مثقال-طلا با آگاه
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
تور روسیه
فلای تو دی
پارس نماد.
۰۷ / شهريور / ۱۴۰۴ ۰۸:۰۰
اقتصاد آنلاین گزارش می‌دهد؛

بزنگاه سپتامبر؛ آیا الشرع و نتانیاهو در واشنگتن دیدار خواهند کرد؟

بزنگاه سپتامبر؛ آیا الشرع و نتانیاهو در واشنگتن دیدار خواهند کرد؟

با سرعت گرفتن دیدار‌های مقامات سوری و اسرائیلی در پاریس، گمانه‌زنی‌ها در خصوص احیای موافقتنامه ۱۹۷۴ و حتی پیوستن دمشق به پیمان ابراهیم افزایش یافته است. هفته گذشته احمد الشرع، رئیس دولت انتقالی سوریه در دیدار با خبرنگاران مطرح جهان عرب رسما اعلام کرد که گفت‌و‌گو‌های سطح بالا با اسرائیل در جریان بوده و این امکان وجود دارد که در صورت «تامین شدن منافع ملی سوریه» دمشق با تل‌آویو به توافقی جدید دست یابد. چنین رخدادی در بزنگاه تصمیم دولت لبنان برای خلع سلاح گروه‌های مقاومت و در عین نزدیک بودن کارزار انتخاباتی در سه کشور سوریه، لبنان و رژیم صهیونیستی می‌تواند نوید دهنده تحولاتی بزرگ و تعیین کننده در ماه‌های آینده باشد.  

کد خبر: ۲۰۸۲۴۶۹
هلو

به گزارش اقتصاد آنلاین، محمد بیات: برای دولتمردان اسرائیلی، در انتهای نبرد طوفان الاقصی آنچه به چشم می‌خورد تلاش برای تغییر نظم امنیتی خاورمیانه و عادی سازی روابط با جهان عرب و سپس کشورهای اسلامی است. تحقق این چشم انداز برای نتانیاهو و راست گرایان صهیونیست از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند آنها را میراث دار «اسرائیل جدید» معرفی کرده و وضعیت آنها را در نظرسنجی‌های رسمی بهبود بخشد.

اساسا با گذشت سه ماه از نبرد طوفان الاقصی برخی تحلیلگران بر این اعتقاد بودند که «بی بی» برای فرار از سرنوشت «گدا مایر» یعنی «مرگ سیاسی» تصمیم گرفته است تا از ظرفیت نظامی- امنیتی اسرائیل برای کشورگشایی، تغییر مرزها و در نهایت خلق «خاورمیانه جدید» استفاده نماید. برهمین اساس عادی سازی روابط با کشورهای حوزه شامات و جنوب خلیج فارس، به ویژه پادشاهی عربی سعودی در دستورکار نتانیاهو و تیم سیاست خارجی وی تحت هدایت ران درمر وزیر امور استراتژیک قرار دارد.

در چنین صحنه‌ای رسانه عبری «معاریو» در مطلبی مدعی شد که با میانجی‌گری ترامپ، این احتمال وجود دارد که پیش از برگزاری مجمع عمومی سازمان در ماه سپتامبر، الشرع و نتانیاهو در واشنگتن با یکدیگر دیدار کنند. در عین حال یونی بن مناخیم در مطلبی برای مرکز «امنیت و امور خارجی اورشلیم» معتقد است که سوریه و اسرائیل در شرایط فعلی فاصله زیادی با عادی سازی روابط و پیوستن دمشق به پیمان ابراهیم دارند! رسانه‌های دولتی سوریه نیز وقوع چنین رخدادی در آینده نزدیک را رد کردند!

طی سه ماه اخیر، رژیم صهیونیستی با حمایت از جدایی طلبان دروزی در جنوب سوریه سعی کرده تا ضمن تضعیف قدرت مرکزی در دمشق، مسیر راه اندازی کریدور داوود را به سمت شمال عراق هموار کند. در جریان این درگیری‌ها اسرائیل رسما خود را در مقام «وکیل مدافع» دروزی‌ها نشانده و با استفاده ابزاری از احساسات جامعه دروزی‌های فلسطین اشغالی به دنبال تغییر ژئوپلیتیک منطقه شرق عربی است.

نکته کلیدی آن است که وجود سابقه تاریخی پر از خون و سخت گیری میان جامعه اهل سنت و دروزی‌ها، این انگیزه را برای بخشی از اهالی جنوب سوریه ایجاد کرده تا برای همیشه سرنوشت خود را از سوریه جدا کرده و تحت حمایت اسرائیل به دنبال تشکیل کشوری جدیدالتاسیس با مذهب دروزی باشند. به عنوان مثال حکمت سلمان رهبر معنوی دروزی‎های سوریه رسما خواستار خودمختاری نسبت قدرت مرکزی در دمشق شده است. تحقق این خواسته در راستای سیاست «اسرائیل بزرگ» است. 
دیگر چالش اصلی در روند عادی سازی روابط میان دمشق- تل‌آویو را می‌توان نظر سخت گیرانه اسرائیل در خصوص تعیین خطوط مرزی جدید و استقرار نیروهای امنیتی در منطقه جنوب سوریه دانست. نتانیاهو قصد دارد با الگو گرفتن از مدل استقرار نیروهای مصری در صحرای سینا در توافق «کمپ دیوید»، همچنان بخشی از نیروهای اسرائیلی در عمق خاک سوریه حضور داشته و در عین حال نیروهای ارتش سوریه تنها امکان استقرار در پشت منطقه حائل را داشته باشند. نکته جالب توجه آن است که نیروهای احمد الشرع حق ندارند از تسلیحات سنگین استفاده کرده و به مثابه پلیس محلی در پیش رو نیروهای اسرائیلی مستقر خواهند شد. 
عادی‌سازی بالقوه روابط سوریه و اسرائیل، از منظر ژئوپلیتیک یک جابجایی لایه‌ای در معماری امنیت منطقه‌ای به شمار می‌آید که می‌تواند موقعیت ایران و محور مقاومت را در شامات به‌طور جدی متزلزل کند. سوریه طی بیش از یک دهه اخیر نه‌تنها یک شریک سیاسی، بلکه شاه‌راه لجستیکی، اطلاعاتی و جغرافیایی کلیدی برای اتصال تهران به شرق مدیترانه و دیگر گروه‌های محور بوده است. ورود دمشق به روند عادی‌سازی، به معنای بازتعریف چارچوب اولویت‌های امنیتی آن و احتمال کاهش وابستگی به حمایت نظامی و اطلاعاتی ایران است؛

 امری که به محدودسازی یا حتی مسدودسازی بخشی از مسیرهای انتقال تجهیزات و فناوری‌های نظامی به لبنان منجر می‌شود. این تغییر اسرائیل را از داشتن یک جبهه شمالی بالقوه فعال به سمت برخورداری از یک منطقه حائل نیمه‌امن سوق می‌دهد که پیامد مستقیم آن افزایش آزادی عمل تل‌آویو برای تمرکز بر جبهه‌های دیگر یا توسعه عملیات سایبری و فرامنطقه‌ای خواهد بود. این تحول می‌تواند به ایجاد موج دوم عادی‌سازی در میان کشورهای محتاط عربی بینجامد، به‌گونه‌ای که توازن بازدارندگی محور مقاومت در خاورمیانه به سمت شکنندگی ساختاری حرکت کند. در این وضعیت تهران با معضلی چندبعدی مواجه می‌شود: محدود شدن عمق استراتژیک، کاهش حوزه نفوذ عملیاتی و نیاز فوری به بازمهندسی مسیرهای انتقال قدرت سخت و نرم در منطقه.

برای حزب‌الله، عادی‌سازی روابط دمشق و تل‌آویو نه‌تنها یک تهدید مستقیم در بعد لجستیکی است، بلکه به لحاظ روانی و بازدارندگی نیز یک چالش ساختاری ایجاد می‌کند. حذف یا تضعیف خطوط زمینی از سوریه، شبکه تأمین تسلیحات و قطعات حساس را به مسیرهای دریایی یا هوایی سوق می‌دهد؛ مسیرهایی که تحت رصد مداوم سامانه‌های اطلاعاتی اسرائیل و متحدان غربی قرار دارند و هزینه عملیاتی و امنیتی بالاتری تحمیل می‌کنند. در چنین شرایطی، هرگونه تحرک لجستیکی حزب‌الله با ریسک افشای اطلاعات لحظه‌ای مواجه است. افزون بر این اسرائیل با تکیه بر مناسبات جدید با دمشق می‌تواند عملیات هوایی یا زمینی پیش‌دستانه خود را در عمق خاک سوریه مشروع‌تر جلوه دهد و حتی از همکاری تبادلی اطلاعات برای شناسایی شبکه‌ متحدان ایران بهره گیرد. این تغییر همزمان با تحرکات دیپلماتیک آمریکا و برخی کشورهای عربی برای کاهش وابستگی اقتصادی و امنیتی دمشق به تهران، فشار استراتژیک مضاعفی بر ساختار پشتیبانی محور مقاومت وارد می‌کند.

 از منظر کلان‌تر این روند بخشی از بازطراحی نقشه امنیتی مشرق عربی است که در آن دولت‌های منطقه‌ای و قدرت‌های فرامنطقه‌ای، نقش‌آفرینی بازیگران غیردولتی مانند حزب‌الله را به سمت محدودیت‌های عملیاتی و کاهش عمق نفوذ سوق می‌دهند. پیامی که این معادله برای ایران دارد، ضرورت شتاب در تنوع‌بخشی به مسیرهای نفوذ و ایجاد قالب‌های جدید بازدارندگی ترکیبی است؛ الگویی که بتواند در یک محیط چندقطبی اما از نظر امنیتی به‌شدت پایش‌شده، همچنان کارایی استراتژیک محور مقاومت را حفظ کند.

ارسال نظرات
ملی گلد.
x