واقعیت عجیب بازار ایران/ سهم ناچیز فروشگاههای زنجیرهای
با وجود رشد فروشگاههای زنجیرهای و آنلاین، همچنان حدود ۸۵ درصد بازار خردهفروشی ایران در اختیار سوپرمارکتها و شبکه توزیع مویرگی است؛ ساختاری که تحلیل دقیق بازار را دشوار کرده است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فارس، مهدی نظری در یک نشست خبری که در اتاق بازرگانی ایران برگزاری شد با تشریح وضعیت بازار خردهفروشی کالای سوپرمارکتی ایران، تأکید کرد که این بازار به دلیل پیوند مستقیم با سبد معیشت خانوار و سهم بالای آن در گردش مالی اقتصاد کشور، به یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد ایران تبدیل شده؛ بخشی که در سالهای اخیر زیر فشار همزمان جنگ، نوسانات ارزی، سیاستهای انقباضی، تورم و تغییر رفتار مصرفکننده پیچیدهتر از همیشه شده است.
رئیس سابق کمیسیون نوآوری و اقتصاد دیجیتال کانون مشاوران و مدیریت مهندسی ایران با اشاره به اینکه حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد بازار خردهفروشی ایران همچنان در سوپرمارکتها و بقالیهای محلی جریان دارد، گفت: همین ساختار غیرمتمرکز و کمداده، شناخت دقیق بازار را دشوار کرده و باعث شده تصویری روشن از رفتار خرید، حجم فروش، جابهجایی کالا و تغییرات مصرف در دسترس نباشد.
نظری بیان داشت: مشکل فقط بزرگی بازار نیست، بلکه ناشناخته بودن بخش عمده آن است؛ بازاری که برخلاف تصور عمومی، هنوز در اختیار شبکههای مویرگی است و در بخش کمتری در اختیار فروشگاههای زنجیرهای و اندکی هم در اختیار بسترهای آنلاین است.
وی افزود: همین ویژگی باعث شده ابزارهای سنتی سنجش بازار، از جمله نمونهگیریهای محدود و پرسشهای میدانی، دیگر پاسخگوی واقعیتهای پیچیده این حوزه نباشند.
نظری با اشاره به تحولات سال گذشته گفت: مجموعهای از بحرانها، از جنگ و ناامنیهای ناشی از آن تا تغییرات نرخ ارز، افزایش چندباره قیمت کالاها و فشار بر بودجه خانوار، الگوی مصرف را دگرگون کرده است. در نتیجه، خانوارها بیش از گذشته به سمت کالاهای ضروریتر، بستهبندیهای کوچکتر در برخی اقلام و خریدهای مقرونبهصرفهتر حرکت کردهاند؛ تغییری که مستقیما به تولیدکنندگان منتقل شده است.
وی افزود: کوچک شدن سبد مصرف خانوار فقط یک مساله معیشتی نیست، بلکه برای صنعت نیز یک هشدار جدی است، چون تولیدکننده ناچار میشود در شرایط افزایش هزینهها و افت قدرت خرید مردم، برای حفظ فروش، حاشیه سود خود را کاهش دهد و همزمان درباره نوع تولید، حجم تولید و نحوه حضور در بازار تصمیمهای دشوارتری بگیرد.
نظری همچنین تأکید کرد که در چنین شرایطی، تصمیمگیری بدون اتکا به دادههای واقعی، بهروز و گسترده، دیگر نمیتواند مبنای برنامهریزی راهبردی باشد.
وی افزود: داده زمانی ارزش پیدا میکند که از سطح اطلاعات خام عبور کند و به دانش و بینش مدیریتی تبدیل شود؛ در غیر این صورت، سیاستگذاری و مدیریت بازار در فضایی مبهم و پرهزینه انجام خواهد شد.
وی با اشاره به محدودیت آمارهای رسمی در پوشش بازار کالاهای مصرفی گفت: در حالی که نهادهای رسمی معمولا چند صد قلم کالا را مبنای سنجش قرار میدهند، بازار واقعی با بیش از ۱۰۰ هزار قلم کالا مواجه است و همین شکاف، ضرورت استفاده از ابزارهای جدید تحلیل بازار را دوچندان میکند.
نظری یکی دیگر از ضعفهای نمایانشده در بحرانها را آمادگی پایین بخشی از تولید برای واکنش سریع به شرایط اضطراری دانست.
وی با اشاره به جهش ناگهانی تقاضا برای کالاهای آماده مصرف در دوره بحران گفت: بخشی از صنعت حتی در تنظیم سرعت خطوط تولید و پاسخ سریع به تقاضای فشرده نیز با عقبماندگی فنی و عملیاتی روبهروست؛ مسالهای که لزوم نوسازی فناوری، افزایش چابکی تولید و آمادگی برای مدیریت بحران را برجسته میکند.
نظری هشدار داد که بازار خردهفروشی ایران وارد دورهای شده که در آن، پیشبینیناپذیری، شوکهای پیدرپی و تغییر سریع رفتار مصرفکننده به وضعیت عادی تبدیل شده است؛ بنابراین هم تولیدکنندگان، هم سیاستگذاران و هم شبکه توزیع، ناگزیرند نگاه سنتی به بازار را کنار بگذارند و به سمت تصمیمگیری دادهمحور حرکت کنند.





