روسیه از اختلال در تنگه هرمز سود میبرد | چرا چین با بیانیه گروه ۲۰ علیه ایران مخالفت کرد؟
اقتصادآنلاین: در حالی که روابط ایران با چین و روسیه در سایه جنگ ایران و آمریکا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، نشانههایی از تعارض منافع تهران با این دو کشور آشکار شده است. دیپلمات پیشین ایران از اختلاف تهران و پکن بر سر تنگه هرمز، رفتار متفاوت مسکو و آینده روابط ایران با شرق میگوید.
گروه سیاسی: رابطه ایران با چین و روسیه در شرایط پس از جنگ با آمریکا بیش از گذشته در معرض آزمون قرار گرفته است. تهران در سالهای اخیر تلاش کرده است مناسبات خود را با دو قدرت شرقی بهعنوان یکی از پایههای سیاست خارجی خود تقویت کند، اما تحولات ماههای اخیر نشان میدهد همسویی با پکن و مسکو الزاماً به معنای یکسان بودن منافع و محاسبات آنها با ایران نیست.
عدم برگزاری دیدار رسمی میان مسعود پزشکیان و شی جینپینگ در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای، در شرایطی که دو رئیسجمهور سال گذشته دیداری دوجانبه داشتند، توجهها را به وضعیت روابط تهران و پکن جلب کرده است. همزمان، مواضع مکرر چین درباره تنگه هرمز و تأکید این کشور بر آبراه بینالمللی بودن تنگه و ضرورت عبور بدون مانع کشتیها، میتواند نشانهای از تفاوت منافع دو کشور باشد.
از سوی دیگر، همراهی روسیه با بند مربوط به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز در بیانیه گروه ۲۰، پرسش دیگری را ایجاد میکند. چرا روسیه برخلاف چین با این بند مخالفت نکرد؟
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در گفتوگو با اقتصادآنلاین به بررسی این تحولات، تفاوت رویکرد چین و روسیه، منافع پکن در خلیج فارس و دلایل رفتار مسکو پرداخته است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
*****
*آقای احمدی؛ در حاشیه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، روسای جمهور ایران و چین برای دقایقی با یکدیگر به گفتوگو پرداختند. با توجه به اینکه دیدار رسمی دوجانبهای میان آنها انجام نشد، آیا میتوان این مسئله را معنادار دانست؟
ملاقات رسمی دوجانبه بین دو رئیس جمهور در جریان نشست سران سازمان شانگهای در بیشکک انجام نشد، در حالیکه در نشست سران سال قبل در تیانجین که قبل از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران برگزار شده بود، پزشکیان و شی ملاقات رسمی دو جانبه داشتند.
البته رهبر چین در نشست بیشکک از بین ۸ رئیس کشور و نخست وزیر شرکتکننده در اجلاس، تنها با سه تن از آنها، یعنی روسای جمهور روسیه، ازبکستان و مغولستان، ملاقات رسمی دوجانبه داشت. اما آنچه عدم ملاقات رسمی بین شی و پزشکیان را حائز اهمیت میکند، این است که در شرایط بحرانی بعد از حمله آمریکا به ایران، ملاقات عالیرتبه بین مقامات دو کشور محدود به یک سفر آقای عراقچی به پکن در نیمه اردیبهشت و ملاقات او با وزیر خارجه چین در حاشیه نشستی در بیشکک در تیر گذشته بوده است.در شرایطی که چین همچنان ایران را شریک راهبری جامع خود میداند و آمریکا و اسرائیل را به خاطر حمله به ایران سرزنش میکند و در یک مورد هم در شورای امنیت یک قطعنامه ضدایرانی را وتو کرد، محتمل است اختلاف نظر بین ایران و چین درباره تنگه هرمز رو به افزایش نهاده و عدم برگزاری ملاقات دوجانبه رسمی بین روسای دو کشور در بیشکک علامتی در این رابطه بوده باشد.
چین از اردیبهشت گذشته به دفعات در مورد تنگه هرمز اظهار نظر کرده و از آن به عنوان یک «آبراه بینالمللی» یاد کرده و بر ضرورت «عبور بدون مانع از آن» یاد کرده است. در ۳۱ فروردین، سخنگوی وزارت خارجه چین در پاسخ به سؤالی راجع به شلیک به یک کشتی هندی و اظهارات یک مقام نظامی ایران در مورد کنترل تنگه هرمز، گفت: «چین تنگه هرمز را یک تنگه برای عبور بینالمللی میداند و حفظ ایمنی و عبور بدون مانع از آن را یک نفع مشترک منطقهای و بینالمللی میشمرد.» نماینده چین در سازمان ملل نیز در ۲۸ فروردین از عدم موافقت چین با ایران در مورد حمله به کشورهای خلیج فارس و ضرورت تضمین آزادی و ایمنی کشتیرانی از طریق یک تنگه که مورد استفاده بینالمللی است، سخن گفت.
چرا تنگه هرمز میتواند به نقطه اختلاف تهران و پکن تبدیل شود؟
*دلیل حساسیت چین نسبت به تنگه هرمز چیست و چرا موضع این کشور درباره تنگه میتواند با نگاه ایران تعارض پیدا کند؟
موضع چین در مورد تنگه هرمز منعکسکننده منافع حیاتی آن کشور است. با توجه به اینکه چین اقتصادی صادراتمحور دارد، آزادی و ارزانی و سرعت در دریانوردی بینالمللی برای آن کشور حیاتی است.
بعلاوه، با توجه به اینکه چین ۴۰ درصد انرژی خود را از خلیج فارس دریافت میکند، قیمت پایین نفت و امنیت انتقال انرژی برای آن کشور از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا، تعارض بین نگاه ایران به تنگه به عنوان یک ابزار راهبری و نگاه چین به تنگه به عنوان مسیر عبور کالا و انرژی میتواند مسئلهساز شده باشد.
*در این میان انتصاب محمدباقر قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین چه اهمیتی دارد؟
نکته مهم دیگر در رابطه بین ایران و چین، انتصاب قالیباف به پیشنهاد پزشکیان و تأیید رهبری به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین در اواخر اردیبهشت گذشته است. انتصاب یک مقام بسیار عالیرتبه آن هم در چنان سطح بالایی تحول بسیار مهمی بود که میبایست قاعدتاً با اقداماتی دنبال میشد.
اما طی بیش از سه ماه گذشته تحول جدیدی را از ناحیه این انتصاب شاهد نبودهایم. شاید انتظار این بود که بعد از این انتصاب مهم، سفر ایشان به پکن برنامهریزی میشد که هنوز خبری از آن نیست.
مخالفت چین با بیانیه گروه ۲۰
*مخالفت چین با بیانیه مشترک اجلاس گروه ۲۰ را چگونه ارزیابی میکنید؟
مخالفت چین با بیانیه مشترک اجلاس گروه ۲۰ که صدور بیانیه را ناممکن کرد و موجب انتشار آن تحت عنوان «بیانیه رئیس» با موافقت ۱۹ عضو دیگر شد، تحول مهمی است. سخنگوی وزارت خارجه چین در توضیحی راجع به موضع چین در مخالفت با بیانیه مشترک، ضمن «ابراز تأسف عمیق»، دلیل آن را «نظرات متفاوت در مورد موضوعات مربوطه» اعلام کرد.
سخنگوی چینی وارد چهار موضوعی که محل اختلاف بود، نشده و تنها بر اصول «اجماعسازی و مشارکت برابر» و «ضرورت همکاری عینی، منصفانه و متوازن در مورد مسائل کلیدی اقتصادی جهانی و رد هر گونه تلاش برای تحمیل روایت یک کشور بر دیگران» تأکید کرده است. در غیاب توضیحی روشن و تفصیی در مورد مشکلات چین با متن تهیه شده توسط آمریکا، حدس و گمانهایی در رسانههای بین المللی مطرح شده و از جمله از چهار بند ۴، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ پیش نویس به عنوان موارد اختلافی صحبت شده است.
این بندها مربوط به موضوعات زیر است: ۱. انتقاد از «عدم توازن جهانی» و «تکیه بیش از حد بر صادرات» که بهطور ضمنی متوجه ۱.۲ تریلیون دلار مازاد تراز پرداخت تجاری چین است. ۲. مخالفت چین با جملهبندی مربوط به «تجدید ساختار بدهیهای دولتی» ۳. مخالفت با جملهبندی مربوط به کسب اطمینان در مورد «کارکرد مؤثر» زنجیره مواد معدنی حیاتی. ۴. عدم موافقت در مورد بند مربوط به کسب اطمینان در مورد «کشتیرانی آزاد، ایمن و قابل پیشبینی در تنگه هرمز».
از میان این موارد، کدامیک برای ایران اهمیت بیشتری دارد؟
طبعا بند ۴ برای ایران مهم است. اما همانطور که گفتم معلوم نیست که واقعا چین در این مورد مخالفتی را مطرح کرده است یا خیر. با توجه به اینکه چین عضو کنوانسیون حقوق دریاها است و به این دلیل متعهد به آزادی کشتی رانی در همه دریاها است، روشن نیست که آیا چین با بند ۴ واقعا مخالفت کرده است یا نه.
البته صرفنظر از ابعاد مربوط به کشتی رانی، مسئله همزمان این است که آمریکا روایت خاص و یک طرفه خود را در این بند ۴ گنجانده و اینکه تجاوز آمریکا و اسرائیل موجب بحران در تنگه هرمز شد، مسکوت مانده است. در واقع متن بند ۴ بهطور ضمنی ایران را مقصر مشکلات اقتصاد جهانی معرفی میکند.
در این بند با اشاره به «ضرورت کارکرد مؤثر و روان زنجیرههای ارزش کلیدی مانند انرژی، غذا و کود و...» و ضمن «ابراز نگرانی از تداوم اختلال در تجارت انرژی» تأکید میکند که «کشتیرانی آزاد، امن و قابل پیشبینی در تنگه هرمز و کل جهان و حل جنگهای جاری و منازعات برای رشد مداوم جهانی ضرورت اساسی دارد.» لذا اگر چه جا داشته که چین به خاطر یک طرفه بودن متن بند ۴ با آن مخالفت کند، اما روشن نیست که چنین کرده است یا خیر.
روسیه چرا برخلاف چین با بند هرمز مخالفت نکرد؟
*اما در مورد روسیه وضعیت متفاوت است. چرا مسکو برخلاف چین با بند مربوط به تنگه هرمز مخالفت نکرد؟
در زیرنویس بیانیه گروه ۲۰ که در سایت وزارت خزانهداری آمریکا انتشار یافته، تصریح شده که «همه اعضای گروه ۲۰ به استثنای چین با مفاد این بیانیه موافقت کردهاند.» روسیه یکی از ۱۹ عضو گروه ۲۰ است که با مفاد این بیانیه موافقت کرده است.
لازم به توضیح است که عضویت روسیه بعد از تجاوز آن کشور به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ با مشکلاتی مواجه شد، اما برغم درخواست دولت بایدن در مارس ۲۰۲۲ برای اخراج روسیه و حمایت شماری از اعضا، به دلیل عدم اجماع در این مورد عضویت روسیه تداوم یافت. اما تا اجلاس اخیر در آمریکا، مقامات روسیه در سطح بالا و به شکل حضوری طی چهار سال گذشته در نشستهای گروه شرکت نداشتند.
*به نظرتان، این رفتار روسیه با توجه به روابط نزدیکتر این کشور با ایران چه معنایی دارد؟
عدم مخالفت روسیه با ماده ۴ در حالی است که این کشور در مقایسه با چین به لحاظ سیاسی و نظامی به ایران نزدیکتر شمرده میشود. روسیه همچنین در مقایسه با چین نهتنها نیاز بسیار کمتری به تنگه هرمز دارد، بلکه حتی از اختلال تردد در تنگه سود میبرد. با این حال، روسیه تصمیم گرفت با بند ۴ بیانیه مخالفت نکند.
شاید دلیل اصلی این نحوه برخورد روسیه را باید ناشی از تصمیم مسکو به اجتناب از رنجاندن دولت ترامپ دانست. تشویق روسیه به شرکت حضوری در نشست نشویل توسط دولت ترامپ، برخلاف رویه دولت بایدن، و حفظ روابط پوتین و ترامپ که در ارتباط با بحران اوکراین میتواند مفید باشد، احتمالاً از دلایلی است که موجب نحوه برخورد روسها شد.
از سوی دیگر، روسیه احتمالاً حساب میکند که در هر حال ایران گزینهای ندارد و ناچار از تحمل رفتار مسکو است.