تنگه هرمز؛ سلاح استراتژیک ایران در حال کند شدن است؟ / عربستان و امارات مسیر جایگزین پیدا کردند
گزارشهای اخیر نهادهای انرژی بینالمللی از جمله اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، فرضیه کاهش وابستگی بازار جهانی به تنگه هرمز را مطرح کردهاند؛ فرضیهای که بر پایه توسعه زیرساختهای صادراتی در عربستان و امارات بنا شده است. اما آیا واقعاً سلاح استراتژیک ایران در حال کند شدن است یا بازار نفت تنها در حال تجربهی یک آرایش جدید دفاعی است؟
به گزارش اقتصادآنلاین، تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین آبراهه انرژی جهان، دهههاست که وزن سنگینی در معادلات سیاسی و اقتصادی تهران و واشنگتن دارد. با این حال، گزارشهای جدید نشان میدهند که جهان به طور فعال در حال جستوجوی راههایی برای کاهش آسیبپذیری از این گلوگاه است.
تغییر نقشه لجستیک انرژی در خلیج فارس
اطلاعات منتشر شده حاکی از آن است که کشورهای همسایه، سرمایهگذاری سنگینی روی زیرساختهایی انجام دادهاند که به آنها اجازه میدهد تنگه هرمز را دور بزنند. عربستان سعودی با استفاده از خط لوله «شرق-غرب» به سمت دریای سرخ و امارات با تکیه بر ظرفیتهای بندر «فجیره» در دریای عمان، عملاً تلاش کردهاند بخشی از صادرات خود را از دسترس تنشهای احتمالی در داخل خلیج فارس خارج کنند.
همزمان، الگوهای کشتیرانی نیز در حال تغییر است. کشتیهای تجاری با حرکت در کریدورهای جنوبی و نزدیکی به سواحل عمان، تلاش میکنند فاصله ایمن خود را با مناطق پرریسک حفظ کنند تا از هزینههای سرسامآور بیمه و ریسک حملات احتمالی در امان بمانند.
پیشبینی کاهش اثرگذاری شوکهای قیمتی
اداره اطلاعات انرژی آمریکا مدعی است که افزایش تولید نفت در سطح جهانی و احیای ظرفیتهای متوقف شده در اوپکپلاس، باعث شده تا بازار نسبت به اختلالات تنگه هرمز منعطفتر شود. طبق این پیشبینی، هرچند تنشها در خلیج فارس همچنان قیمتها را به صورت لحظهای جهش میدهد، اما به دلیل وجود مسیرهای صادراتی جدید و افزایش عرضه جهانی، این شوکها عمر کوتاهتری خواهند داشت و تاثیر ایران بر قیمت جهانی نفت رو به افول است.
استراتژی هوشمندانه ایران؛ کنترل بدون انسداد
در مقابل این تحلیلهای غربی، کارشناسان داخلی معتقدند هدف ایران هرگز انسداد کامل و فیزیکی تنگه نبوده است. هدف اصلی، افزایش «ریسک و هزینه» برای بازیگرانی است که امنیت منطقه را به خطر میاندازند. در واقع، استراتژی ایران بر پایه «ناامنسازی برای رقبا» چیده شده تا شرکتهای بیمه و کشتیرانی را دچار تردید کند؛ ابزاری که حتی با وجود خطوط لوله جایگزین، همچنان کارایی خود را حفظ کرده است.
از سوی دیگر، وابستگی خود ایران به صادرات نفت – که گزارشهای ردیابی تانکرها (مانند تانکرترکرز) بر آن مهر تایید میزنند – نشان میدهد که تهران به دنبال قطع کامل جریان انرژی نیست، بلکه از این موقعیت ژئوپلیتیک به عنوان یک «اهرم تنظیمگر» در مذاکرات اقتصادی و سیاسی استفاده میکند.
اهرمی که تغییر شکل میدهد
واقعیت میدانی نشان میدهد که اگرچه عربستان و امارات تا حدی موفق به ایجاد «سوپاپ اطمینان» برای صادرات خود شدهاند، اما هیچکدام از این مسیرها توانایی جایگزینی کامل ظرفیت عظیم تنگه هرمز را ندارند.
به نظر میرسد «سلاح استراتژیک» ایران نه تنها کند نشده، بلکه در حال تغییر شکل از یک «تهدید سختِ انسدادی» به یک «فشار هوشمندِ اقتصادی» است. اگرچه مسیرهای جایگزین لبهی تیز این سلاح را کمی منعطف کردهاند، اما تا زمانی که جایگزین کاملی برای ۲۰ میلیون بشکه نفت روزانه وجود نداشته باشد، تهران همچنان دست برتر را در معادلات امنیت انرژی منطقه حفظ خواهد کرد.





