هشدار نیویورک تایمز به ترامپ / ایران بازیگری خطرناک است؛ مقایسه آن با ونزوئلا اشتباه بزرگی است
قدرت بازدارندگی، نفوذ منطقهای و محاسبات پرهزینه؛ ایران معادلهای است که با الگوی ونزوئلا خوانده نمیشود.
به گزارش اقتصادآنلاین، نیویورک تایمز، در گزارشی تحلیلی تأکید کرده است که تلاش «دونالد ترامپ» برای همسنگسازی ایران با پرونده ونزوئلا، نادیدهگرفتن تفاوتهای بنیادینی است که ایران را به بازیگری بهمراتب پیچیدهتر، پرهزینهتر و خطرناکتر در صحنه بینالمللی تبدیل میکند.
به گزارش این روزنامه آمریکایی، توان موشکی ایران، عمق نفوذ منطقهای و شبکه گسترده متحدان، این کشور را به بازیگری بدل کرده است که هرگونه تقابل نظامی با آن، برای آمریکا و شرکایش پیامدهایی سنگین و غیرقابل پیشبینی به همراه دارد؛ پیامدهایی که به هیچوجه با تجربه واشنگتن در مواجهه با ونزوئلا قابل قیاس نیست.
نیویورکتایمز با چنین مقدمهای مینویسد: تهدیدهای اخیر رئیسجمهور آمریکا علیه ایران، بهویژه زمانی که با اقدامات پیشین ایالات متحده در قبال ونزوئلا مقایسه میشود، سطحی از مخاطره را نشان میدهد که بیانگر وزن راهبردی ایران و توان بالای این کشور برای تحمیل هزینه در هرگونه رویارویی نظامی است.
فشار حداکثری و زبان تهدید
بر اساس گزارش این روزنامه، ترامپ عملاً برای مقامهای ایرانی نوعی ضربالاجل تعیین کرده و از تهران خواسته است برنامه هستهای خود را متوقف کند، تولید موشکهایی با قابلیت رسیدن به اراضی اشغالی را کنار بگذارد و تمامی حمایتهایش از جریانهای مقاومت در منطقه را پایان دهد. او این خواستهها را با تشدید تهدیدهای علنی همراه کرده و مدعی شده است که «ناوگانی عظیم» به سمت ایران در حرکت است و آمریکا، مشابه آنچه در قبال ونزوئلا انجام داد، در صورت لزوم آماده استفاده از زور خواهد بود.
ایران، ونزوئلا نیست
با این حال، نیویورکتایمز تصریح میکند که این قیاس اساساً گمراهکننده است. اگرچه هر دو کشور سالهاست تحت تحریم قرار دارند و در تقابل با قدرت آمریکا تعریف میشوند، اما ایران از ظرفیتهای نظامی، فناورانه و منطقهای بهمراتب گستردهتری برخوردار است.
به نوشته این روزنامه، همین توانمندیها موجب شده است که ایران بتواند شهرهای رژیم صهیونیستی را در تیررس قرار دهد و با نفوذ عمیق خود در غرب آسیا، معادله راهبردی منطقه را بهطور اساسی تغییر دهد؛ مسئلهای که دلیل اصلی تردید ترامپ و مشاوران ارشد او برای عملیکردن تهدیدهای نظامی به شمار میرود.
بازدارندگی فراتر از مرزها
این مقاله تأکید میکند که قدرت بازدارندگی ایران تنها به تجهیزات متعارف نظامی محدود نیست، بلکه ریشه در دامنه نفوذ منطقهای آن دارد. موشکهای بالستیک دوربرد ایران با بردی در حدود ۲۰۰۰ کیلومتر، بخش بزرگی از غرب آسیا را پوشش میدهند و مقامهای ایرانی بارها هشدار دادهاند که هرگونه حمله، با پاسخ متقابل علیه رژیم صهیونیستی و نیروهای آمریکایی در منطقه همراه خواهد شد.
نیویورکتایمز مینویسد این قابلیتها به ایران امکان میدهد میدان نبرد را فراتر از مرزهای جغرافیایی خود تعریف کند و احتمال تبدیل یک درگیری محدود به جنگی منطقهای را بهشدت افزایش دهد.
خطر تشدید تنش بهجای مهار
این روزنامه آمریکایی همچنین خاطرنشان میکند که برخلاف ادعاها درباره تضعیف ایران، تحولات اخیر ممکن است به تشدید تنشها بینجامد. هرچند برخی متحدان منطقهای ایران آسیبهای جدی دیدهاند و حملات پیشین آمریکا و رژیم اشغالگر به بخشهایی از زیرساختهای موشکی و هستهای ایران خسارت وارد کرده است، اما به باور نویسندگان این تحلیل، رهبران ایران شرایط کنونی را «وجودی» تلقی میکنند.
به گفته نیویورکتایمز، پیام تهران روشن است: هر حملهای به ایران بهمنزله نبردی برای بقا تلقی خواهد شد و میتواند آتش درگیری را در سطح منطقه شعلهور کند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که شبکه نیروهای همپیمان ایران، محاسبات آمریکا را بیش از پیش دشوار میکند. گروههای مقاومت در عراق اعلام کردهاند که در صورت حمله، در کنار ایران خواهند ایستاد؛ موضوعی که خطر رویارویی مستقیم با نیروهای آمریکایی و بیثباتی گستردهتر را افزایش میدهد.
در همین حال، گروههایی در یمن نیز قادرند مسیرهای حیاتی کشتیرانی را هدف قرار دهند و تجارت جهانی و جریان انرژی را با تهدید مواجه سازند. نیویورکتایمز تأکید میکند این مجموعه گزینهها، ابزارهایی است که ونزوئلا هرگز در اختیار نداشت.
ابهام راهبردی واشنگتن
این تحلیل در ادامه یکی از ضعفهای اساسی رویکرد ترامپ را نبود هدف سیاسی یا نظامی شفاف میداند. بهنوشته نیویورکتایمز، مشخص نیست واشنگتن دقیقاً بهدنبال تغییر نظام سیاسی ایران است، یا مهار توان موشکی، یا نابودی کامل برنامه هستهای. این روزنامه هشدار میدهد که اقدام نظامی لزوماً به تحقق هیچیک از این اهداف منجر نخواهد شد و میافزاید مقامهای آمریکایی در پاسخ به این پرسشها، توضیحاتی متناقض و متغیر ارائه کردهاند؛ نشانهای آشکار از سردرگمی در راهبرد ایالات متحده.





