فیروزآبادی: اگر مسئولیت داشتم، تلگرام، یوتیوب و ایکس را رفع فیلتر میکردم/ لزوم تغییر در شورای عالی فضای مجازی
اقتصادآنلاین: سیدابوالحسن فیروزآبادی، دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی، با تأکید بر لزوم اصلاح ترکیب شورا و شفافسازی مسئولیت نهادهای تصمیمگیر در فیلترینگ، گفت که اگر مسئولیت داشت، تلگرام، یوتیوب و ایکس را در اولویت بازگشایی قرار میداد و شبکه ملی اطلاعات را نباید عامل قطع اینترنت دانست.
سیدابوالحسن فیروزآبادی در گفتوگوی ویدئویی با دیجیاتو از ضرورت اصلاح ترکیب شورای عالی فضای مجازی، شفافشدن مسئولیت نهادهای تصمیمگیر در فیلترینگ، و بازنگری در جایگاه شوراهای عالی سخن گفت. او معتقد است اگر مسئولیت داشت، تلگرام، یوتیوب و ایکس را در اولویت بازگشایی قرار میداد. فیروزآبادی همچنین تأکید کرد که شبکه ملی اطلاعات را نباید عامل قطع اینترنت دانست؛ بلکه باید سازوکار اعمال محدودیت، مرجع تصمیمگیری و پاسخگویی درباره آن را اصلاح کرد.
اساس تشکیل شورا، مقابله با آسیبهای فضای مجازی بود
فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که آیا شورای عالی فضای مجازی در دوره او توانست میان توسعه و کنترل در فضای مجازی تعادل برقرار کند، گفت: «من فکر میکنم آن دوره، دوره طلایی فضای مجازی کشور بود.»
او با اشاره به زمینههای شکلگیری شورای عالی فضای مجازی گفت: «نمیتوان با قطعیت گفت که حوادث سال ۱۳۸۸ علت اصلی ایجاد این شورا بودهاند، اما این اتفاقات بیتردید در شکلگیری آن اثرگذار بودند.»
به گفته او، شورا برای مواجهه با آسیبپذیریهایی شکل گرفت که در پی گسترش فضای مجازی ایجاد شده بود و مأموریت آن، حرکت به سمت نوعی «توسعه مدیریتشده» در این حوزه بود.
دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی توضیح داد که در مقطعی به شورا آمد که باید مرحله استقرار و توسعه هدایتشده در فضای مجازی دنبال میشد. او همچنین گفت دولت حسن روحانی نگاه مثبتی به توسعه ارتباطات و فضای مجازی داشت.
فیروزآبادی در تشریح وضعیت ارتباطات کشور در ابتدای دولت روحانی، به تجربه اپراتور سوم تلفن همراه اشاره کرد. به گفته او، مجوز رایتل در دولت پیش از روحانی صادر شده بود، اما تا آغاز دولت یازدهم، این اپراتور عملاً نتوانسته بود نقشی مؤثر در توسعه ارتباطات کشور ایفا کند.
او که در مقطعی رئیس هیئتمدیره شستا نیز بود و در جلسات هیئتمدیره رایتل حضور داشت، گفت: «یکی از موانع جدی توسعه نسل سوم ارتباطات همراه، مخالفت برخی جریانهای سیاسی با ورود ۳G به کشور بود. مخالفان معتقد بودند با توسعه تماس تصویری، مشکلات شرعی به وجود میآید و حتی درباره آن فتواهای متناقضی نیز مطرح میشد.»
به گفته فیروزآبادی، شورای عالی فضای مجازی در چنین فضایی فعالیتش را ادامه داد. او گفت با پیگیریهای حسن روحانی، ترکیب شورا تا حدی تغییر کرد؛ شمار اعضای دولتی افزایش یافت و تعدادی از اعضای حقیقی نیز تغییر کردند. به باور او، تقویت نسبی حضور دولت در شورا، در پیشبرد سیاستهای توسعهای مؤثر بود.
توسعه شبکه ملی اطلاعات با ورود ۳G و ۴G گره خورد
فیروزآبادی گفت رویکرد اصلی شورای عالی فضای مجازی در دوره دوم فعالیتش، کاهش آسیبپذیریها در کنار توسعه بود. در همین چارچوب، سند امنیت سایبری تصویب شد که به گفته او یک تقسیم کار ملی ارزشمند در حوزه امنیت سایبری بود.
او همچنین به تصویب اسناد تفصیلی شبکه ملی اطلاعات اشاره کرد و گفت سند قبلی، شبکه ملی اطلاعات را عمدتاً بهعنوان مسیری برای تأمین نیازهای ارتباطی و اطلاعاتی مردم در داخل کشور تعریف کرده بود، اما اسناد تفصیلی جدید مسیر توسعه را بازتر کرد.
فیروزآبادی گفت: «این اسناد راه را باز کرد که نسل سه و نسل چهار وارد کشور بشود و توسعه پیدا کند. ما شاخصهای رتبهبندی جهانی در حوزه توسعه مخابراتی کشور را پذیرفتیم و اصلاحات از این جنس در کشور صورت گرفت.»
رئیس سابق مرکز ملی فضای مجازی، درباره اقتصاد دیجیتال نیز گفت شورای عالی فضای مجازی در آن دوره نه کمیسیون اقتصادی داشت و نه نمایندهای از دولت یا بخش خصوصی با تمرکز بر اقتصاد دیجیتال در ترکیب آن حضور داشت. بنابراین، رویکرد شورا بیشتر بر تسهیلگری و برداشتن موانع متمرکز بود.
به گفته او، با تدبیری که در آن دوره از سوی رهبری در آن زمان اتخاذ شد، یک کمیته چندجانبه شکل گرفت که بعدها مرکز ملی فضای مجازی نیز به آن پیوست. در این کمیته تلاش میشد موانع توسعه اقتصاد دیجیتال شناسایی و برطرف شود و در عین حال، آسیبهای احتمالی نیز مدیریت شوند.
فیروزآبادی معتقد است در آن دوره، اقدامات مهمی در اقتصاد دیجیتال کشور انجام شد، اما برخی موانع همچنان باقی ماندند. او به نیاز کسبوکارهای دیجیتال به اینترنت بدون فیلتر برای فعالیت در خارج از کشور اشاره کرد و گفت تحقق این مطالبه زمان زیادی برد و حتی مشخص نیست که در نهایت بهطور کامل تأمین شده باشد.
زیرساختهای ایجاد شده، تابآوری خدمات کشور را تضمین کرد
رئیس پیشین مرکز ملی فضای مجازی معتقد است توسعه زیرساختها و خدمات داخلی در سالهای گذشته، به کشور کمک کرده است تا در شرایط جنگ و بحران، خدمات اساسی مردم بهطور کامل از کار نیفتد.
او گفت: «با ایجاد شبکه ملی اطلاعات و شکلگیری یک اقتصاد دیجیتال پایدار که خدمات اساسی و کاربردی را تا حد زیادی پوشش میداد، توانستیم وارد مرحلهای شویم که در دو جنگی که پشت سر گذاشتیم، خدمات مردم بهصورت کامل دچار خدشه نشود؛ نه خدمات ارتباطی و نه خدمات اطلاعاتی.»
فیروزآبادی تأکید کرد که هر جنگی طبعاً محدودیتها و سختیهای خاص خود را دارد، اما اگر آن اقدامات، مصوبات و هماهنگیهای پیشین صورت نگرفته بود، کشور حتی به همین میزان از تابآوری نیز دست پیدا نمیکرد.
از محدودکردن انسدادهای محلی تا مسئله پلتفرمهای بزرگ
فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که عدم تعادل میان توسعه و کنترل در کجا شکل گرفت، گفت: «اینترنت ذاتاً با توسعه گره خورده است و در تمام حوزههای صنعتی، کشاورزی، فرهنگی و اجتماعی ظرفیت توسعه ایجاد میکند.»
او افزود: «کشور در بسیاری از حوزهها توانسته است فناوری وارداتی را مدیریت و بومیسازی کند و با بهرهگیری از ظرفیتهای علمی، دانشگاهی و اقتصادی، توسعه را پیش ببرد. اما یکی از ضعفها، نحوه مواجهه با مسئله انسداد و فیلترینگ بوده است.»
به گفته فیروزآبادی، پیش از دوره مدیریتی او در شورای عالی فضای مجازی، هر قاضیای در هر منطقهای میتوانست برای مسدودسازی یک پلتفرم دستور صادر کند. این موضوع به کسبوکارهای پلتفرمی آسیب میزد، زیرا ممکن بود فردی در نقطهای دور از محل فعالیت یک شرکت شکایت کند و مدیران یا کارکنان آن پلتفرم مجبور شوند برای پیگیری پرونده به آن منطقه رفتوآمد کنند؛ حتی اگر شکایت وارد نباشد یا موضوع آن در حدی نباشد که فعالیت یک پلتفرم را مختل کند.
او ادامه داد: «یکی از تلاشها در آن دوره، شناساندن ماهیت پلتفرمها به ساختار حکمرانی و قضایی کشور بود؛ اینکه یک پلتفرم خدماتی با صدها هزار یا میلیونها کاربر، صرفاً یک کسبوکار محلی نیست و نمیتوان با منطق رسیدگی به یک اختلاف محدود، برای آن تصمیم گرفت.»
دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی توضیح داد: درباره پلتفرمهای بزرگ بینالمللی مانند تلگرام و اینستاگرام نیز تلاش شد این اصل جا بیفتد که تصمیم درباره محدودسازی آنها باید در نهادهای عالی و قانونی مانند شورای عالی فضای مجازی یا شورای عالی امنیت ملی گرفته شود، نه در سطح یک نهاد اداری یا قضایی با رده پایینتر.
بااینحال، او معتقد است محدودسازی پلتفرمهای بزرگ به مسائل سیاسی کشور گره خورده و نباید آن را صرفاً مسئله شورای عالی فضای مجازی دانست.
شورا با فیلتر شدن تلگرام همراه بود
فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که چرا همزمان با فیلتر شدن تلگرام در سال ۱۳۹۷، موضعی همراه با این تصمیم داشت، گفت: ماجرای تلگرام را باید در بستر چالش این پلتفرم با دولتهای مختلف دید.
به گفته او، تلگرام در کشورهایی مانند چین، روسیه، برزیل، هند و پاکستان نیز با محدودیت یا برخوردهای جدی مواجه شده و در فرانسه نیز مدیرعامل این پلتفرم بازداشت شده است.
او با تأکید بر اینکه تلگرام از نظر فنی و امکانات، پلتفرمی «بسیار خوب» است و خودش نیز در اغلب سالها از آن استفاده کرده، گفت:.
اما تلگرام در ایران برای خود نقشی فراتر از یک پلتفرم ارتباطی قائل شده و با تأکید بر اینکه قلعه آزادی است، از همکاری رسمی با دولت ایران خودداری میکرد؛ هرچند در مقاطعی همکاریهایی میان طرفین وجود داشت.
دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی گفت یکی از مطالبات نهادهای انتظامی و امنیتی از تلگرام، امکان تعیین هویت در پروندههای مجرمانه بود؛ موضوعی که به گفته او در رسیدگی به کلاهبرداریها و برخی پروندههای امنیتی اهمیت داشت. او به حمله سال ۱۳۹۶ به مجلس شورای اسلامی نیز اشاره کرد و گفت شبکه مرتبط با این اتفاق از تلگرام برای ارتباط و هدایت استفاده کرده بود.
فیروزآبادی همچنین مدعی شد اطلاعاتی درباره همکاری مدیران تلگرام با دولت فرانسه پس از بازداشت پاول دورف مطرح شده است.
با وجود این، به گفته او شورای عالی فضای مجازی درباره فیلتر تلگرام بهصورت رسمی مصوبهای نداشت، اما در عمل با فیلتر شدن تلگرام مخالفت نکرد و «بهصورت نانوشته» پذیرفت که پرونده تلگرام از مسیر قوه قضاییه دنبال شود و حتی در مقاطعی برای اجرای تصمیم اتخاذشده، همکاریهایی نیز شکل گرفت.
دلیل ناکامی مذاکرات با تلگرام و توییتر
فیروزآبادی درباره ناکامی در مذاکرات انجام شده با پلتفرمهایی مثل تلگرام و توییتر هم اشاره کرد و این وضعیت را نشانهای از ابهام در ساختار حکمرانی فضای مجازی دانست.
او توضیح داد: در آن زمان مشخص نبود وزارت ارتباطات، مرکز ملی فضای مجازی و حتی خود شورای عالی فضای مجازی، تا چه اندازه اختیار دارند که با یک پلتفرم خارجی مذاکره کنند، تعهد بگیرند یا درباره ادامه فعالیت آن تصمیم بگیرند.
او ادامه داد: «ما نمیدانستیم تا کجا میتوانیم قول بدهیم، تا چه حد میتوانیم تعهد بگیریم و چقدر اختیار داریم که به یک پلتفرم اجازه فعالیت در کشور بدهیم.»
به گفته او، این وضعیت فقط درباره تلگرام وجود نداشت و در موضوع توییتر نیز دیده میشد. در دوره وزارت محمدجواد آذری جهرمی، هیئتی برای گفتوگو با توییتر اعزام شد، اما نبود مرز روشن میان اختیارات دستگاهها، مسیر مذاکره و توافق را مبهم کرده بود.
فیروزآبادی معتقد است اگر در آن مقطع راهحلی میانه برای تلگرام پیدا میشد، نتیجه احتمالاً بهتر از فیلتر کامل این پلتفرم بود: «ایبسا بهمراتب بهتر بود که مردم ما بهجای اینکه در اینستاگرام باشند، در تلگرام فعالیت میکردند؛ چون تلگرام از نظر خدمات علمی، خدمات بازاری، ظرفیتهای اقتصادی و بازارسازی، از نظر من بهمراتب قابلیت بیشتری دارد.»
او همچنین معتقد است تلگرام در حوزه ذخیرهسازی اطلاعات، پردازش داده و ارائه خدمات اطلاعاتی توانمندتر از اینستاگرام است. به گفته فیروزآبادی، اینستاگرام بیشتر نوعی سبک زندگی را به کاربران تحمیل میکند و آثار آن میتواند از سبک زندگی برآمده از کاربری تلگرام آسیبزاتر باشد.
فیروزآبادی گفت: اگر امروز میان تلگرام و اینستاگرام مخیر به انتخاب باشم که کدامشان باز شود، تلگرام را ترجیح میدهم.
سند امنیت سایبری در اجرا عقب ماند
فیروزآبادی در بخش دیگری از این گفتوگو، به وضعیت امنیت سایبری کشور پرداخت و گفت هرچند سند قابلتوجهی در این حوزه تصویب شد، اما بوروکراسی کشور نتوانست مصوبات شورای عالی فضای مجازی را بهدرستی اجرایی کند.
به گفته او، توسعه شبکه ملی اطلاعات نسبت به توسعه امنیت سایبری سادهتر بود؛ زیرا در حوزه ارتباطات، استانداردهای بینالمللی و تعاریف نسبتاً روشنی برای نسلهای مختلف ارتباطی، پروتکلها و شبکهها وجود دارد. اما در حوزه امنیت سایبری، هنوز نهادهای بینالمللی و استانداردهای جامع و تثبیتشدهای به آن شکل وجود ندارد.
او افزود: «در شرایطی که ایران با جنگ، تنشهای منطقهای و حجم بالای حملات سایبری مواجه است، کشور باید سرمایهگذاری بیشتری در زیرساختهای امنیتی انجام میداد.»
فیروزآبادی به اختلالهای رخداده در شبکه بانکی، حملونقل و بنادر اشاره کرد و گفت در دورههای مختلف، حملات سایبری به بخشهای گوناگون کشور خسارت وارد کرده و خدمات را مختل کردهاند.
او افزود که در مقطع فعلی، فشار حملات بر نظام بانکی بیشتر است و این اتفاق، هزینههای قابلتوجهی را به مردم و بانکها تحمیل میکند.
ترکیب شورای عالی فضای مجازی باید اصلاح شود
او همچنین با بیان اینکه احکام اعضای شورای عالی فضای مجازی چهارساله بوده و دوره آنها در سال ۱۳۹۸ به پایان رسیده است، گفت: «در همان زمان مکاتباتی با دفتر رهبری انجام دادم و خواستار صدور احکام جدید و اصلاح ترکیب شورا شدم. تلاشهایی نیز برای شناسایی افراد مناسب برای عضویت در شورا انجام شد، اما شرایط کشور، رخدادهای اجتماعی و مسائل متعدد دیگر باعث شد این تغییرات اتفاق نیفتد.»
فیروزآبادی افزود: «من در سال ۱۳۹۸ اعتقاد داشتم و امروز با شدت بیشتری اعتقاد دارم که ترکیب شورای عالی فضای مجازی باید اصلاح شود.»
گروهی طرفدار بالکانیزه کردن اینترنت هستند
فیروزآبادی فیروزآبادی همچنین درباره انتقادها درباره غلبه نوعی «هسته سخت فیلترینگ» در شورای عالی فضای مجازی و فاصله برخی اعضای حقیقی شورا با جامعه کاربران، گفت: «در جهان، دو نظریه اصلی وجود دارد: یک دیدگاه از اینترنت جهانی، واحد و یکپارچه دفاع میکند و دیدگاه دیگر، بهدنبال بالکانیزهشدن اینترنت یا تقسیم آن به فضاهای جداگانه ملی و منطقهای است.»
او ادامه داد: «در سالهای گذشته حتی در آمریکا نیز بحثهایی درباره فاصلهگرفتن از اینترنت یکپارچه و حرکت به سمت اینترنتهای تجزیهشده مطرح شده است.
فیروزآبادی گفت: بخشی از اعضا و جریانهای فعال در ایران نیز از توسعه در چارچوب سرزمینی حمایت میکنند؛ یعنی بهدنبال ایجاد فضایی مجزا با عنوان اینترنت ایران هستند. این گروهها الزاماً مخالف توسعه نیستند، اما توسعه را در یک چارچوب ملی و محدود میخواهند. بااینحال، ین نگاه در جامعه ایران اقلیت است و اکثریت جامعه علاقهای به بالکانیزهشدن اینترنت ندارد.
او افزود: «برخی جریانهای سیاسی در آمریکا نیز بهدلیل نگرانی از قدرتگرفتن کشورهایی مانند ایران و چین در فضای دیجیتال، از تجزیهشدن اینترنت جهانی حمایت میکنند؛ زیرا معتقدند اینترنت یکپارچه به این کشورها امکان میدهد از مرزهای خود فراتر بروند و قدرت نرم بیشتری اعمال کنند.»
به گفته فیروزآبادی، بخشی از جریانهای داخلی که خود را ضدآمریکایی میدانند، در عمل با این رویکرد از جریانهای افراطی آمریکا همجهت شدهاند.
او نتیجه این وضعیت را نیاز دائمی کاربران به VPN دانست و گفت حتی افرادی که به اینترنت بدون محدودیت داخلی دسترسی دارند، برای استفاده از خدماتی که شرکتهای خارجی بهدلیل تحریم بر ایران بستهاند، ناچار به استفاده از VPN هستند.
به گفته او، بسیاری از ابزارهای هوش مصنوعی، نرمافزارهای پرکاربرد، خدمات دانشگاهی و مقالات علمی رایگان نیز از داخل ایران در دسترس نیستند؛ بنابراین کاربر ایرانی گاهی باید VPN را وصل کند و گاهی برای استفاده از سرویسهای داخلی، آن را قطع کند؛ وضعیتی که هم زمان کاربران را تلف میکند و هم باعث سردرگمی میشود.
دولت میتوانست برای اصلاح شورا پافشاری کند
فیروزآبادی در ادامه، با بیان اینکه دولت میتوانست برای اصلاح ترکیب شورای عالی فضای مجازی پافشاری بیشتری داشته باشد، گفت: «در سالهای اخیر، نه اصلاح ترکیب شورا و نه اصلاحات لازم در دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی بهطور جدی پیگیری نشده است که البته شرایط جنگ، تحریم و مشکلات متعدد کشور را نیز در این وضعیت مؤثر دانست.»
او تاکید کرد: «با هماهنگی میان قوه مجریه و مجموعه رهبری، میتوان دوباره شرایطی ایجاد کرد که امید بیشتری برای کاربران فضای مجازی و توسعه اقتصاد دیجیتال به وجود آید.»
توسعه به یک صدای واحد نیاز دارد
فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که چرا ایران نمیتواند به یک صدای واحد و توسعهگرا در حوزه فضای مجازی برسد، توضیح داد که ساختار حکمرانی ایران چندصدایی است و در مقایسه با دموکراسیهای رایج، تفکیک قوای مشابهی ندارد. به گفته او، در برخی کشورها قوه مجریه نقش اصلی در اداره امور دارد، اما در ایران سایر قوا و نهادها گاه نهتنها خود را همعرض، بلکه بالاتر از دولت میدانند.
فیروزآبادی معتقد است شورای عالی فضای مجازی و دیگر شوراهای عالی در ابتدا برای حل چنین ناهماهنگیهایی شکل گرفتند، اما در ادامه خود به بخشی از مشکل حکمرانی تبدیل شدند.
او به نمونه شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره کرد و گفت: «این شورا در ابتدا برای ساماندادن به وضعیت دانشگاهها و آموزش عالی در دوران خاصی از تاریخ کشور تشکیل شد، اما بهتدریج به شورایی قدرتمند تبدیل شده که اختیاراتی از دولت به آن منتقل شده است.»
فیروزآبادی معتقد است بخشی از تصمیمهایی که باید در دولت گرفته شود، به شوراهایی منتقل شده که در آن اعضای حقیقی نقش تعیینکننده دارند. برای مثال مسائل بسیاری از موارد مرتبط با امنیت سایبر، و باز و بسته شدن برخی سایتها باید در دولت تصمیمگیری و اجرا شود، اما این وظایف به نهادهای دیگر از جمله شورای عالی فضای مجازی منتقل شده است.
شوراهای عالی باید زمان انقضا داشته باشند
دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی پیشنهاد کرد که شوراهای عالی مأموریتمحور و زماندار باشند. به باور او، شورای عالی فضای مجازی در ابتدای تأسیس بهدلیل نوظهوربودن فضای مجازی و ابهام در مرز اختیارات دستگاهها ضرورت داشت، اما اکنون حدود ۱۵ سال از عمر آن گذشته و باید مرز مسئولیتها، سیاستگذاریهای کلان و شیوه هماهنگی میان دستگاهها روشن شده باشد.
او گفت: میتوانیم بپذیریم شورای عالی فضای مجازی ۵ سال دیگر هم باقی بماند. اما بعد از گذشت ۲۰ سال از فعالیت این شورا باید تمام ارکان حاکمیت، سیاستگذاریهای کلان و هماهنگیها را انجام داده باشند و مرزهای خاکستری و مسئولیتپذیریها شفاف شده باشد.
فیروزآبادی هشدار داد اگر چنین شورایی قرار باشد دائماً ادامه داشته باشد، ممکن است در کار قوه قضاییه، قوه مقننه و قوه مجریه مداخله کند؛ وضعیتی که به باور او به صلاح کشور نیست.
اجماع بر سر اینترنت شکل نگرفت
فیروزآبادی درباره تأخیر در بازگشایی اینترنت و تشکیل ستاد ویژه در ماههای اخیر، تحلیل خود را به رویکرد دولت مسعود پزشکیان در پیگیری «وفاق» مرتبط دانست.
او گفت: برداشت پزشکیان از وفاق، بیشتر وفاق میان صاحبان قدرت و رسیدن به اجماع بوده است، نه تصمیمگیری بر مبنای نظر اکثریت. رئیسجمهور برای رسیدن به اجماع زمان صرف کرد، اما در نهایت به این نتیجه رسید که اجماع در موضوع اینترنت شکل نمیگیرد.
او افزود: «واقعاً گروهی در کشور هستند که صدای بلندی هم دارند و طرفدار انسداد هستند. آنها هنوز هم ناامید نشدهاند و حتی مشکلاتی مانند اختلال در سرویسدهی بانکها را به بازشدن اینترنت نسبت میدهند.»
فیروزآبادی معتقد است فشار اجتماعی در نهایت باعث شد رئیسجمهور دستور بازگشت اینترنت را بدهد؛ هرچند این تصمیم، به گفته او، احتمالاً برخلاف مسیر مورد علاقه دولت برای رسیدن به اجماع بوده است.
او تأکید کرد رئیسجمهور در جایگاه رئیس قوه مجریه، رئیس شورای عالی امنیت ملی، رئیس شورای عالی فضای مجازی، رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس شورای امنیت کشور، ظرفیتهای متعددی برای اقدام دارد و میتوانست حتی بدون انتظار برای اجماع کامل، نقش فعالتری در بازگشایی اینترنت ایفا کند.
ساختار دولت سیلویی است
فیروزآبادی در پاسخ به پرسشی درباره تورم نهادی در اقتصاد دیجیتال و نبود صدای واحد حتی در درون دولت، گفت: «ساختار دولت ایران همچنان سیلویی است؛ یعنی هر دستگاه و وزارتخانه در قلمرو خود عمل میکند و ارتباط میان آنها ضعیف است.»
او توضیح داد: «در ساختار فعلی، حوزههای بهداشت، آموزش، کشاورزی، بازرگانی و سایر بخشها هر یک بهصورت جداگانه اداره میشوند. حتی ساختارهای اقتصادی و اجرایی کشور نیز همچنان با منطقهای قدیمی اداره میشوند و کشور هنوز بهطور کامل از الگوی صنعتی و شبکهای حکمرانی عبور نکرده است.»
فیروزآبادی توضیح داد: «در عصر صنعتی، ساختارهای سیلویی باید به ساختارهای ماتریسی تبدیل میشدند و در عصر فراصنعتی و دیجیتال، نظام حکمرانی باید شبکهای شود. در چنین الگویی، کاربر یا کسبوکاری که میخواهد خدماتی چندرشتهای ارائه دهد، نباید مجبور باشد میان چندین دستگاه رفتوآمد کند.»
او گفت: «قرار بود مرکز ملی فضای مجازی این هماهنگی کلان را ایجاد و روندها را تسهیل کند، اما این مرکز خود به یکی از طرفهای تنظیمگری تبدیل شده و در پی ایجاد یک ساختار مستقل برای تنظیم مقررات رفته است.»
فیروزآبادی تأکید کرد که مرکز ملی فضای مجازی نباید خود یک تنظیمگر دیگر باشد؛ بلکه باید میان تنظیمگران بخشی هماهنگی ایجاد و مسیر ارائه خدمات را برای کاربران و کسبوکارها کوتاه کند.
دولت تصدیگری نمیکند، اما اختیاراتش را واگذار نکرده
فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که چه تغییر ساختاری برای حکمرانی فضای مجازی و اقتصاد دیجیتال ایران پیشنهاد میدهد، مسئله اصلی را یک مشکل عمومیتر در حکمرانی کشور دانست.
او توضیح داد: «دولتهای مختلف با گرایشهای گوناگون در ایران روی کار آمدهاند و برخی از آنها از نظر ذهنی به کوچکسازی دولت، توسعه فناوری اطلاعات و واگذاری امور به بخش خصوصی باور داشتهاند، اما ساختار اجرایی کشور با این دیدگاهها همراه نبوده است.»
به گفته او، در ایران دولت در بسیاری از موارد تصدیگری را کنار میگذارد، اما قدرت و اختیار خود را واگذار نمیکند. او این وضعیت را «رهاسازی دولت» نامید؛ یعنی دولت دیگر مسئولیت اجرایی مستقیم نمیپذیرد، اما اختیار و قدرت را همچنان در دست خود نگه میدارد. نتیجه چنین وضعیتی، شکلگیری امضاهای طلایی و تداوم قدرتهای غیرشفاف است.
فیروزآبادی گفت کوچکسازی واقعی دولت نیز رخ نداده و ساختار اداری کشور بهدلیل رانت نفتی، نفوذهای سیاسی و گسترش تشکیلات اداری بزرگ باقی مانده است. در نتیجه، دولت بزرگ است، قدرت واگذار نشده، اما مسئولیتپذیری و شفافیت نیز در وضعیت مناسبی قرار ندارد.
او معتقد است اصلاح باید از بالای ساختار حکمرانی آغاز شود، نه صرفاً از میانه یا پایین ساختار. به گفته او: کشور باید مشخص کند که بهدنبال چه نوع حکمرانی است: حکمرانی چندذینفعیِ مدیریتشده و مشارکتی، یا حکمرانی کاملاً از بالا به پایین.
فیروزآبادی گفت تا زمانی که درباره این مسئله تصمیم اساسی گرفته نشود، حتی با وجود نیتهای خوب در سطوح عالی، انتظار حل ریشهای مشکلات از یک دولت واقعبینانه نیست.
مردم چیزی غیر از شبکه ملی اطلاعات در اختیار ندارند
فیروزآبادی همچنین با این گزاره که شبکه ملی اطلاعات ابزاری برای قطع اینترنت جهانی یا «کلید قطع اینترنت» در دست حاکمیت است، مخالفت کرد.
او گفت: «مردم در حال حاضر نیز چیزی غیر از شبکه ملی اطلاعات در اختیار ندارند؛ زیرا حتی ترافیک اینترنت بینالملل نیز از زیرساخت ارتباطی داخل کشور عبور میکند. شبکه ملی اطلاعات وجود دارد و همه کاربران، حتی در زمان استفاده از اینترنت جهانی، از لایههای ارتباطی آن استفاده میکنند.»
فیروزآبادی ادامه داد: «امکان قطع اینترنت در همه کشورهای جهان وجود دارد و نمیتوان کشوری را یافت که از نظر فنی نتواند ارتباط اینترنتی خود را در سطح ملی یا محلی محدود کند.»
به باور او، اشکال اصلی شبکه ملی اطلاعات در لایه ارتباطی نیست، بلکه در لایه پلتفرمها، کاربردها و خدمات جایگزین قرار دارد.
موتور جستوجویی که سانسور شود، ماهیتش را از دست میدهد
فیروزآبادی گفت کشور در برخی حوزهها موفق شده خدمات داخلی ارائه کند، اما در برخی زمینهها، ازجمله موتور جستوجو، موفقیت چندانی نداشته است.
او معتقد است راهاندازی موتور جستوجوی داخلی، هم به سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد و هم در صورت اعمال فیلترینگ گسترده، ماهیت واقعی خود را از دست میدهد.
او خاطرهای از تلاش برای راهاندازی موتور جستوجو در یزد نقل کرد و گفت: «در آن مقطع، درخواستهایی برای حذف نتایج جستوجوی برخی کلمات مطرح شده بود؛ از جمله حذف نتیجه مربوط به نام «هایده» بهدلیل تشابه اسمی با خوانندهای با همین نام.»
فیروزآبادی گفت: «چنین درخواستهایی برای من زنگ خطر بود، زیرا وقتی محدودسازی به حذف واژهها و نتایج دارای معانی مختلف برسد، دیگر موتور جستوجو عملاً نمیتواند کارکرد واقعی خود را داشته باشد.»
خدمات حیاتی در بحران به زیرساخت داخلی نیاز دارند
فیروزآبادی با وجود انتقاد از سوءبرداشتها درباره شبکه ملی اطلاعات، تأکید کرد که توسعه خدمات داخلی و زیرساختهای بومی برای تداوم زندگی و خدمات ضروری در شرایط بحران اهمیت دارد.
او گفت در دوره کرونا و همچنین در دوره جنگ و قطع ارتباطات بینالمللی، بخشهایی از نظام آموزشی، خدمات بانکی، پولی و دیگر خدمات عمومی به کار خود ادامه دادهاند. به گفته او، در کشور میلیونها دانشآموز، دانشجو و شاغل به خدمات دیجیتال وابستهاند و اگر زیرساخت داخلی وجود نداشته باشد، با قطع اینترنت بینالملل، زندگی روزمره و خدمات ضروری بهطور کامل مختل میشود.
فیروزآبادی گفت قطع اینترنت در زمان جنگ ممکن است رخ دهد؛ چه کشور شبکه ملی اطلاعات داشته باشد و چه نداشته باشد. اما اگر شبکه و خدمات داخلی وجود نداشته باشد، اختلال در زندگی مردم بهمراتب بیشتر خواهد بود.
او تأکید کرد اعتراض اصلی مردم باید متوجه شیوه حکمرانی باشد: اینکه اختیار محدودسازی در دست چه کسی است، چه ضوابطی برای انسداد وجود دارد، چه نهادی تصمیم به بازگشایی میگیرد و چه کسی بابت این تصمیمها پاسخگو است.
او گفت: الان کسی که میبندد، پاسخگو نیست؛ حتی در این حد که بیاید در رسانه توضیح بدهد چرا بسته است. اگر توضیح بدهند، حتی کسی که با محدودیت مخالف است، ممکن است با دیدن دلایل قابلتأمل وارد گفتوگو شود.
توسعه هوش مصنوعی داخلی، نه اتکای صرف به API خارجی
فیروزآبادی در بخش دیگری از سخنانش گفت همانطور که در حوزه خدمات اساسی به زیرساخت داخلی نیاز داریم، در حوزه هوش مصنوعی نیز باید زیرساختهایی برای ارائه خدمات ضروری در داخل کشور ایجاد شود.
او از برخی سرویسهای داخلی انتقاد کرد که صرفاً از طریق API به مدلها و پلتفرمهای خارجی متصل هستند. به گفته او، چنین خدماتی در زمان جنگ یا قطع اینترنت بینالملل ممکن است از کار بیفتند و کشور را با آسیب جدی مواجه کنند.
او گفت ایجاد زیرساخت داخلی برای خدمات پایه و حیاتی هوش مصنوعی، به معنای بینیازی از جهان یا مخالفت با اینترنت جهانی نیست؛ بلکه اقدامی برای افزایش تابآوری کشور در شرایط بحران است.
فیلترینگ بدون مسئولیتپذیری امر قبیحی است
فیروزآبادی درباره سیاستهای مورد نیاز برای اصلاح وضعیت فیلترینگ گفت نخستین گام، شفافشدن مسئولیتهاست. او معتقد است درباره پلتفرمهای کوچک، تا حدی نظم و سازوکار در قوه قضاییه و کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه ایجاد شده، اما درباره پلتفرمهای بزرگ بینالمللی همچنان نابسامانی جدی وجود دارد.
او به نمونه مسدودشدن سایت عادل فوتبال ۳۶۰ اشاره کرد و گفت: افکار عمومی نمیداند دقیقاً کدام نهاد مسئول مسدودسازی بوده است؛ آیا کمیته تعیین مصادیق تصمیم گرفته، ساترا نقش داشته یا نهاد دیگری اقدام کرده است.
فیروزآبادی گفت ساترا نیز برای مسدودسازی مستقیم اختیار ندارد و اگر تصمیمی برای بستن یک پلتفرم داخلی گرفته میشود، باید مرجع قانونی آن مشخص باشد.
او در پاسخ به پرسشی درباره «مافیای فیلترشکن» نیز با بیان اینکه نباید مسئله را فقط به فروشندگان VPN تقلیل داد، شکلگیری اینترنت طبقاتی و فروش دسترسی گرانتر برای عبور از محدودیتها را خود نشانهای از وضعیتی دانست که از سطح یک بازار غیررسمی عادی فراتر رفته است.
او گفت: «وقتی شما بهصورت رسمی نرخ اینترنت را بالا میبرید تا یک سایت ممنوعه باز شود، این نشان میدهد که مسئله از مافیا هم عبور کرده است.»
فیروزآبادی تأکید کرد: برخورد با چند فروشنده فیلترشکن یا حتی مدیران آنها، بهتنهایی مسئله را حل نمیکند؛ زیرا تا زمانی که بستر اجتماعی، اقتصادی و حکمرانی شکلگیری این بازار وجود دارد، بازیگران جدید ایجاد میشوند.
او گفت باید بهجای معلول، علت را هدف قرار داد و افزود: فیلتر بدون توضیح، فیلتر بدون مسئولیتپذیری و اینکه اگر پول بیشتری بدهی بتوانی بدون فیلتر از اینترنت استفاده کنی، همه کارهای قبیحی هستند و عقل سلیم آنها را نمیپسندد.
فیروزآبادی معتقد است تا زمانی که ساختار حکمرانی، مرز اختیارات، مسئولیتپذیری نهادها و شیوه تصمیمگیری درباره اینترنت روشن نشود، هیچ دولت یا مدیری بهتنهایی نمیتواند مسئله فضای مجازی و اقتصاد دیجیتال ایران را بهطور کامل حل کند.