کوچ روزنامهنگاران | روزنامهنگاری در ایران به کجا میرود؟
روزنامهنگاری، سالهاست که در معرض بیشترین فشارها است و به عنوان یک حرفه، در حال تنزل به شغل دوم یا سوم یا شغلی پارهوقت است.
روزنامهنگاری، سالهاست که در معرض بیشترین فشارها است و به عنوان یک حرفه، در حال تنزل به شغل دوم یا سوم یا شغلی پارهوقت است.
برگ تشخیص مالیات پایان مسیر نیست، بلکه آغاز یک فرآیند حقوقی است که در آن مودی حق دارد نسبت به تشخیص سازمان امور مالیاتی اعتراض کرده و از حقوق قانونی خود دفاع کند.
ضعف نظام آماری، اختلاف میان نهادهای رسمی و نبود شفافیت اطلاعاتی، سیاستگذاری اقتصادی در ایران را با چالش جدی روبهرو کرده و تصمیمگیری را بر پایه تصویری ناقص از واقعیت اقتصاد قرار داده است. این گزارش با بررسی ریشههای این بحران، بر ضرورت اصلاح حکمرانی دادهها و بازسازی نظام آماری کشور تأکید میکند.
تقریباً هیچ سیاست اقتصادی در ایران با این جمله معرفی نمیشود که «این یک تصمیم دائمی است». برعکس، اغلب سیاستها با وعدهای آرامشبخش و با تأکیداتی از جمله «تا زمان عادی شدن شرایط»، «به صورت موقت»، «برای کنترل بازار» یا «تا پایان بحران» آغاز میشوند. از ارز ترجیحی و ممنوعیتهای تجاری گرفته تا قیمتگذاری دستوری، محدودیتهای صادراتی، معافیتهای مالیاتی و انواع سهمیهبندیها، بسیاری از مداخلاتی که قرار بود واکنشی کوتاهمدت به یک وضعیت اضطراری باشند، سالها دوام آوردهاند و حتی به بخشی از ساختار اقتصادی ما تبدیل شدهاند.
بیستودوم تیرماه، همزمان با زادروز محمد بن موسی خوارزمی، دانشمند بزرگ ایرانی و بنیانگذار مفهوم الگوریتم، در تقویم رسمی کشور به نام روز ملی فناوری اطلاعات ثبت شده است؛ روزی برای پاسداشت متخصصان، کارآفرینان، مدیران، پژوهشگران و فعالانی که با دانش، خلاقیت و تلاش خود، زیرساخت حرکت ایران بهسوی آینده را بنا میکنند.
سالهاست نرخ سود بانکی در ایران نه بر اساس واقعیتهای اقتصاد، بلکه در سایه مداخلات سیاستی تعیین میشود. چرا با وجود افزایش مداوم تورم، نرخ سود بانکی همچنان از واقعیتهای اقتصاد عقب مانده است؟
یک فعال بازار سرمایه بر این باور است: بازار سرمایه سالها پیش از ظهور این پلتفرمها، ابزارهای رسمی سرمایهگذاری مبتنی بر طلا را در اختیار مردم گذاشته بود؛ از صندوقهای طلا گرفته تا گواهیهای سپرده کالایی. منطقی بود تصور شود مردم ابزارهای رسمی و دارای مجوز را به گزینههای تازهتر ترجیح دهند؛ اما در عمل چنین نشد.
یک کارشناس فوتبال میگوید: فدراسیون فوتبال ایران در دوره برگزاری جام جهانی، پول هنگفتی به جیب میزند و رقم کلانی به حسابش وارد میشود.
گسترش اشتغال غیررسمی و اقتصاد زیرزمینی در ایران را نمیتوان صرفاً به ضعف نظارت یا «فرار از قانون» فروکاست؛ این پدیده بیش از هر چیز، بازتاب سازگاری جامعه با محیطی است که در آن تورم مزمن، نااطمینانی سیاستی، محدودیتهای خارجی و تنگناهای سرمایهگذاری، افق برنامهریزی و اشتغال را کوتاه کرده است. وقتی ثبات قیمتی وجود ندارد و پیشبینیپذیریِ مقررات پایین است، هم بنگاه و هم نیروی کار به سمتی میروند که انعطافپذیرتر و کمهزینهتر باشد؛ حتی اگر این انعطاف به قیمت خروج از چتر رسمی اقتصاد تمام شود.
یک تحلیلگر بازار سرمایه بر این باور است: هرگونه دخالت دستوری و تعطیلی اجباری، تابآوری بورس را در شرایط آتشبس کنونی تضعیف میکند.
یک پژوهشگر اقتصادی بر این باور است: قیمتگذاری دستوری در ایران به نوعی قرارداد نانوشته میان دولت و جامعه تبدیل شده است؛ قراردادی با این مضمون که کالا باید ارزان بماند، حتی اگر تولیدکننده دچار زیان شود.
یک استاد دانشگاه بر این باور است: ایران امروز به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای نظامی و سیاسی و همچنین شبکه روابط منطقهای خود، یکی از بازیگران تعیینکننده در معادلات امنیتی منطقه به شمار میرود.
یک کارشناس بازار سرمایه گفت: با اجرای آییننامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ برنامه هفتم توسعه و افزایش سهم معاملات برق در بورس انرژی، مسیر تخصیص برق از سازوکارهای غیرشفاف و سهمیهای به سمت کشف قیمت بر پایه عرضه و تقاضا حرکت میکند؛ اقدامی که ضمن کاهش رانت مشترکان پرمصرف، امکان هدفمند شدن حمایتها از خانوارهای کممصرف و دهکهای پایین را فراهم کرده و با اصلاح الگوی مصرف، ابزار مؤثرتری برای مهار ناترازی و کاهش خاموشیهای فصلی در اختیار سیاستگذار قرار میدهد.
حامد عباسی، اقتصاددان، معتقد است آینده بازار سرمایه بیش از آنکه به افتوخیز کوتاهمدت شاخص وابسته باشد، به نحوه سیاستگذاری دولت، کاهش مداخلات دستوری و بازگشت اعتماد سرمایهگذاران گره خورده است.
پیشنهاد تغییر فرمول محاسبه مستمری بازنشستگان از «دو سال پایانی» به «کل سنوات بیمهپردازی» اگرچه با هدف کاهش ناترازی صندوقها مطرح شده، اما در اقتصادی با تورم مزمن و بازار کار بیثبات، میتواند به کاهش محسوس حقوق بازنشستگی میلیونها بیمهشده منجر شود؛ موضوعی که بار دیگر تعارض میان پایداری مالی صندوقها و معیشت بازنشستگان را به مرکز مناقشات رفاهی کشور کشانده است.
کوروش احمدی، تحلیلگر روابط بینالملل در یادداشتی نوشت: این «برهه حساس کنونی» از آن برهه حساس کنونیهای ۴۷ سال گذشته نیست. ترامپ دو دوره جنگ تجاوزکارانه را تحمیل کرد و نتیجهای از آن در جهت تحقق خواستههایش نگرفت. در این جنگ سوم آنها چیز زیادی جز زیر ساختهای ما برای زدن ندارند، آن هم زیرساختهای کشوری که نه پول دارد برای بازسازی آنها و نه تحریم اجازه بازسازی میدهد.
در شرایطی که فناوریها با سرعتی پرشتاب در حال تغییرند و انتظارات مخاطبان و مشتریان پیوسته دگرگون میشود، سازمانها برای بقا و رشد ناگزیرند به سمت نوآوری حرکت کنند؛ رویکردی که منجر به بروز رفتارهای کارآفرینانه در سازمان می شود.
صادق الحسینی تحلیلگر اقتصادی نوشت: اگر ترامپ بار دیگر حمله کند، هدف اصلی او نه تغییر نظام سیاسی ایران و نه حتی الزاماً تغییر رفتار ایران، بلکه ایجاد این تصویر خواهد بود که «دست برتر» را در اختیار دارد، پیروز شده و میتواند از بحرانی که در آن گرفتار شده، خارج شود.
اکبر محمودی خبرنگار ارشد و اقتصاد مسکن در یادداشتی مینویسد: گزارش اخیر مرکز آمار و تورم ۷۳ درصدی نشان داد بسیاری از کالاها چه در رکود و چه در رونق باشند، رشد قابل توجه قیمتی خواهند داشت. حال به طور مشخص این سوال مطرح است که آیا با رشد ریالی مسکن، این بخش که در رکود عمیق فرو رفته میتوان نشانههایی از خروج مسکن را در آن دنبال کرد؟