های بنزین و آغاز سهمیه‌بندی پنهان/ صف‌ها به پایتخت رسیدند

بنزین

اقتصاد‌آنلاین: گزارش‌های میدانی از جایگاه‌های سوخت تهران از محدود شدن عرضه بنزین و از مدار خارج شدن تعداد زیادی از نازل‌ها پس از پایان سهمیه اختصاص‌یافته به جایگاه‌ها حکایت دارد. این وضعیت در حالی رخ داده که اطلاع‌رسانی شفافی درباره اجرای چنین محدودیتی انجام نشده و پیامد آن، شکل‌گیری صف‌های طولانی، تجمع خودروها در جایگاه‌های فعال و سرگردانی رانندگان در سطح شهر بوده است.

آنچه در سطح جایگاه‌ها مشاهده می‌شود، عملاً دسترسی فیزیکی به سوخت را محدود کرده و بار ناشی از ناترازی بنزین را مستقیماً به شهروندان منتقل کرده است؛ اتفاقی که می‌تواند پیامدهایی فراتر از اختلال موقت در سوخت‌گیری داشته باشد.

پایان سهمیه جایگاه‌ها؛ آغاز خاموشی نازل‌ها

بر اساس شواهد موجود، سقف عرضه سوخت در جایگاه‌ها محدود شده و پس از رسیدن هر جایگاه به سقف روزانه خود، بخشی از نازل‌ها از کار می‌افتند. در تهران، نتیجه این سازوکار از ساعات عصر بیشتر نمایان شده است؛ زمانی که بخشی از جایگاه‌ها دیگر امکان عرضه بنزین ندارند و رانندگان برای سوخت‌گیری به تعداد محدودی از جایگاه‌های فعال مراجعه می‌کنند.

افزایش مراجعه به این جایگاه‌ها نیز به شکل‌گیری صف‌های طولانی و ایجاد ترافیک در معابر اطراف منجر شده است. این وضعیت در شرایطی شکل گرفته که هنوز درباره تبعات چنین تغییری در نظام توزیع سوخت، اطلاع‌رسانی شفاف و پیشینی صورت نگرفته است.

صف بنزین و افزایش هزینه‌های پنهان اقتصاد

محدود کردن عرضه یک کالای ضروری از طریق ایجاد صف، تنها زمان سوخت‌گیری را افزایش نمی‌دهد، بلکه هزینه‌های اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد می‌کند. زمانی که شهروندان برای دسترسی به بنزین مجبور به انتظار چندساعته می‌شوند، بخشی از زمان مفید نیروی کار به جای فعالیت اقتصادی، در صف جایگاه‌های سوخت سپری می‌شود.

این شرایط همچنین هزینه مبادله را افزایش می‌دهد. با دشوار شدن سوخت‌گیری عادی، زمینه برای شکل‌گیری بازارهای غیررسمی فراهم می‌شود؛ از فروش کارت سوخت آزاد با قیمت‌های نجومی گرفته تا عرضه بنزین گالنی در حاشیه خیابان‌ها. چنین وضعیتی می‌تواند رانت ناشی از اختلاف میان قیمت رسمی و غیررسمی را به سمت دلالان سوق دهد و کارایی شبکه توزیع را کاهش دهد.

اثر مستقیم محدودیت بنزین بر قیمت کالا و خدمات

اهمیت بنزین در اقتصاد ایران تنها به مصرف شخصی خودروها محدود نمی‌شود. سوخت یکی از نهاده‌های اصلی بخش حمل‌ونقل کالا و مسافر است و هرگونه محدودیت در دسترسی به آن، ابتدا هزینه فعالیت وسایل حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد.

تاکسی‌های اینترنتی، وانت‌بارها و پیک‌های موتوری از جمله بخش‌هایی هستند که افزایش هزینه سوخت می‌تواند فعالیت آنها را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش هزینه جابه‌جایی سپس به هزینه توزیع کالاهای مصرفی منتقل می‌شود و از مواد غذایی تا دارو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، فشار تورمی جدیدی شکل می‌گیرد که اثر آن بر خانوارهای کم‌درآمد و متوسط شدیدتر است.

از این منظر، محدودیت دسترسی به سوخت می‌تواند مانند یک «مالیات پنهان واپس‌گرا» عمل کند؛ زیرا خانوارهای دهک‌های پایین و متوسط سهم بیشتری از درآمد خود را برای رفت‌وآمد و خرید کالاهای ضروری هزینه می‌کنند و افزایش هزینه در این بخش‌ها فشار بیشتری بر معیشت آنها وارد می‌کند.

درآمد روزانه شاغلان وابسته به خودرو در معرض خطر

پیامدهای محدودیت فیزیکی عرضه بنزین برای همه گروه‌های اجتماعی یکسان نیست. خانوارهای برخوردار ممکن است به چند خودرو یا مسیرهای جایگزین و غیررسمی برای تأمین سوخت دسترسی داشته باشند، اما گروهی از شاغلان خرد، درآمد روزانه خود را مستقیماً از حرکت خودرو یا موتورسیکلت به دست می‌آورند.

برای یک راننده مسافرکش یا پیک باربری، از کار افتادن نازل‌ها و ناتوانی در تأمین سوخت می‌تواند به توقف چندساعته فعالیت منجر شود. چنین توقفی مستقیماً درآمد همان روز را کاهش می‌دهد و فشار بیشتری بر امنیت معیشتی خانوار وارد می‌کند. بنابراین، ایجاد محدودیت فیزیکی در عرضه سوخت می‌تواند شکاف موجود در دسترسی گروه‌های مختلف جامعه به خدمات عمومی را عمیق‌تر کند.

تصمیم‌های بدون اطلاع‌رسانی و آسیب به اعتماد عمومی

یکی دیگر از پیامدهای چنین وضعیتی، تأثیر آن بر سرمایه اجتماعی و احساس امنیت روانی شهروندان است. وقتی تصمیمی با تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره بدون اطلاع‌رسانی روشن اجرا شود، امکان برنامه‌ریزی برای شهروندان از بین می‌رود.

غافلگیر شدن مردم در تأمین یکی از نیازهای اساسی روزمره، پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد و زندگی روزانه را کاهش می‌دهد. تداوم چنین شرایطی می‌تواند زمینه‌ساز افزایش بی‌اعتمادی، خشم فروخورده و رفتارهای ناشی از ناامیدی در جامعه شود؛ به‌ویژه زمانی که شهروندان احساس کنند زمان و آرامش آنها در فرآیند تصمیم‌گیری مورد توجه قرار نگرفته است.

محدود کردن نازل‌ها، مسئله ناترازی را حل نمی‌کند

ناترازی بنزین در ایران ریشه در مجموعه‌ای از عوامل دارد؛ از سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری در ظرفیت پالایشگاهی و تولید خودروهای پرمصرف و فاقد استانداردهای روز گرفته تا ضعف شبکه حمل‌ونقل عمومی و انجماد طولانی‌مدت ساختار قیمت‌گذاری.

در چنین شرایطی، محدود کردن عرضه در جایگاه‌ها و ایجاد صف، مسئله اصلی را برطرف نمی‌کند. این اقدام صرفاً تقاضای موجود را فشرده و بخشی از بحران را از سطح سیاست‌گذاری به خیابان منتقل می‌کند. خاموش شدن نازل‌ها به خودی خود مصرف واقعی را کاهش نمی‌دهد، بلکه دسترسی به سوخت را دشوارتر می‌کند.

ادامه جیره‌بندی قطره‌چکانی و وارد کردن شوک‌های عصبی و مالی به شهروندان، می‌تواند فشار رکود تورمی در بخش خدمات را بیشتر کرده و نارضایتی اجتماعی و فاصله میان حاکمیت و مردم را افزایش دهد.

حل ناترازی سوخت نیازمند اصلاح زنجیره تولید، کاهش هدررفت، بازآرایی خودروهای داخلی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و اجرای سیاست‌های بازتوزیعی عادلانه و شفاف است؛ نه ایجاد کمبود مصنوعی در جایگاه‌ها و قرار دادن شهروندان در صف‌های طولانی و بلاتکلیفی.

 

منبع: اقتصاد آنلاین
x