بیمه زندگی با سود ۲۶ درصدی جذاب نمیشود
اقتصادآنلاین: اگر قرار است بیمههای زندگی در ایران توسعه پیدا کنند و سهم بیشتری از پسانداز بلندمدت خانوارها را جذب کنند، باید بازدهی ایجادشده برای بیمهگذاران و نحوه انتقال این بازدهی به مشتریان، از حاشیه به متن رقابت صنعت بیمه منتقل شود. دیگر نمیتوان بیمه زندگی را فقط با ادبیات پوشش، آیندهنگری و آرامش خاطر فروخت؛ مشتری امروز، بازدهی را هم میسنجد.
به گزارش اقتصادآنلاین، بررسی عملکرد شرکتهای بیمه در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد میانگین ساده نرخ مشارکت در منافع شرکتهایی که نرخ مشخصی اعلام کردهاند، حدود ۲۶.۲ درصد بوده است. این عدد در ظاهر یک میانگین صنعتی است، اما وقتی کنار گزینههای کمریسک و در دسترس بازار مالی قرار میگیرد، پرسش مهمی ایجاد میکند: آیا با چنین سطحی از مشارکت در منافع، میتوان مردم را به بیمههای زندگی و نگهداری بلندمدت منابع دعوت کرد؟
در همین گزارش، نرخ مشارکت در منافع کاریزما ۴۱.۶ درصد اعلام شده؛ یعنی ۱۵.۴ واحد درصد بالاتر از میانگین ساده صنعت و حدود ۵۹ درصد بیشتر از متوسط شرکتهای دارای نرخ مشخص. این فاصله فقط یک اختلاف آماری نیست. برای مشتری، معنای سادهتری دارد: همه بیمههای زندگی از نظر نحوه مدیریت منابع و انتقال منافع سرمایهگذاری به بیمهگذار، یکسان عمل نمیکنند.
نگاهی به سایر شرکتها هم همین شکاف را نشان میدهد. بعد از کاریزما، خاورمیانه با ۳۸.۴ درصد، کارآفرین و پاسارگاد با ۳۰ درصد، کوثر و تجارت نو با ۲۸ درصد، باران با ۲۷ درصد و آسیا و پارسیان با ۲۶ درصد قرار گرفتهاند. در سمت پایینتر جدول نیز شرکتهایی با نرخهای ۲۴، ۲۳، ۲۱ و حتی ۱۸ و ۱۷ درصد دیده میشوند. این پراکندگی نشان میدهد انتخاب شرکت بیمه در بیمههای زندگی، فقط انتخاب یک برند یا یک پوشش نیست؛ انتخاب کیفیت مدیریت دارایی و مدل تقسیم منافع هم هست.
مشتری امروز بیمه زندگی را صرفاً با بیمه زندگی یک شرکت دیگر مقایسه نمیکند. او میان مجموعهای از گزینههای پسانداز و سرمایهگذاری تصمیم میگیرد؛ از صندوقهای درآمد ثابت تا طلا، نقره و سایر ابزارهای مالی. پوشش بیمهای همچنان یک مزیت مهم است، اما برای جذب و حفظ منابع بلندمدت کافی نیست. اگر بازدهی اندوخته نتواند در برابر کاهش ارزش پول از خود دفاع کند، بیمه زندگی برای بخش بزرگی از جامعه به انتخاب اول تبدیل نخواهد شد.
از همین زاویه، استقبال از بیمههای زندگی متصل به دارایی و شاخص قابل فهمتر میشود. در سال ۱۴۰۴، بازدهی بیمه زندگی متصل به طلا حدود ۱۴۴ درصد، بیمه زندگی متصل به نقره حدود ۳۲۸ درصد و طرح درآمد ثابت حدود ۳۶ درصد گزارش شده است. این اعداد نباید بهعنوان وعده تکرار بازدهی آینده خوانده شوند، اما پیام روشنی دارند: مشتری به محصولاتی توجه نشان میدهد که ارتباط میان عملکرد دارایی پایه و ارزش اندوخته او شفافتر و ملموستر باشد.
دادههای فروش نیز نشان میدهد این تغییر نگاه فقط در سطح تحلیل نظری باقی نمانده است. در سال ۱۴۰۴، مجموع حقبیمه تولیدی شرکتهای بررسیشده حدود ۱،۷۶۲،۱۱۵ میلیارد ریال بوده و کاریزما با ۱،۱۴۷،۶۴۸ میلیارد ریال، سهم ۶۵.۱۳ درصدی از بازار را در اختیار داشته است. سهم هفت شرکت اول بازار نیز به ۸۷.۹۳ درصد رسیده و سایر شرکتها مجموعاً ۱۲.۰۷ درصد از بازار را تشکیل دادهاند. این تمرکز بالا نشان میدهد بازار بیمه زندگی، بیش از گذشته به سمت بازیگرانی حرکت میکند که بتوانند ترکیب جذابتری از پوشش، بازدهی و مدیریت دارایی ارائه کنند.
البته افزایش بازدهی نباید به معنای پذیرش ریسک نامتناسب از سوی شرکتهای بیمه یا مشتریان باشد. همه بیمهگذاران یک سطح ریسکپذیری ندارند و همه اندوختهها نباید در معرض داراییهای پرنوسان قرار بگیرند. راهحل، توسعه محصولات متنوعی است که مشتری بتواند متناسب با هدف مالی، افق زمانی و ترجیحات ریسکی خود، نوع دارایی و سطح ریسک را انتخاب کند و همزمان از پوششهای بیمهای نیز برخوردار باشد.
آینده بیمه زندگی در ایران نیازمند تغییر در معیارهای رقابت است. نباید صرفاً میزان حقبیمه تولیدی مبنای ارزیابی شرکتها باشد؛ بلکه باید دید هر شرکت چه میزان دارایی برای بیمهگذاران مدیریت میکند، چه بازدهی متناسب با ریسک ایجاد کرده و چه سهمی از منافع حاصل از سرمایهگذاری را به مشتری منتقل کرده است.
اگر صنعت بیمه بتواند در کنار پوشش بیمهای، بازدهی رقابتی و مدیریت حرفهای دارایی را هم به مشتری ارائه کند، بیمه زندگی ظرفیت آن را دارد که به یکی از ابزارهای اصلی پسانداز و سرمایهگذاری بلندمدت خانوارها تبدیل شود. اما با میانگین مشارکت در منافع ۲۶ درصدی، نمیتوان انتظار داشت مردم منابع بلندمدت خود را با اطمینان و انگیزه بالا به بیمههای زندگی بسپارند. انتخاب مشتری عوض شده است؛ صنعت بیمه هم باید معیارهای رقابت خود را عوض کند.