اقتصادآنلاین گزارش می‌دهد؛

میان جنگ و مذاکره | چرا کارزار اقتصادی آمریکا سرنوشت بحران ایران را تعیین می‌کند؟

ایران و آمریکا

اقتصاد‌آنلاین: همزمان با اعلام جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، پاکستان برای احیای میانجیگری وارد میدان شده است. حالا پرسش اصلی این است که این فشار‌ها مقدمه دور تازه جنگ است یا ابزاری برای واداشتن تهران به توافقی جدید؟

گروه سیاسی: در ظاهر، شلیک موشک‌ها متوقف شده‌اند، اما نشانه‌های یک رویارویی در حال شکل‌گیری است. واشنگتن از «عملیات انزوای اقتصادی» علیه ایران سخن می‌گوید و در مقابل ایران، این اقدام را ادامه همان جنگی می‌داند که در میدان نظامی به نتیجه نرسیده است. اما همزمان، پاکستان دوباره میدان‌دار میانجی‌گری برای بازگشت طرفین به مذاکرات و تفاهم شده است. اما مشخص نیست کانال دیپلماسی قرار است به توافقی پایدار منجر شود یا صرفاً زمان بیشتری برای هر دو طرف بخرد.

ابتکار دوباره اسلام‌آباد؟

گزارش‌های منتشرشده درباره سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران مثبت بوده است. شبکه «الحدث» به نقل از منابع آگاه مدعی شده که منیر در گفت‌و‌گو با مقام‌های ایرانی بر تلاش اسلام‌آباد برای دستیابی به راهکاری جهت پایان دائمی جنگ و کاهش تنش تأکید کرده است. بر اساس همین گزارش، محسن رضایی نیز اعلام کرده تهران پس از رایزنی‌های داخلی پاسخ رسمی خود را ارائه خواهد کرد.

در سوی دیگر، یک مقام ارشد ایرانی به نقل از الجزیره گفته است مذاکرات با عاصم منیر سازنده بوده و ایده‌های مفیدی در آن مطرح شده، اما پیامی میان تهران و واشنگتن ردوبدل نشده است. مهدی طباطبایی عضو شورای اطلاع‌رسانی ریاست جمهور نیز این را مثبت دانسته که نتایج آن به زودی آشکار می‌شود. هرچند دست‌کم در مقطع کنونی، نمی‌توان سفر منیر را به معنای آغاز مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا دانست.

توافق یا خرید زمان؟

پاکستان در شرایطی وارد میدان شده که هم ایران و هم آمریکا دلایل خاص خود را برای پرهیز از یک جنگ تمام‌عیار دارند. ایران پس از یک دوره درگیری نظامی و فشار اقتصادی، با مجموعه‌ای از مشکلات داخلی و خارجی مواجه است. موضوعی که رییس جمهور و رییس مجلس نیز بار‌ها به آن اشاره کرده‌اند و به همین دلیل هم هدف انتقاد طیف رادیکال قرار گرفتند. اما آمریکا نیز به دلیل تلاش برای پایین نگه داشتن قیمت نفت و جلوگیری از بحران در بازار انرژی و البته انتخابات میان‌دوره آبان ماه، فعلا به دنبال ورود به یک جنگ تمام عیار نیست.

از این منظر، تفاهم اسلام‌آباد می‌تواند دست‌کم در کوتاه‌مدت فضایی برای بازگشت دوباره به گفت‌و‌گو‌ها فراهم کند. اما مسئله مهم‌تر این است که آیا این فرایند قرار است به یک توافق واقعی برسد یا صرفاً زمان بخرد.

برخی تحلیل‌ها در ایران و منطقه بر این فرض استوار هستند که آمریکا ممکن است ایران را تا پاییز درگیر روند تفاهم اسلام‌آباد نگه دارد و سپس، پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، درباره مرحله بعدی رویارویی تصمیم بگیرد. با این حال، این سناریو نمی‌توان آبان را را موعد بعدی درگیری نظامی دانست، اما می‌توان گفت پاییز می‌تواند به یک نقطه مهم برای ارزیابی مسیر بحران تبدیل شود، زیرا تا آن زمان میزان موفقیت فشار اقتصادی آمریکا، واکنش ایران و سرنوشت میانجیگری‌ها روشن‌تر خواهد شد.

فشار اقتصادی با گذشته متفاوت است؟

در همین فاصله، دولت دونالد ترامپ فشار اقتصادی علیه ایران را تشدید کرده است. اما ابهام اینجاست که این کارزار جدید تفاوتی با تحریم‌ها و سیاست فشار حداکثری سال‌های گذشته دارد یا نه.

اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا، مدعی شده این کارزار «بی‌سابقه» است و هدف آن را قطع مسیر‌های درآمدی و ارتباطات مالی ایران در خارج از کشور دانسته است. بر اساس گزارش ارائه‌شده، واشنگتن علاوه بر افزودن ده‌ها فرد، شرکت و کشتی به فهرست تحریم‌ها، دامنه بخش‌هایی را که می‌توانند مبنای تحریم قرار گیرند گسترش داده است.

به نظر می‌رسد که اهمیت این تصمیم تحریم‌های جدید نیست. چراکه بسیاری از آنها پیش از بخش‌ها و نهاد‌ها و افراد به اشکال مختلف هدف محدودیت‌های آمریکا بوده‌اند. تفاوت اصلی در محاصره دریایی ایران است و گسترش دامنه اختیارات تحریمی و افزایش ریسک برای شرکت‌ها و کشور‌هایی است که با ایران همکاری می‌کنند.

پاسخ ایران به چنگ اقتصادی چه خواهد بود؟

در مقابل محمدباقر قالیباف رییس مجلس گفته که کشور‌های نزدیک به ایران گفته‌اند که به این تحریم‌ها اعتنایی نخواهد داشت. به نظر می‌رسد که اگر فشار جدید بتواند صادرات نفت، انتقال درآمد و دسترسی به شبکه‌های مالی را بیش از گذشته محدود کند، توان دولت برای مدیریت پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی بحران کاهش خواهد یافت.

از سوی دیگر، همین فشار می‌تواند نتیجه معکوس نیز داشته باشد. یعنی ایران را به این جمع‌بندی برساند که مذاکره در شرایط فشار، هزینه بیشتری دارد و باید مقاومت اقتصادی و سیاسی را افزایش دهد. در نتیجه، تحریم به خودی خود تضمین‌کننده مذاکره نیست.

چه خواهد شد؟

آنچه اکنون میان ایران و آمریکا جریان دارد، رقابتی بر سر زمان، هزینه و محاسبه است.

آمریکا می‌خواهد فشار اقتصادی را آن‌قدر افزایش دهد که ایران به این نتیجه برسد ادامه تقابل پرهزینه‌تر از توافق است. تهران نیز تلاش می‌کند نشان دهد تحریم و فشار نمی‌تواند آن را وادار به پذیرش توافقی کند که از نظرش نامتوازن است.

در چنین شرایطی هنوز مشخص نیست که تلاش‌های دیپلماتیک به توافق منجر خواهد شد یا تنها دوره‌ای از آرامش قبل از طوفان را ایجاد می‌کند.

باید دید که پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا چه خواهد بود. اگر تفاهم اسلام‌آباد بتواند به یک چارچوب قابل قبول برای کاهش تنش تبدیل شود، احتمال بازگشت به دیپلماسی افزایش خواهد یافت. اما اگر این مسیر شکست بخورد و فشار اقتصادی نیز ادامه یابد، حرکت دوباره بحران به سمت تقابل محتمل‌تر است.

به نظر می‌رسد که اکنون مسئله این است که بین ایران و آمریکا، مسئله این است که کدام طرف زودتر به این نتیجه می‌رسد که ادامه رویارویی، از توافقی دشوار پرهزینه‌تر است.

منبع: اقتصاد آنلاین
x