الحسینی در همایش زرآتی؛

آخرین فرصت دولت برای اصلاح قیمت بنزین | طلا همچنان یکی از جذاب‌ترین دارایی‌هاست

.

اقتصاد‌آنلاین: صادق الحسینی در همایش پلتفرم‌های آنلاین طلا «زرآتی» با ترسیم تصویری از شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران و تحولات بین‌المللی از پیامد‌های جنگ، ناترازی انرژی، بحران بنزین و گاز، کسری بودجه، فقر و وضعیت بازار کار سخن گفت. او در بخش دیگری از سخنان خود نیز به چشم‌انداز بازار جهانی طلا پرداخت و ضمن هشدار درباره ضرورت اصلاح فوری سیاست‌های انرژی، طلا و بورس را همچنان از جذاب‌ترین گزینه‌های سرمایه‌گذاری در سال‌های پیش‌رو دانست.

به گزارش اقتصادآنلاین؛ صادق الحسینی در همایش زرآتی، سخنان خود را با این گزاره آغاز کرد که ایران همزمان با «شش ابربحران» مواجه است و در مقایسه با آنها، جنگ کوچک‌ترین بحران کشور محسوب می‌شود.

به اعتقاد او، هرچند تحلیل احتمال تکرار جنگ اهمیت دارد، اما ناترازی‌های انباشته داخلی می‌توانند آثار اقتصادی و اجتماعی به‌مراتب عمیق‌تری بر جای بگذارند.

الحسینی در تحلیل جنگ اخیر گفت: پس از جنگ ۱۲روزه، منطق مشخصی برای تکرار حمله وجود نداشت، چراکه تجربه نخست نشان داده بود دستیابی سریع به اهداف مورد نظر از طریق حملات هوایی ممکن نیست.

او تصمیم دوباره آمریکا برای ورود به جنگ را نتیجه «اطلاعات غلط یا رفتار غیرعقلانی» دانست و اظهار کرد: «آمریکا در این جنگ شکست خورد و ترامپ در این جنگ شکست خورد.»

از نگاه الحسینی، این شکست فقط به میدان نظامی محدود نمی‌شود. او معتقد است نرسیدن یک قدرت مسلط جهانی به اهداف اعلام‌شده خود، می‌تواند به اعتبار آن آسیب وارد کند و حتی از این جنگ به‌عنوان نقطه آغاز افول هژمونی آمریکا یاد کرد.

الحسینی: چنین جنگی در تاریخ ایران بی‌سابقه است

الحسینی برای توضیح اهمیت تاریخی جنگ اخیر به تجربه جنگ‌های ایران رجوع کرد و ادامه داد: ایران در حدود ۲۵۰۰ سال گذشته ۷۳ جنگ را تجربه کرده که تهاجم از بیرون آغاز شده است.

به گفته او، تنها در پنج مورد طرف مقابل بیش از ۱۵ برابر ایران قدرت اقتصادی داشته و در همه این موارد ایران یا اشغال شده یا بخشی از سرزمین خود را از دست داده است.

وی افزود: این نخستین‌بار است که ایران با کشوری حدود ۱۷ برابر بزرگ‌تر از خود وارد جنگ شده، اما نه اشغال شده و نه سرزمینی را از دست داده است.

جنگ ایران، نتانیاهو را هم تضعیف کرد

بخشی از تحلیل سیاسی الحسینی به پیامد‌های جنگ برای بنیامین نتانیاهو اختصاص داشت.

او توضیح داد: پیش از جنگ ایران، عملیات‌های نظامی اسرائیل در غزه، لبنان و سوریه با تقویت موقعیت داخلی نتانیاهو همراه شده بود و همین مسئله احتمال حمله به ایران را افزایش می‌داد؛ اما نتیجه جنگ ایران این معادله را معکوس کرد.

این اقتصاددان با استناد به نظرسنجی‌ که مطرح کرد، گفت: ۳۷ درصد اسرائیلی‌ها ایران را برنده جنگ دانسته‌اند و تنها ۱۵ درصد اسرائیل را پیروز ارزیابی کرده‌اند.

وی در عین حال افزود: مجموعاً حدود ۶۶ درصد پاسخ‌دهندگان خواستار ادامه درگیری بوده‌اند؛ ۴۹ درصد با هدف سرنگونی و ۱۷ درصد برای دستیابی به یک پیروزی محدودتر و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.

الحسینی این وضعیت را نشانه «سرخوردگی» جامعه اسرائیل دانست و گفت: جنگی که قرار بود موقعیت نتانیاهو را تقویت کند، اکنون علیه او عمل کرده و شانسش برای ادامه نخست‌وزیری را کاهش داده است.

فشار جنگ به سیاست داخلی آمریکا رسید

الحسینی، پیامد‌های سیاسی جنگ را به اسرائیل محدود نکرد و معتقد بود دونالد ترامپ نیز در داخل آمریکا تحت فشار بیشتری قرار گرفته است.

او با اشاره به نظرسنجی‌های انتخاباتی آمریکا عنوان کرد: جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس نمایندگان و سنا با شرایط دشوارتری روبه‌رو شده‌اند و در صورت از دست رفتن همزمان دو مجلس، قدرت عملی رئیس‌جمهور به‌شدت محدود خواهد شد.

از نگاه الحسینی، ترامپ با دو پیامد همزمان مواجه شده است؛ از یک سو معماری امنیتی مورد نظر آمریکا در خاورمیانه تحت فشار قرار گرفته و از سوی دیگر شرایط سیاسی داخلی نیز برای او دشوارتر شده است.

او بر همین مبنا استدلال کرد: اگر ترامپ و نتانیاهو پیش از حمله، نتیجه امروز را می‌دانستند، احتمالاً تصمیم مشابهی نمی‌گرفتند.

از IMEC تا STEP؛ رقابت کریدور‌ها

الحسینی یکی دیگر از تبعات جنگ را تغییر نگاه کشور‌های منطقه به تضمین‌های امنیتی آمریکا دانست.

او به کریدور IMEC میان هند، امارات، عربستان و اسرائیل اشاره کرد و آن را یکی از پروژه‌های مهم آمریکا و در عین حال یک مسیر رقیب جدی برای ایران توصیف کرد.

وی با اشاره به گزارشی از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها اظهار کرد: از نگاه برخی حامیان این پروژه در آمریکا، اگر واشنگتن نتواند ایران را به‌طور جدی تضعیف کند، عربستان ممکن است نسبت به توان آمریکا برای تامین امنیت چنین کریدوری دچار تردید شود.

الحسینی سپس به طرح موسوم به STEP پرداخت و توضیح داد: این مسیر از گوادر در جنوب پاکستان آغاز می‌شود، از ایران عبور می‌کند و به عربستان، ترکیه و سپس مصر می‌رسد.

او افزود: نگرانی اسرائیلی‌ها این است که ایران به‌صورت رسمی در این ساختار جای بگیرد و این طرح به «ISTEP» تبدیل شود.

الحسینی تاکید کرد: مسیر‌های عبوری از ایران از نظر هزینه حمل‌ونقل مزیت جدی دارند و برآورد کرد IMEC بسته به مقیاس فعالیت می‌تواند ۴۰ تا ۷۰ درصد گران‌تر از مسیر‌های ایران تمام شود.

ایران ابرقدرت خاورمیانه شده است

الحسینی در ادامه از تغییر جایگاه دیپلماتیک ایران پس از جنگ سخن گفت و ادامه داد: پیش از جنگ، ایران برای تماس‌های دیپلماتیک با ده‌ها کشور در صف انتظار قرار داشت، اما اکنون وضعیت معکوس شده و بیش از ۷۰ کشور متقاضی ارتباط با ایران هستند.

او تعبیر برخی تحلیلگران از ایران به‌عنوان «ابرقدرت چهارم جهان» را اغراق‌آمیز دانست، اما در عین حال تاکید کرد: «ایران واقعاً ابرقدرت خاورمیانه شد.»

منطق الحسینی در این ارزیابی این بود که کشور‌های منطقه اکنون هزینه درگیری و بی‌ثباتی ایران را مستقیماً متوجه رشد اقتصادی خود می‌دانند؛ در نتیجه کشور‌هایی مانند عربستان، امارات و قطر که به ثبات برای ادامه مسیر توسعه نیاز دارند، ناچارند محاسبات متفاوتی نسبت به گذشته داشته باشند.

آیا حمله دوباره ممکن است؟

الحسینی احتمال جنگ دوباره را رد نکرد، اما تاکید کرد: وقتی تصمیم‌گیری بازیگران از منطق عقلایی فاصله بگیرد، پیش‌بینی اصل وقوع حمله دشوار است؛ آنچه می‌توان بررسی کرد، پیامد سناریو‌های مختلف است.

او پنج گزینه کلی را برای تشدید جنگ مطرح کرد؛ حمله محدود به زیرساخت انرژی، تخریب گسترده زیرساخت‌های انرژی، حمله زمینی، استفاده از سلاح هسته‌ای و عملیات ربایش.

الحسینی ادامه داد: هیچ‌یک از این گزینه‌ها نمی‌تواند آمریکا را به هدف اصلی یعنی تغییر رفتار یا تغییر نظام سیاسی در ایران برساند.

او برآورد کرد: حمله محدود به زیرساخت انرژی و واکنش متقابل ایران می‌تواند نفت را به ۱۳۰ تا ۱۴۰ دلار برساند و در سناریوی تخریب گسترده انرژی منطقه، قیمت نفت حتی می‌تواند از ۲۰۰ دلار عبور کند.

بنزین؛ جایی که جنگ به زندگی روزمره مردم رسیده است

پس از تحلیل جنگ، الحسینی تاکید خود را به ناترازی انرژی منتقل کرد؛ بحرانی که از نگاه او اکنون از سطح محاسبات کلان عبور کرده و مستقیماً به زندگی مردم و تولید بنگاه‌ها رسیده است.

طبق ارقام ارائه‌شده از سوی او، ایران در پیک تابستان حدود ۱۰ گیگاوات کسری برق دارد، با کسری قابل‌توجه گاز در پیک زمستان مواجه است، کسری روزانه بنزین ۲۳ تا ۲۸ میلیون لیتر است و حدود ۲۰ میلیون لیتر گازوئیل نیز روزانه قاچاق می‌شود. اما او بیشترین جزئیات را درباره بنزین ارائه کرد.

الحسینی توضیح داد: کسری ۲۳ تا ۲۸ میلیون لیتری بنزین تقریباً معادل ۱۹ درصد تقاضای کشور است و جنگ نیز سمت عرضه این بازار را تحت فشار بیشتری قرار داده است.

جنگ چگونه تولید بنزین را پایین آورد؟

به گفته الحسینی، پیش از جنگ حدود ۱۱۰ میلیون لیتر بنزین در روز تولید می‌شد و تقریباً ۱۰ میلیون لیتر ریفرمیت پتروشیمی نیز به آن افزوده می‌شد تا عرضه روزانه به محدوده ۱۲۰ میلیون لیتر برسد.

او گفت: در جریان جنگ بخشی از تاسیسات مرتبط با میعانات پارس جنوبی هدف قرار گرفت و پس از آن ظرفیت پایه تولید بنزین از حدود ۱۱۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون لیتر در روز کاهش یافت.

الحسینی افزود: برای جبران این افت، استفاده از ریفرمیت پتروشیمی به حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون لیتر افزایش پیدا کرد.

اما از نگاه او مسئله تنها میزان عرضه نیست.

هشدار درباره افت کیفیت بنزین

الحسینی ادامه داد: برای افزایش حجم سوخت قابل عرضه، اکتان بنزین کاهش پیدا کرده و از موادی مانند متانول نیز استفاده شده است.

او افزود: نتیجه این تغییر می‌تواند کاهش کارایی سوخت باشد؛ به‌گونه‌ای که خودرویی که پیش‌تر برای پیمودن ۱۰۰ کیلومتر حدود ۱۰ لیتر سوخت مصرف می‌کرد، اکنون ممکن است به حدود ۱۳ لیتر نیاز داشته باشد.

وی هشدار داد: چنین تغییری علاوه بر تشدید مصرف بنزین، می‌تواند در ماه‌های آینده خود را در افزایش خرابی موتور خودرو‌ها و آثار منفی بر سلامت مردم نشان دهد.

الحسینی این سیاست را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد: افزایش ظاهری عرضه از مسیر کاهش کیفیت سوخت، راه‌حل ناترازی انرژی نیست و می‌تواند به اموال مردم آسیب برساند.

تولید ۱۲۰ میلیون لیتر؛ تقاضای احتمالی ۱۴۳ میلیون لیتری

سمت دیگر بحران از نگاه الحسینی، رشد سریع مصرف است.

او متوسط مصرف روزانه بنزین در سال گذشته را حدود ۱۳۵ میلیون لیتر اعلام کرد و افزود: اگر نرخ رشد مصرف چهار سال گذشته تکرار شود، تقاضای امسال می‌تواند به حدود ۱۴۳ میلیون لیتر در روز برسد.

در چنین شرایطی، حتی عرضه‌ای نزدیک ۱۲۰ میلیون لیتر نیز نمی‌تواند پاسخگوی تقاضا باشد و شکافی بیش از ۲۰ میلیون لیتر باقی می‌ماند.

الحسینی افزود: در گذشته بخشی از این کسری با واردات پوشش داده می‌شد، اما اکنون اقتصاد ایران هم از نظر امکان واردات و هم از نظر تامین ارز با محدودیت جدی مواجه است.

او هزینه ارزی واردات مورد نیاز را حدود ۷ تا ۱۰ میلیارد دلار برآورد کرد و افزود: حتی در سناریویی که محدودیت‌های خارجی طی پنج ماه پایانی سال کاهش یابد، کل درآمد نفتی کشور ممکن است حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار باشد که بخش بزرگی از آن نیز باید صرف دارو، گندم و سایر نیاز‌های ضروری شود.

صف‌های بنزین؛ هشدار الحسینی درباره رسیدن بحران به تهران

یکی از جدی‌ترین بخش‌های سخنرانی الحسینی به شکل‌گیری صف‌های بنزین اختصاص داشت.

او اظهار کرد: در مناطقی از سیستان‌وبلوچستان، کرمان، بوشهر و هرمزگان طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر صف‌های طولانی مقابل جایگاه‌های سوخت شکل گرفته و تبریز نیز اخیراً به این فهرست اضافه شده است.

الحسینی بیان کرد شرایط در برخی مناطق به جایی رسیده که مردم از شب قبل برای دریافت بنزین در صف قرار می‌گیرند.

او درباره سرایت این وضعیت به تهران هشدار داد و تاکید کرد: اگر صف‌های گسترده بنزین در پایتخت شکل بگیرد، مسئله دیگر صرفاً کمبود یک حامل انرژی نیست، بلکه از نگاه او نشانه ورود بحران به سطح حکمرانی خواهد بود.

وی تاکید کرد: تفاوت اصلی در زمان تصمیم‌گیری است؛ اصلاح می‌تواند پیش از رسیدن بحران به این مرحله انجام شود یا زمانی که هزینه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن چند برابر شده باشد.

گاز؛ بحرانی بزرگ‌تر از بنزین

الحسینی در ادامه وضعیت گاز را حتی بحرانی‌تر توصیف کرد.

او اعلام کرد: سال گذشته حدود ۲۴۴ میلیارد مترمکعب گاز به شبکه تزریق شده، اما با آسیب دیدن چهار پالایشگاه گازی در جنگ، برآورد او از حجم قابل تزریق امسال به حدود ۱۸۹ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است.

به گفته وی، اگر تقاضا در محدوده ۳۰۰ میلیارد مترمکعب باشد، کشور با شکافی نزدیک ۱۰۰ میلیارد مترمکعب، معادل حدود یک‌سوم تقاضا، مواجه خواهد شد.

الحسینی گفت: در ۹۰ روز پیک زمستانی ممکن است ۸۳ درصد صنایع بزرگ و ۷۱ درصد صنایع کوچک با محدودیت گاز مواجه شوند.

او هشدار داد: ترکیب محدودیت گاز و برق می‌تواند ظرفیت واقعی فعالیت برخی صنایع را در طول سال به‌شدت کاهش دهد.

نسخه پیشنهادی برای انرژی؛ «سهمیه را به مردم بدهید»

الحسینی معتقد است بحران انرژی به مرحله‌ای رسیده که دیگر با توصیه به مردم برای صرفه‌جویی یا صرفاً مقابله با قاچاق قابل حل نیست.

او با اشاره به تجربه کشور‌هایی مانند لهستان، روسیه، چین و هند تاکید کرد: سرکوب طولانی قیمت انرژی نهایتاً به کمبود منجر شده و این کشور‌ها نیز در شرایط بحران مجبور به اصلاح قیمت شده‌اند.

نسخه پیشنهادی او برای ایران، سهمیه قابل مبادله انرژی است.

الحسینی توضیح داد: سهم انرژی می‌تواند مستقیماً و با قیمت فعلی در اختیار مردم قرار گیرد و خود افراد درباره مصرف یا فروش آن تصمیم بگیرند؛ در این صورت منفعت ناشی از اصلاح قیمت نیز به جای دولت، نصیب مردم خواهد شد.

او تاکید کرد: قیمت بنزین در ایران باید اصلاح شود و هرچه این تصمیم دیرتر اتخاذ شود، هزینه اجتماعی و سیاسی آن بیشتر خواهد بود.

کسری بودجه ۳۰۰۰ همتی؛ موتور تازه تورم

بحران بعدی در تحلیل الحسینی، بودجه دولت بود.

او بودجه دولت به همراه تبصره ۱۴ و بدون شرکت‌های دولتی را حدود ۹۰۰۰ همت و درآمد‌های مالیاتی را نزدیک ۳۰۰۰ همت اعلام کرد.

الحسینی ادامه داد: کسری بودجه امسال در نتیجه شرایط جنگی می‌تواند به حدود ۳۰۰۰ همت برسد؛ یعنی رقمی تقریباً معادل کل درآمد مالیاتی پیش‌بینی‌شده دولت.

به اعتقاد او، این شوک نهایتاً به افزایش فشار تورمی منجر می‌شود.

شکاف ۴۱ میلیارد دلاری؛ فشار تازه بر ارز و واردات

الحسینی ناترازی تجارت خارجی و تراز پرداخت‌ها را بحران دیگری دانست که برخلاف کمبود انرژی، به‌سادگی با جیره‌بندی قابل مدیریت نیست.

او کسری تراز کالایی سال جاری را حدود ۱۸ میلیارد دلار و کسری حساب جاری را نزدیک ۳۰ میلیارد دلار برآورد کرد و مجموع شکاف تامین مالی را حدود ۴۱ میلیارد دلار دانست.

الحسینی افزود: برای جبران تنها کسری ۱۸ میلیارد دلاری تجارت کالا، ممکن است واردات کشور تا حدود ۴۷ درصد کاهش یابد.

به گفته او، چنین سناریویی می‌تواند واردات خودرو و بسیاری از کالا‌های غیرضروری را متوقف کند و حتی واردات مواد اولیه و کالا‌های اساسی را نیز تحت فشار قرار دهد.

وی همچنین برآورد کرد: حتی پس از کاهش حدود ۲۵ میلیارد دلاری واردات، اقتصاد همچنان ممکن است به حدود ۱۶ میلیارد دلار تامین مالی خارجی نیاز داشته باشد.

«فقرای جدید» به یک‌سوم جامعه رسیده‌اند

الحسینی پس از تشریح ناترازی‌های اقتصاد کلان، نسبت به پیامد‌های اجتماعی آنها هشدار داد.

او گفت: «فقرای جدید» اکنون به حدود یک‌سوم جامعه رسیده‌اند و بخش بزرگی از این گروه را متولدین دهه‌های ۷۰ و ۸۰ تشکیل می‌دهند.

به گفته او، این نسل بیش از دیگران با ضعف بازار کار، درآمد پایین، دشواری خرید مسکن و حتی ناتوانی در خرید دارایی‌های کوچک مواجه شده است.

الحسینی با استناد به آماری که در سخنرانی ارائه کرد،  گفت بیش از ۷۰ درصد کشته‌شدگان اعتراضات، متولد دهه ۷۰ به بعد بوده‌اند و این موضوع را با فشار‌های اقتصادی واردشده به نسل جوان مرتبط دانست.

او علاوه بر مسئله فقر، از کاهش شدید سرمایه اجتماعی سخن گفت و افزود: بی‌اعتمادی به حکومت، رسانه‌ها و حتی اعتماد عمومی میان افراد افزایش یافته است.

الحسینی همچنین افزود: حدود ۳۰ درصد جامعه به نقطه‌ای رسیده‌اند که حتی حمله خارجی به ایران را مسئله‌ای غیرقابل پذیرش نمی‌دانند؛ وضعیتی که از نگاه او نشانه وجود یک شکاف اجتماعی و «بمب ساعتی» در جامعه است.

۲۵ میلیون شاغل برای اقتصادی که باید ۴۰ میلیون شاغل داشته باشد

الحسینی یکی از ریشه‌های این وضعیت را ضعف بازار کار دانست.

او تعداد کل شاغلان رسمی و غیررسمی ایران را حدود ۲۴.۵ تا ۲۵ میلیون نفر اعلام کرد و افزود: اقتصادی با اندازه و ساختار جمعیتی ایران باید حدود ۴۰ میلیون شاغل داشته باشد.

از این ۲۵ میلیون نفر، حدود ۴.۵ میلیون نفر در دولت، شهرداری‌ها و نهاد‌های عمومی فعالیت دارند و حدود ۱۷.۵ میلیون نفر در بنگاه‌های زیر ۱۰ نفر مشغول هستند.

الحسینی معتقد است این ساختار نشان می‌دهد اقتصاد ایران اجازه بزرگ شدن به بنگاه‌ها نمی‌دهد و ضعف دسترسی به تسهیلات بانکی یکی از دلایل اصلی آن است.

او همچنین تاکید کرد: از ابتدای دهه ۱۳۹۰، تعداد مشاغل ایجادشده در اقتصاد ایران تقریباً به نصف متوسط دو دهه پیش از آن کاهش یافته است؛ موضوعی که بیشترین فشار آن متوجه نسل‌های متولد دهه ۷۰ و ۸۰ شده است.

رشد واقعی پنج‌ساله منفی؛ سومین رکود تورمی در ۱۵ سال

از نگاه الحسینی، تمام این بحران‌ها در نهایت خود را در رشد اقتصادی پایین و تورم بالا نشان می‌دهند.

او برآورد کرد: رشد واقعی اقتصاد ایران در مجموع پنج سال اخیر حول‌وحوش منفی ۵ درصد بوده و همزمان تورم نقطه‌به‌نقطه تیرماه به ۸۹ درصد رسیده است.

الحسینی معتقد است ایران اکنون وارد سومین رکود تورمی خود طی حدود ۱۵ سال شده است.

وی دوره نخست را ابتدای دهه ۱۳۹۰ و آغاز تحریم‌های گسترده، دوره دوم را سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ پس از خروج آمریکا از برجام و موج سوم را شرایط فعلی و شوک جنگ و افت درآمد‌های نفتی عنوان کرد.

از ارز ترجیحی تا کاهش درآمد نفتی؛ چرا تورم جهش کرد؟

الحسینی افزایش تورم را صرفاً نتیجه جنگ ندانست و بخش مهمی از آن را به سیاست‌های داخلی پیش از جنگ مرتبط کرد.

او بیان کرد: سیاست ارز ترجیحی در سال‌های گذشته به تضعیف تولید داخلی و تخلیه منابع ارزی منجر شده و دولت در مقطعی حدود ۴ میلیارد دلار بدهی ارزی بابت تعهدات ارز ترجیحی داشته است.

به گفته الحسینی، همزمان برخی کالا‌های اساسی نیز با کمبود مواجه شده بودند و حتی در دی‌ماه سال گذشته کمبود روغن و برنج در چند استان مشاهده شد.

او افزود: در دوره‌ای که فروش نفت در سطح بالاتری قرار داشت، درآمد نفتی نقش یک «بافر» را برای پوشاندن مشکلات داخلی ایفا می‌کرد؛ اما با روی کار آمدن ترامپ و کاهش درآمد‌های نفتی، این ضربه‌گیر نیز تضعیف شد و فشار تورمی با شدت بیشتری خود را نشان داد.

پس‌انداز خانوار‌ها در دو موج قبلی تخلیه شد

الحسینی تاکید کرد: مشکل موج سوم رکود تورمی این است که خانوار ایرانی ذخایری را که در بحران‌های قبلی برای حفظ مصرف استفاده می‌کرد، تا حد زیادی از دست داده است.

او توضیح داد: در رکود تورمی نخست در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲، درآمد ملی حدود ۲۲ درصد افت کرد، اما مصرف خانوار تنها ۲.۶ درصد کاهش یافت و حدود ۱.۵ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شدند.

در موج دوم، با وجود افت حدود ۱۳ درصدی درآمد ملی، مصرف خانوار حدود ۶.۴ درصد کاهش یافت و به گفته او حدود ۱۰.۵ میلیون نفر به زیر خط فقر سقوط کردند.

الحسینی بر همین اساس هشدار داد: در موج سوم نیز اضافه شدن حدود ۱۰ میلیون نفر دیگر به جمعیت زیر خط فقر سناریویی غیرعادی محسوب نمی‌شود.

بحران می‌تواند آغاز اصلاح باشد

با وجود تصویر بسیار تیره‌ای که الحسینی از اقتصاد ایران ارائه کرد، جمع‌بندی او کاملاً بدبینانه نبود.

او معتقد است در تاریخ توسعه، بسیاری از کشور‌های متوسط و بزرگ تنها زمانی مسیر خود را تغییر داده‌اند که با یک بحران بزرگ و ادامه‌ناپذیر مواجه شده‌اند.

الحسینی سه شرط را برای آغاز اصلاحات موفق ضروری دانست: برنامه مشخص، یک تیم اجرایی و برخورداری از اعتبار و حمایتی که بتواند اعتماد بخشی از ائتلاف مسلط حاکم را در لحظه بحران جلب کند.

به اعتقاد او، ایران نیز اکنون به نقطه‌ای نزدیک شده که ادامه سیاست‌های قبلی دشوارتر شده و همین مسئله می‌تواند زمینه تغییر را ایجاد کند.

سناریوی خوش‌بینانه الحسینی، همزمانی اصلاحات داخلی و گشایش خارجی است؛ ترکیبی که از نگاه او می‌تواند در صورت مدیریت صحیح، مسیری مشابه تجربه تحول اقتصادی ویتنام را برای ایران ایجاد کند.

طلا پس از جهش تاریخی؛ ۲۰۲۵ بزرگ‌ترین رشد از ۱۹۷۹

الحسینی در پایان سخنرانی به موضوع اصلی همایش یعنی طلا بازگشت.

او اعلام کرد: قیمت جهانی طلا در یک دهه گذشته حدود ۳.۲ برابر شده، اما بخش عمده این جهش در دو سال اخیر رخ داده است.

به گفته او، سال ۲۰۲۵ بزرگ‌ترین رشد سالانه طلا پس از ۱۹۷۹ را ثبت کرد.

الحسینی افزود: طلا پس از ثبت اوج تاریخی خود در ژانویه ۲۰۲۶ ابتدا حدود ۱۹ درصد، سپس تا ۲۷ درصد کاهش یافت و اکنون فاصله قیمت با سقف تاریخی به حدود ۲۲ درصد رسیده است.

او یکی از عوامل تعیین‌کننده آینده طلا را سیاست پولی آمریکا دانست و اظهار کرد: احتمال افزایش نرخ بهره که حدود یک ماه قبل ۵۱ درصد ارزیابی می‌شد، اکنون به حدود ۳۳ درصد کاهش یافته است.

وی این تغییر را به داده‌های ضعیف‌تر اشتغال آمریکا و کاهش فشار تورمی ناشی از جنگ مرتبط دانست.

خرید بانک‌های مرکزی، پشتوانه اصلی طلا

عامل مهم‌تر از نگاه الحسینی، رفتار بانک‌های مرکزی است.

او اعلام کرد: بانک‌های مرکزی در سه ماه اخیر بار دیگر خرید گسترده طلا داشته‌اند و مدعی شد در پایان سال ۲۰۲۵، دارایی طلای بانک‌های مرکزی از دارایی اوراق قرضه آنها پیشی گرفته است.

الحسینی تاکید کرد: بسیاری از پیش‌بینی‌های صعودی درباره طلا بر این فرض بنا شده‌اند که خرید بانک‌های مرکزی ادامه پیدا کند.

وی محدوده ۵۰۰۰ تا ۵۵۰۰ دلار را با اطلاعات فعلی یکی از محدوده‌های معقول مطرح‌شده در پیش‌بینی‌ها دانست، اما تاکید کرد: این تخمین‌ها ثابت نیستند و بزرگ‌ترین موسسات مالی جهان نیز با ورود هر داده جدید، پیش‌بینی خود را تغییر می‌دهند.

او همچنین با اشاره به رشد بیشتر نقره و کاهش نسبت طلا به نقره عنوان کرد: چنین وضعیتی در تاریخ بی‌سابقه نیست و با توجه به تمایل این نسبت به بازگشت به میانگین، در مقطع فعلی طلا را نسبت به نقره جذاب‌تر می‌داند.

توصیه پایانی؛ «نوسان بازار را نگیرید»

الحسینی در پایان بر همان توصیه سرمایه‌گذاری سال گذشته خود تاکید کرد: در اقتصادی با ریسک‌های بالا، سبد سرمایه‌گذاری نباید بر اساس پیش‌بینی نوسان‌های کوتاه‌مدت بسته شود.

او طلا و بورس را همچنان در میان جذاب‌ترین دارایی‌های سال‌های پیش‌رو قرار داد و تاکید کرد: به ارزیابی قبلی خود مبنی بر عملکرد بهتر بورس در افق سه‌ساله همچنان پایبند است.

الحسینی همچنین معتقد است در چند سال آینده، طلا و بورس احتمالاً نسبت به مسکن، دلار و برخی بازار‌های دیگر عملکرد بهتری خواهند داشت.

او به سرمایه‌گذاران توصیه کرد ترکیب دارایی خود را متناسب با سن و ریسک‌پذیری مشخص کنند و با هر حرکت کوتاه‌مدت بازار آن را تغییر ندهند؛ چراکه به تعبیر او، کسانی که دائماً تلاش می‌کنند «نوسان بازار را بگیرند»، در نهایت خود گرفتار نوسان بازار خواهند شد.

منبع: اقتصاد آنلاین
x