مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
بلوبانک
منطه
ریماا
۲۷ / بهمن / ۱۴۰۴ ۱۶:۱۵
تحلیل چین از پیمان ابراهیم و صلح خاورمیانه؛

ابتکار کمربند و جاده در سایه پیمان ابراهیم/ چرا پیمان ابراهیم به صلح پایدار در خاورمیانه نرسید؟

ابتکار کمربند و جاده در سایه پیمان ابراهیم/ چرا پیمان ابراهیم به صلح پایدار در خاورمیانه نرسید؟

چین بر این باور است که توافق‌های ابراهیم، با وجود عادی‌سازی روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و برخی کشور‌های عربی و آفریقایی، به دلیل نادیده گرفتن مسئله فلسطین و تکیه بر رویکرد امنیتی، نتوانسته‌اند صلحی جامع و پایدار در خاورمیانه ایجاد کنند.

کد خبر: ۲۱۲۰۴۰۹
a market

به گزارش اقتصادآنلاین، چین معتقد است که توافق‌های ابراهیم اسرائیل برای صلح در خاورمیانه و آفریقا، با وجود دستیابی به نزدیکی دیپلماتیک میان اسرائیل و برخی کشور‌های عربی و آفریقایی، به دلایل بنیادین متعددی که در چارچوب دیدگاه دیپلماتیک چین تشریح شده‌اند، در تحقق صلحی جامع در خاورمیانه ناکام مانده‌اند. برجسته‌ترین این دلایل، نادیده گرفتن مسئله فلسطین است. پکن بر این باور است که این توافق‌ها از هسته اصلی مناقشه در منطقه، یعنی مسئله فلسطین، عبور کرده‌اند. چین تأکید دارد که صلح واقعی بدون دستیابی به راه‌حلی عادلانه و فراگیر بر پایه راه‌حل دو دولتی و تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرز‌های ۱۹۶۷ با پایتختی قدس شرقی، محقق نخواهد شد.

علاوه بر این، چین توافق‌های ابراهیم اسرائیل را تقویت‌کننده ذهنیت «بلوک تقابلی» می‌داند. محافل نگران در پکن با دیده تردید به این توافق‌های صلح اسرائیل می‌نگرند و آنها را، از منظر چینی، بخشی از راهبرد آمریکا برای منزوی کردن برخی قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران و ایجاد ائتلاف‌های امنیتی هدفمند تلقی می‌کنند. این رویکرد، از نگاه چین، به جای کاهش تنش‌ها، موجب قطب‌بندی و افزایش تنش‌های منطقه‌ای می‌شود.

میان‌تیتر: انتقاد چین از رویکرد امنیت‌محور و نظامی

افزون بر نگرانی‌های چین نسبت به اولویت دادن توافق‌های ابراهیم به امنیت نظامی بر توسعه در خاورمیانه و آفریقا، پکن از اتکای بیش از حد اسرائیل و آمریکا به نیروی نظامی و منطق «حق با زور است» به عنوان ابزار حل منازعات انتقاد می‌کند. در مقابل، چین چشم‌اندازی جایگزین بر پایه «صلح از طریق توسعه» ارائه می‌دهد و خواستار گفت‌و‌گو‌های فراگیری است که هیچ طرفی را کنار نگذارد؛ رویکردی که در تلاش‌های میانجی‌گرانه این کشور میان عربستان سعودی و ایران نیز نمود یافته است.

در همین چارچوب، هسته اصلی دیدگاه چین شکل می‌گیرد: این‌که توافق‌های ابراهیم اسرائیل به جای حل مناقشات خاورمیانه، به یکی از علل اصلی و واقعی تداوم آنها تبدیل شده‌اند. پکن معتقد است بروز درگیری‌های اخیر، از جمله جنگ در غزه، نشان داده است که به حاشیه راندن حقوق فلسطینیان به نام عادی‌سازی و صلح، ثبات مطلوب را برای منطقه به ارمغان نیاورده است. بلکه این وضعیت، شکنندگی ترتیبات امنیتی اسرائیل و آمریکا را که ریشه‌های تاریخی مناقشه را نادیده می‌گیرند، آشکار کرده است.

پیوند تحولات مصر با راهبرد چین

بر این اساس، چین معتقد است توافق‌های ابراهیم، با وجود نقش آنها در عادی‌سازی دیپلماتیک، به دلیل تکیه بر رویکردی امنیتی و اقتصادی و نادیده گرفتن ریشه اصلی مناقشه، یعنی مسئله فلسطین، در دستیابی به صلح جامع ناکام مانده‌اند. این امر به جای ثبات، به قطب‌بندی شدید منطقه‌ای انجامیده است. در همین چارچوب، انتصاب سپهبد اشرف سالم زاهر به عنوان وزیر دفاع مصر در فوریه ۲۰۲۶ از منظر رسمی چین معنا پیدا می‌کند. مصر در حال حرکت به سوی تقویت شراکت فناورانه و نظامی با چین به عنوان جایگزین یا موازنه‌ای در برابر نفوذ سنتی آمریکا مرتبط با توافق‌های ابراهیم است.

از دیدگاه چین، این نفوذ با هدف تضمین برتری فناورانه، دیجیتال، کیفی و نظامی اسرائیل بر همه کشور‌های منطقه ـ حتی کشور‌هایی که روابط خود را عادی کرده و به توافق‌های ابراهیم پایبند هستند ـ دنبال می‌شود. ایالات متحده از ارائه فناوری‌های پیشرفته نظامی به این کشور‌ها خودداری می‌کند تا برتری کیفی نظامی اسرائیل در منطقه حفظ شود.

نگرانی پکن از قطب‌بندی و تهدید منافع تجاری

در این‌جا، دیدگاه چین درباره ناکامی توافق‌های ابراهیم در تحقق صلح مورد نظر آشکار می‌شود. پکن به دلایل راهبردی متعددی با دیده تردید به این توافق‌ها می‌نگرد، از جمله بی‌اعتنایی آنها به مسئله فلسطین. چین معتقد است عبور از حقوق فلسطینیان، توافق‌های ابراهیم را «شکننده و ضعیف» ساخته و آنها را در برابر هرگونه تشدید نظامی ـ همان‌گونه که در غزه رخ داد ـ آسیب‌پذیر کرده است. پکن این وضعیت را مانعی برای ثبات ابتکار کمربند و جاده خود می‌داند.

علاوه بر این، چین نگران است که توافق‌های ابراهیم اسرائیل موجب تقویت قطب‌بندی و نظریه محور‌های نظامی شوند. تحلیلگران نظامی چین بیم دارند که این توافق‌ها به شکل‌گیری محور‌های نظامی‌ای بینجامد که به جای همگرایی، شکاف‌های منطقه‌ای را عمیق‌تر کنند و در نتیجه، منافع تجاری چین را که بر گشودگی نسبت به همه طرف‌ها بدون استثنا ـ از جمله ایران، کشور‌های عربی و اسرائیل ـ استوار است، تهدید کنند. پکن توافق‌های ابراهیم را ابزاری برای تثبیت هژمونی آمریکا در خاورمیانه و آفریقا می‌داند، در حالی که چین «صلح از طریق توسعه» را ترجیح می‌دهد که بر زیرساخت‌ها و اقتصاد تمرکز دارد، نه بر ایجاد ائتلاف‌ها و بلوک‌های نظامی.

تحول دکترین نظامی مصر و فرصت چین

در خصوص ارتباط انتصاب وزیر دفاع جدید مصر، سپهبد اشرف سالم زاهر، با چشم‌انداز جدید چین در منطقه در برابر گسترش توافق‌های ابراهیم، انتصاب وی در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ ـ که پیش‌تر مدیر دانشکده نظامی بوده است ـ بازتاب‌دهنده تغییر در دکترین نظامی مصر همسو با تمایل چین در منطقه تلقی می‌شود؛ چرا که او «معمار انقلاب علمی» شناخته می‌شود. گزارش‌های نظامی چین وی را «معمار انقلاب علمی» در ارتش مصر توصیف می‌کنند؛ امری که زمینه‌ساز شراکت‌های عمیق فناورانه و پژوهشی با پکن فراتر از صرف «خرید سلاح» و به سمت تولید مشترک و انتقال فناوری است.

علاوه بر تمایل مصر برای تنوع‌بخشی به منابع تسلیحاتی خود در برابر راهبرد آمریکا برای تقویت برتری کیفی نظامی اسرائیل به زیان همه کشور‌های منطقه بدون استثنا، حتی آنهایی که با کمک آمریکا توافق‌های ابراهیم را با اسرائیل امضا کرده‌اند، انتصاب سپهبد اشرف سالم زاهر، از منظر نظامی چین، بیانگر راهبرد جدید مصر برای دور زدن فشار‌های سیاسی مرتبط با توافق‌های ابراهیم و تسلیحات آمریکایی است. این راهبرد شامل تعمیق پیوند‌های نظامی مصر، کشور‌های عربی، خلیج فارس و آفریقا با قدرت‌های آسیایی دیگر مانند چین است. اسرائیل این روند را تلاشی برای برهم زدن توازن کیفی نظامی تحمیل‌شده از سوی توافق‌های ابراهیم مورد حمایت آمریکا می‌داند. وزارت دفاع چین و ارتش آزادی‌بخش خلق این وضعیت را «فرصتی طلایی برای بومی‌سازی فناوری نظامی چین در قاهره» تلقی می‌کنند. از دیدگاه نظامی چین، وزیر دفاع جدید مصر بر توسعه منابع انسانی و بومی‌سازی صنایع دفاعی تمرکز دارد؛ حوزه‌ای که چین، به‌ویژه در سایه محدودیت‌های غرب، آمادگی بالایی برای همکاری در آن نشان داده است.

رقابت اطلاعاتی در آفریقا و امنیت آبراه‌ها

در خصوص تأثیر انتصاب وزیر دفاع جدید مصر بر آفریقا و خاورمیانه از منظر چین، در جبهه آفریقا، چین از طریق شرکایی مانند مصر می‌کوشد الگوی «امنیت بنادر و مقابله با تروریسم» را ـ همان‌گونه که در رزمایش‌های مشترک با موزامبیک و تانزانیا مشاهده شد ـ به عنوان جایگزینی برای رویکرد‌های امنیتی مرتبط با توافق‌های ابراهیم که کشور‌هایی آفریقایی مانند مراکش و سودان را در بر می‌گرفت، ارائه کند.

در جبهه عربی و خاورمیانه، انتصاب رهبری نظامی جدید در مصر که نسبت به فناوری چینی گشوده است، مانند سپهبد اشرف سالم زاهر، نقش مصر را به عنوان حلقه‌ای در «نظم جهانی چندقطبی» که چین ترویج می‌کند، تقویت می‌کند. این امر کارایی فشار‌های مرتبط با رویکرد عادی‌سازی در برابر امنیت مورد حمایت آمریکا در خاورمیانه و آفریقا را که با منافع مصر و چین در تضاد است، کاهش می‌دهد.

در این چارچوب، چین در همکاری با رهبری جدید نظامی و دفاعی مصر به ریاست سپهبد اشرف سالم زاهر، اصل محدودسازی نفوذ اسرائیل (موساد) در آفریقا را دنبال می‌کند، به‌ویژه در چارچوب «جنگ سایه چین و مصر در آفریقا». چین در هماهنگی با نهاد‌های حاکمیتی، اطلاعاتی، نظامی، دفاعی و امنیتی مصر برای مهار فعالیت‌های اطلاعاتی اسرائیل در قاره آفریقا، به‌ویژه در شاخ آفریقا و شرق این قاره، تلاش می‌کند. هدف از این اقدام، حفاظت از آبراه‌های حیاتی برای ابتکار کمربند و جاده چین است؛ عمدتاً با کمک نظامی مصر، برای تحقق «حاکمیت ملی مصر بر آبراه‌ها با حمایت چین». پکن با قاهره برای حفاظت از کانال سوئز، تنگه باب‌المندب و خلیج عدن در برابر تحرکات نظامی اسرائیل که می‌تواند به منافع آن آسیب بزند، هماهنگ می‌کند. اسرائیل این روند را تهدیدی برای برتری اطلاعاتی خود در منطقه می‌داند.

حمایت از میانجی‌گری به جای لغو توافق‌ها

بر این اساس، می‌توان موضع کامل چین در قبال توافق‌های ابراهیم اسرائیل برای صلح در خاورمیانه و آفریقا که با تسهیل آمریکا صورت گرفته و ارتباط آن با تحقق ثبات منطقه‌ای مورد نظر مصر و چین را چنین جمع‌بندی کرد. چین سیاست «حمایت از میانجی‌گری، نه لغو» را ترجیح می‌دهد. پکن مایل است مصر نقش «ضامن منطقه‌ای» را ایفا کند که قادر به ایجاد توازن در روابط میان گروه‌های فلسطینی و اسرائیل باشد، نه این‌که توافق‌های ابراهیم به طور کامل لغو شوند. این امر در تمجید رسانه‌های چینی از نقش قاهره در مذاکرات آتش‌بس غزه در اوایل سال ۲۰۱۶، با حمایت دستگاه اطلاعات عمومی مصر به ریاست سرلشکر حسن رشاد، آشکار بود.

افزون بر این، دیدگاه‌های اطلاعاتی و نظامی مصر و چین بر اصل «راه‌حل دو دولتی» همسو هستند. هر دو کشور همچنان بر ضرورت دستیابی به راه‌حلی جامع برای مسئله فلسطین و رد «منطق زور» اسرائیل تأکید دارند و این مسیر را تنها راه دستیابی به صلح واقعی می‌دانند. دیدگاه‌های چین و مصر همچنان بر لزوم دستیابی به راه‌حلی جامع برای مسئله فلسطین و رد «منطق زور» اسرائیل پایبند هستند.

بر پایه تحلیل پیش‌گفته، می‌توان جوهره موضع عملی و رسمی چین در قبال توافق‌های ابراهیم اسرائیل که از سوی واشنگتن حمایت می‌شوند را درک کرد. چین معتقد است صلح پایدار مستلزم رسیدگی به مسائل بنیادین و حاکمیت ملی است، نه صرفاً توافق‌های تجاری و امنیتی مانند توافق‌های ابراهیم اسرائیل که عمدتاً در راستای منافع آمریکا برای تحقق اهداف محدود و خاص خود طراحی شده‌اند.

 

منبع: مادرن دیپلماسی

ارسال نظرات